نگاه جدیتر به هنرستان راه رسیدن به تولید قوی و اشتغال پایدار
سرویس اجتماعی-
سالهاست که یک تصور غلط، هزینههای سنگینی بر اقتصاد و جوانان ایران تحمیل کرده است؛ اینکه موفقیت یعنی دانشگاه و هر مسیر دیگری بیراهه است. اما آمار بیکاری فارغالتحصیلان، کمبود نیروی ماهر در بازار کار و مشکلات اجتماعی ناشی از آن، نشان میدهد این تصور نهتنها غلط، بلکه مخرب بوده است.
به گزارش کیهان، رهبر شهید انقلاب(ره) در همان سالهای ابتدایی رهبری خود بارها بر روی مسئله هنرستانها، آموزش فنیحرفهای و فاصله گرفتن از مدرکگرایی سخن گفتهاند. ایشان در بیانات خود در دیدار وزیر، معاونین و مدیران کل وزارت آموزشوپرورش در سال 1370 میفرمایند: «از جملهکارهاى بسیار خوب، این قضیه مدارس فنىحرفهاى است که دنبال بشود تا بچهها بیایند و واقعاً زودتر وارد بازار عمل بشوند و دنبال آن روشِ تحمیلشدهدروغینِ مدرکگرایى نباشند.»
حالا چند سالیست که علاوهبر گسترش نسبی هنرستانها در شهرهای مختلف، برای بسیاری از خانوادهها انتخاب رشته در هنرستانها از «انتخاب دوم» به «انتخاب هوشمندانه» تبدیل شده است و به نوعی سرمایهگذاری کوتاهمدت و زودبازده برای آنها محسوب میشود. اما همچنان مشکلاتی پیشروست که با نزدیکشدن زمان صدور هدایت تحصیلی دانش آموزان پایه نهم، پرداختن به هنرستانها و آموزش فنیوحرفهای را ضروری میکند.
مسیر اصلی رسیدن به تولید قوی
و اشتغال پایدار
سالهاست که تصوری نادرست، مشکلاتی را برای جامعه و نسل جوان و جویای کار کشورمان ایجاد کرده است. نفوذ نگاه «مدرکگرایانه» به جامعه ایرانی باعث شده تا بسیاری از نوجوانان و خانوادهها تنها راه موفقیت را ورود به دانشگاه ببینند و هر راهی جز آن را بیراهه بدانند. این موضوع باعث شد سالانه تعداد زیادی از دانشآموزان وقت خود را برای کنکور و اخذ مدارک تحصیلی بگذارند که چندی بعد تعداد قابلملاحظهای از آنها در دسته افراد فارغالتحصیلان بیکار قرار بگیرند. غافل از اینکه هر دانشآموزی لزوماً برای مسیر دانشگاهی نظری ساخته نشده است. بعضیها ذهن فنی دارند، بعضیها دستهای هنرمند، بعضیها روحیه کارآفرین. هنرستان میتواند این استعدادها را شکوفا کند. از طرف دیگر اقتصاد هر کشور بیش از هر چیز به نیروی ماهر، تکنیسینهای کارآمد و متخصصان عملیاتی نیاز دارد؛ نیروهایی که از دل هنرستانها و آموزشهای فنیوحرفهای بیرون میآیند. هنرستان نه یک مسیر فرعی است که دانشآموزان باید از سر ناچاری آن را انتخاب کنند، بلکه ستون اصلی توسعه صنعتی، خدماتی و حتی هنری کشور است. اگر کشوری بخواهد تولید قوی و اشتغال پایدار داشته باشد، چارهای جز تقویت آموزشهای مهارتی ندارد.
