کد خبر: ۳۳۳۳۶۲
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۴
به بهانه سالگرد هفتم تیرماه، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی

می‌خواستند انقلاب را بی‌آینده کنند!

 
دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
«... ما به عنوان کسانی که همیشه مسئولیت حس می‌کرده‌ایم، به آمریکا و سایر قدرت‌های استعمارگر گفته‌ایم، بدانید با فرد طرف نیستید، با افراد هم طرف نیستید، با شخص امام طرف نیستید، با علمای انقلابی و رجال انقلابی طرف نیستید، با شورای انقلاب طرف نیستید، با دولت موقت انقلاب طرف نیستید، با یک ملت طرف هستید. درک کنید موقعیت ایران را، بدانید ایران ملتی دارد که خط انقلاب خودش را شناخته، مکرر به اینها گفته می‌شد که اگر همه چهره‌هایی را که شما به عنوان چهره‌های مؤثر می‌شناسید، بگیرند اعدام کنند، نابود کنند، انقلاب با توان بیشتر جلو می‌رود. حالا هم بهشان می‌گوییم که شما انتظار نداشته باشید که کسی بتواند ملت به‌پاخاسته ما را در برابر همه کارهای ناپسند و زشت شما، مهار کند. ملت در برابر این توهین‌ها مهار شدنی نیست...»
این جملات، بخشی از سخنان آیت‌الله شهید دکتر بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی و در اوایل شهریور 1358 و پس از ترور حاج مهدی عراقی و فرزند ایشان است. ترورهایی که نخستین‌ها نبوده و طی چند ماه بعد از انقلاب بارها و بارها تکرار شده بودند.
از ترور و شهادت سپهبد محمد ولی قرنی تا هدف قرار دادن استاد شهید مطهری و شهادت آیت‌الله قاضی طباطبایی، نخستین شهید محراب و.... ترورهایی که با تابلوی گروهک تروریستی فرقان انجام گرفت‌، ولی براساس اسناد لانه جاسوسی آمریکا، از همان روزها دست پنهان استکبار جهانی در همه آنها اثبات گردید. 
تروریسم ضدبشری منافقین 
اما از 30 خرداد 1360 گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) بعد از گذشت بیش از 28 ماه سوءاستفاده و تحریف و جعل و نفوذ، بالاخره به روی ملت انقلابی ایران، تیغ کشید و قیام مسلحانه کرد. 
تئوری آنها (که بعدا هم اعلام نمودند) این بود که گویا با ترور شخصیت‌های اصلی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی را بی‌آینده کرده و آماده سقوط گردانند که با ضربه نهائی، آن را ساقط نمایند!
اولین ترور آنها متوجه امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع، حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای گردید که با همکاری بقایای گروهک تروریستی فرقان و در مسجد ابوذر تهران حین سخنرانی ایشان، انجام گرفت. به خواست خداوند تبارک و تعالی ترور ناموفق ماند و امام جمعه تهران به عنوان شهید زنده برای نظام جمهوری اسلامی ماندند و سالها در مقام ریاست جمهوری و سپس ولی فقیه و رهبر نظام، برکات و دستاوردهای حیرت انگیزی برای این نظام حاصل کردند. 
فردای ترور امام جمعه تهران، عملیات بزرگ منافقین با همکاری آمریکا و فرانسه (آنچنان که سالها بعد سرکرده منافقین طی گزارشی به ژنرال حبوش رئیس استخبارات صدام اعتراف کرد) در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی با انفجاری قوی انجام گرفت و آیت‌الله دکتر بهشتی رئیس دیوان عالی کشور، 4 وزیر کابینه دولت شهید رجائی و تعدادی از نمایندگان مجلس و گروهی از مبارزین و پیروان امام از جمله محمد منتظری به شهادت رسیدند. 
