از خط مقدم فتنه ۸۸ تا معراج حلب(حدیث دشت عشق)
در مجمع مفاخر و مجاهدان غیور این سرزمین، نام جوانِ دلاورِ دهه هفتادی، پاسدار تکاور شهید «سیدمحمدحسین میردوستی»، ابهتی از جنس غیرت عباس(ع) دارد. او که متولد ۱۳ تیر ۱۳۷۰ در شاهرود بود، تقدیرش با هجرتهای مداوم در کنار پدر رزمندهاش (سیدمرتضی) گره خورد؛ پدری که خود بعدها همراه با فرزندانش گام در کارزار شام نهاد. سیدمحمدحسین در عنفوان جوانی، آزمونی سخت را در فتنه ۱۳۸۸ پشت سر گذاشت و در خط مقدم دفاع از نظام در برابر فتنهگران ایستاد. سیدمحمدحسین در ۲۰ سالگی پیراهنِ پرافتخار یگان ویژه صابرین را به تن کرد. برادر بزرگتر و همرزمش، سیدقاسم، او را شهره به حفظ بیتالمال، خوشخلقی و اخلاص میدانست. او با آگاهی کامل از شهادت قدم در سوریه گذاشت. پیش از پرواز هفدهروزهاش در حلب، در وصیتنامهای بیبدیل، نهتنها همسرش را به استواری و فرزند یکسالهاش (محمدیاسا) را به مراقبت از فریب دشمن و پشتیبانی از ولایت سفارش کرد، بلکه با نگاهی بلندمرتبه نوشت: «اگر شهادت بنده بهگونهای بود که در کما یا مرگ مغزی رفتم، اعضای بدنم را به نیازمندان اهدا کنید.» سرانجام در اول آبان سال ۱۳۹۴، دقیقاً همزمان با ظهر تاسوعای حسینی، سیدمحمدحسین به آرزوی دیرینهاش رسید و نامش در دیوان مدافعان حرم حضرت زینب(س) جاودانه شد. شش روز بعد، وقتی پیکر مطهرش به معراجالشهدا بازگشت، پدرش با صلابتی حیدری فریاد زد: «این گلِ پرپر ما، هدیه به رهبر ما» و همسر و مادرش با اقتدار، فرزندی را که داغ علیاکبر(ع) را زنده میکرد، نثار راه سیدالشهدا دانستند. برادرش سیدقاسم نیز با لباس رزم زیر تابوت رفت تا ثابت کند شهادت، افتخار خانوادگی آنان است.