امروزه با ایجاد تنوع در رشتههای هنرستانها در زمینههای مختلف صنعت، خدمات، هنر و کشاورزی، دانشآموزان با هر سلیقه و استعدادی میتوانند رشته مورد علاقه خود را انتخاب کنند و برای طی کردن مسیر به سوی هدف گام بردارند و در این مسیر از مزایای مهمی مثل؛ آموزش مهارت واقعی، ورود سریعتر به بازار کار، کاهش ریسک بیکاری، یادگیری عملی به جای صرفاً تئوری، تقویت روحیه کارآفرینی و موارد دیگر بهرهمند شوند.
رهبر شهید انقلاب(ره) در مذمت مدرکگرایی و اهمیت ترغیب دانشآموزان به رشتههای هنرستانی فرمودند: «این بخشهای مربوط به فنیحرفهای را باید تقویت کرد، باید افزایش داد. خیلیها هستند که در تحصیلات مربوط به هنرستان کار کردهاند، در فنیحرفهای پیش رفتهاند، یاد گرفتهاند، بلد شدهاند که چه کار کنند، آمدهاند، مشغول کار کردنند؛ هم زندگی مادیشان تأمین است، هم از لحاظ روحی شادابند، هم دارند به جامعه خدمت می کنند؛ این بهتر است یا آن که زحمت کشیده و مدرک دکتری هم گرفته، [امّا] بیکار نشسته آنجا، کار پیدا نمی کند، یا اگر کاری هم پیدا بکند، یک کار سطحیِ کمارزش در فلان دستگاه یا در فلان اداره که [بگویند] برو بهعنوان مثلاً مشاور یا مانند اینها آنجا بنشین! چه ارزشی دارد اینهمه درس خواندن و اینهمه زحمت کشیدن؟ دانشگاهگرایی خطا است... این جوانی که می تواند در فنیحرفهای کار بکند و به یک جایی برسد- در هر زمینهای: در زمینههای هنر، در زمینههای صنعت، در زمینههای فنی و غیره- این ثروت ملی است، این مال کشور است؛ باید از او استفاده بشود...» (بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان 17/02/1396)
مشکلات هنرستانها؛ از کمبود ظرفیت
تا مشکل برای تجهیز کارگاهها
نگاهی به بازار کار نشان میدهد که کمبود نیروی ماهر در بسیاری از رشتهها کاملاً محسوس است؛ از مکانیک و برق صنعتی گرفته تا فناوری اطلاعات، صنایعغذایی، طراحی لباس و دهها رشته کاربردی دیگر. این در حالیست که به نظر نمیرسد تعداد هنرستانهای موجود در کشور پاسخگوی متقاضیان ورود به رشتههای فنیوحرفهای و کاردانش باشد. بسیارند تعداد دانشآموزانی که با توجه به نبود ظرفیت در هنرستانها و یا رشته فنی مورد علاقهشان مجبور به تحصیل در رشتههای نظری میشوند و ممکن است بعد از مواجهشدن با امتحانات نهایی به کلی از ادامه تحصیل باز بمانند.
محدودیتهای مادی و معنوی در هنرستانها از رسیدن این درخت مثمر به ثمره نهایی خود جلوگیری میکند. تعداد قابلملاحظهای از هنرستانها هستند که برای تهیه مواد اولیه کارگاههای خود با مشکل و سختی مواجه هستند و از تجهیز کارگاهها باز میمانند و بهروز نبودن تجهیزات کارگاهها، دانشآموزان را از رسیدن به مهارتی کارساز محروم میکند. هنرستانها با توجه به سرانههای محدودی که به آنها تخصیص مییابد از پس تمام هزینههای پیشرو برنمیآیند. از طرفی شرایط اقتصادی تعداد قابلتوجهی از خانوادهها، آنها را از مشارکت موثر در هزینههای هنرستان بازمیدارد. به همین دلیل تنها منبع ورودی مطمئن و قابل اتکاء همین سرانههاست که در عمل و در برابر هزینهها هیچ به حساب میآید.