ترور شخصیت‌های اصلی نظام با انفجار بمب در ساختمان نخست‌وزیری و شهادت رئیس‌جمهوری محمد علی رجائی و نخست‌وزیر دکتر محمد جواد باهنر به نقطه اوج خود رسید. منافقین در تحلیل‌هایشان کار نظام را تمام شده می‌دانستند و برای اشغال خیابان‌ها و تسخیر مراکز مهم آماده می‌شدند.
در همان روزها پی‌در‌پی شخصیت‌های محوری انقلاب همچون آیت‌الله مدنی (نماینده امام در استان آذربایجان شرقی) و آیت‌الله قدوسی دادستان کل کشور و... را به شهادت رساندند. 
همه اینها در شرایطی بود که صدام و ارتش بعث با کمک و حمایت مستقیم و غیرمستقیم کشورهای اروپایی و آمریکایی و برخی رژیم‌های منطقه و حتی آفریقایی، هزاران کیلومتر مربع از خاک کشور ما و شهرهایی مانند خرمشهر، نفت‌شهر، 
قصر شیرین، مهران، سومار و... و بیش از سه هزار روستا را اشغال نموده بود. 
منافقین بر اساس تحلیل خود، نظام جمهوری اسلامی را بی‌آینده کرده بودند، شخصیتی همچون آیت‌الله دکتر بهشتی از نظر آنها، همة نظام بود و جمهوری اسلامی بدون او، از هم می‌پاشید. آنها آنچنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هدف قرار دادند تا مجلس برای جلسه علنی از رسمیت بیفتد و اگر نبود همت و غیرت نمایندگان مجروح در حادثه تروریستی هفتم تیر، که روی تخت‌های بیمارستانی خود را به جلسه علنی مجلس رساندند، جلسه قوه مقننه نظام ولو به طور موقت برگزار نمی‌گردید.
آینده نظام شکل می‌گیرد
امام جمعه تهران حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای پس از شهادت محمدعلی رجائی در حالی که هنوز آسیب‌های جانکاه ترور بر روح و جان‌شان سنگینی می‌کرد، به امر امام، با تنی ضعیف و مجروح برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد گردیده و با بیشترین رای مردمی در تاریخ انقلاب و نظام، انتخاب شدند و در همان حال، سکان دستگاه اجرائی کشور را در کفّ با کفایت خود گرفتند. 
افراد دیگر هم در پست و مسئولیت‌های خالی مانده شهدا قرار گرفتند و علی رغم همه خساراتی که به کشور وارد شده بود، انقلاب و نظام با رهبری حضرت امام، همچنان پوینده و استوار پیش رفت و از آن پس، پیروزی‌های پی‌در‌پی در جبهه‌های دفاع مقدس هم آغاز شد که با شکستن حصر آبادان و فتح بستان و عملیات‌های فتح المبین و بالاخره الی بیت‌المقدس، پس از 578 روز به آزادی خرمشهر انجامید. 
نظام جمهوری اسلامی علی رغم از دست دادن شخصیت‌های مؤثرش نه تنها بی‌آینده نشده بود، بلکه هر زمان پویاتر و قدرتمندتر پیش می‌رفت و آن نهال نوپای سال‌های اولیه به تدریج تنومند می‌شد و شاخ و برگ‌هایش گسترده می‌شدند. 
چنان‌که در همان زمان شهادت محمد ولی قرنی و جواد فکوری و ولی‌الله فلاحی و موسی نامجو و یوسف کلاهدوز و دیگر شهدای ارتش و سپاه، جوانانی همچون حسن تهرانی مقدم و قاسم سلیمانی و احمد کاظمی و حسین سلامی و عبدالرحیم موسوی و امیرعلی حاجی‌زاده و سعید کاظمی آشتیانی و مجید شهریاری و داریوش رضایی نژاد و مسعود علیمحمدی و فریدون عباسی و.... برای آینده نظام پرورش می‌یافتند تا به حول و قوه الهی در سال‌های بعد چنان قدرتی برای انقلاب و نظام اسلامی به بار آورند که دشمنان تاریخی این ملت در برابرش زانو زده و با همه هیمنه و هیبت پوشالی، برای تسلیم شدنشان چانه بزنند.