حال میتوان در این راستا دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی را مخاطب قرار داد و از آنها برای حل این مشکل مطالبه کرد: بخش قابلتوجهی از منابع کشور صرف مواردی میشود که ما با راهکار گسترش هنرستان ها میتوانیم بسیاری از این مشکلات را مرتفع کنیم و منابع آن را صرف کاهش هزینه هنرستانها و خانوادههایی کنیم که دانشآموزشان قصد تحصیل در هنرستان دارند.
هزینههای قابلتوجهی از بودجه کشور صرف گسترش دانشگاههای دولتی میشود. هزینه خوابگاه، غذای دانشجویی، استاد و مکان برگزاری کلاسها فقط بخشی از این موارد است.اما با این حجم از هزینههای دانشگاههای دولتی، تعداد قابلملاحظهای از فارغالتحصیلان دانشگاهها یا مهارت خاص مرتبط با رشته خود را به درستی کسب نمیکنند و یا اکثر آنها بعد از فارغالتحصیلی، اگر شغلی بیابند، در مشاغلی شروع به کار میکنند که از کمترین ارتباط با رشته تحصیلیشان برخوردار است.
اما چاره چیسست؟ به نظر میرسد، میتوان با تعدیل دانشگاههای دولتی که کمتر مورد استقبال هستند بخش مهمی از این هزینهها را کاهش داد و آن را صرف پرورش تکنیسینهای ماهر و کاربلد در هنرستانها کرد. از طرف دیگر اگر منابعی برای این کار در نظر گرفته میشود، حتما باید دقیقاً نظارت شود تا مبادا به اسم گسترش هنرستانها و پرورش تکنیسینها هزینه شود، اما کشور را به اهداف موردنظر نرساند.
اشتغال؛ سدی در برابر آسیبهای اجتماعی
اما شاید سوالی ایجاد شود. اصلاً برای چه و به چه ضرورتی باید منابع جدید به ساخت و تجهیز هنرستانها اختصاص دهیم؟ هنرستانها قرار است چه آوردهای برای کشور و آینده میهنمان داشته باشد؟
با ترغیب دانشآموزان به سمت هنرستانهای مجهز و کارآمد، جدای از پرورش نیروی ماهر و فنی که در دانشگاههای مذکور تحقق آن سخت به نظر میرسد، از نرخ بیکاری در کشور نیز کاسته میشود. همین موضوع بیکاری میتواند افراد را با آسیبهایی جبرانناپذیر از جمله اعتیاد و دیگر بزهکاریها مواجه کند. بخش قابلتوجهی از منابع کشورمان نیز صرف مبارزه با اعتیاد و دیگر بزهکاریهاست. چندی پیش بود که مدیرکل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر کشور از هزینه سالانه 12هزار میلیارد تومانی برای پیشگیری، مقابله و درمان اعتیاد خبر داد. با گسترش هنرستانها در سراسر کشور با هزینههایی بسیار کمتر، جوانان در حدود سن 18سالگی به مهارتی تجهیز میشوند که میتواند بلافاصله آنها را در همان حرفه مشغول به کار کند. فردی که در این سن درآمد داشته باشد، بهطور طبیعی زودتر ازدواج و تشکیل خانواده را هدف خود قرار میدهد و در نتیجه مشکل بالا رفتن سن ازدواج و مشکلات عدیدهای که خود این موضوع در پی دارد، از جمله بحث جوانی جمعیت، به خودی خود مرتفع میشود.
یک تیر، چند نشان
اگر همه جوانان را پشت میز دانشگاه نشانده شوند، اما برای مهارتآموزی سرمایهگذاری نشود، کشور دیر یا زود با انبوهی از مدرکهای بیاستفاده و بازار کاری تشنه نیروی ماهر روبهرو خواهد شد. شاید زمان آن رسیده باشد که هنرستانها دیگر «انتخاب دوم» نباشند؛ بلکه به یکی از اولویتهای اصلی نظام آموزشی کشور تبدیل شوند. در واقع با این تصمیمها با یک تیر، میتوان چند هدف مهم کشور را نشانه گرفت و به نتیجه رساند.