اگرچه خلبانانی مانند عباس بابایی و عباس دوران و جواد فکوری به شهادت رسیدند اما خلبانان دیگری به عرصه آمدند که در اوایل جنگ 40 روزه رمضان 1404، با همه محدودیت‌ها و کمبودها اما با ایمان و اعتقاد به دل دشمن تا دندان مسلح زدند، همه پایگاه‌شان را درهم ریخته و رادارهای فوق‌پیشرفته‌شان را نابود نموده و آنچنان گیج‌شان کردند که خود، هواپیماهای جنگی خودشان را هدف قرار دادند!
در آن روزگار هم مردم مبعوث شده بودند
گروهک تروریستی مجاهدین خلق پس از چندین ماه ترور شخصیت‌های مؤثر انقلاب و نظام، وقتی متوجه شد،کار نظام جمهوری اسلامی نه تنها تمام نشده بلکه هر روز قوی‌تر می‌شود و عامل این قوت و قدرت، به یاری خداوند تبارک و تعالی مردم هستند، به ترور همان مردم اعم از کارگر و کارمند و معلم و دستفروش و کاسب و دانش‌آموز و دانشجو و بازاری و طلبه و.... روی آورد و با این تئوری که «مردم سرانگشتان نظام هستند و باید این سرانگشتان را قطع کرد»، هر آن کس را که ریش داشت و از انقلاب و نظام دفاع می‌کرد و یا عکس امام و سایر مسئولین نظام را نصب کرده بود، با قساوت تمام هدف گلوله قرار داده و به شهادت رساندند. 
اما مردم عقب ننشستند و تمام‌قد به میدان آمده و از انقلاب و نظامشان دفاع کردند، انگار که آن روز هم مبعوث شده بودند. مقابله هماهنگ نظام و مردم با گروهک‌های تروریستی به خصوص منافقین به آنجا رسید که اغلب سران‌شان به خارج کشور‌ گریختند و بقایای آنها نیز دستگیر شده و یا به هلاکت رسیدند. 
این بار اربابان تروریست‌ها خود آمدند 
44 سال بعد اربابان تروریست‌های منافق به میدان آمده و بازهم به ترور روی آوردند و این بار علاوه‌بر فرماندهان نظامی و شخصیت‌های سیاسی، به ترور دانشمندان نیز اقدام کردند و مانند منافقین به خانه و زندگی و زن و بچه‌هایشان هجوم بردند و تا آنجا پیش رفتند که حتی رهبری نظام و خانواده ایشان را با قساوت تمام به شهادت رساندند. 
همچنان در هوای بی‌آینده کردن نظام و در انتظار به میدان آمدن مزدوران تروریست‌شان بودند، اما بازهم مردم به عرصه آمدند و بازهم جمهوری اسلامی برجای ماند. این بار دیگر واقعا مردم مبعوث شده بودند تا آنجا که همه هیمنه استکبار را شکستند و او را با خفت و خواری به زانو درآوردند که با گردن کج، در التماس آتش‌بس و توافقنامه و... باشد. 
شهرام همایون رئیس یکی از شبکه‌های تلویزیونی ضد انقلاب خارج کشور، همین واقعیت را اعتراف کرد. او گفت:
«... یادم هست وقتی جلسه حزب جمهوری اسلامی منفجر شد همه گفتند کار تمام است! اما هیچ اتفاقی نیفتاد! وقتی در نخست‌وزیری انفجار شد، آقای رجائی، باهنر کشته شدند، همه گفتند کار تمام است!!...آقای خمینی رفت، همه گفتند کار تمام است. همه می‌گفتند آقای خامنه‌ای برود، کار تمام است. او هم رفت کار تمام نشد!!! چرا؟ شما تصور می‌کنید که جمهوری اسلامی یعنی یک سری آدم! خیر! جمهوری اسلامی یک ایدئولوژی است، یک تفکر است، یک نوع نگاه است. اگر کسی جمهوری اسلامی را در آدم‌ها خلاصه کند، دچار اشتباه شده است!»