کد خبر: ۳۳۱۵۹۵
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۳
«رابرت کِیگِن»، نظریه‌پرداز سرشناس آمریکایی:

شکست آمریکا در برابر ایران قطعی، جبران‌ناپذیر و پایان هژمونی واشنگتن است

رابرت کِیگِن، نظریه‌پرداز سرشناس جریان نومحافظه‌کار و از اصلی‌ترین توجیه‌گران سیاست‌های توسعه‌طلبانه و اشغالگری نظامی ایالات متحده در دوران جرج بوش پسر، نسبت به شکست قطعی واشنگتن هشدار داد. 
رابرت کِیگِن، نظریه‌پرداز سرشناس جریان نومحافظه‌کار و از اصلی‌ترین توجیه‌گران سیاست‌های توسعه‌طلبانه و اشغالگری نظامی ایالات متحده در دوران جرج بوش پسر، که اینک موضعی متفاوت از گذشته اتخاذ کرده در تحلیلی عمیق از رویارویی فعلی آمریکا با ایران، هشدار داده است که شکست واشنگتن در این نبرد نه تنها حتمی، بلکه از جنس شکست‌های جبران‌ناپذیر تاریخی خواهد بود. 
به نوشته کِیگِن در وبگاه نشریه‌ «آتلانتیک»، برخلاف شکست‌های پیشین آمریکا در پرل‌هاربر، ویتنام، افغانستان یا عراق که به نوعی قابل جبران یا تعدیل بودند، ماهیت شکست در برابر ایران کاملاً متفاوت است. به گفته این تحلیلگر سابق جنگ‌طلب، «نه می‌توان آن را ترمیم کرد و نه نادیده گرفت» و «بازگشتی به وضعیت قبل وجود نخواهد داشت». 
وی می‌نویسد که ایران با حفظ کنترل تنگه هرمز به بازیگر محوری در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی جهان تبدیل خواهد شد و در مقابل، نقش آمریکا به شدت تنزل می‌یابد. از نگاه وی، این درگیری برخلاف ادعای حامیان جنگ، به جای نمایش قدرت، چهره «غیرقابل اعتماد و ناتوان» آمریکا را به جهان نشان داده است.
این نظریه‌پرداز پیشین نومحافظه‌کار با اشاره به حملات 40 روزه‌ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گوید: «علی‌رغم بمباران ویرانگر و کشتن بخش زیادی از رهبری و نابودی بخش اعظم ارتش ایران، نتوانستند رژیم را ساقط کنند یا حتی کوچک‌ترین امتیازی بگیرند» 
وی تأکید می‌کند که حکومتی که پنج هفته حمله نظامی بی‌امان آن را به زانو درنیاورده، در برابر فشار اقتصادی محض نیز تسلیم نخواهد شد.
کِیگِن با استناد به اظهارات سوزان مالونی، ایران‌پژوه آمریکایی، خاطرنشان می‌کند که رژیم ایران «کاملاً آماده است تا سختی‌های اقتصادی را تحمل کند». 
این نویسنده که روزگاری از چهره‌های برجسته تئوریک جنگ‌افروزی در خاورمیانه بود، تصریح می‌کند که هرگونه اقدام نظامی بیشتر نه تنها بی‌نتیجه است، بلکه ایران را به تلافی علیه تأسیسات نفت و گاز همسایگان وادار می‌کند که خسارات آن «سال‌ها طول می‌کشد تا تعمیر شود». 
به گفته وی، همین محاسبات ریسکی بود که باعث شد ترامپ مجبور به عقب‌نشینی و اعلام آتش‌بس شود، در حالی که ایران «حتی یک امتیاز هم نداده بود». 
کِیگِن در ادامه با لحنی شکست‌خورده می‌نویسد: «اگر این کیش‌ و مات نباشد، به آن نزدیک است» و تأکید می‌کند که امید به فروپاشی رژیم ایران، استراتژی واقع‌بینانه‌ای نیست. وی می‌گوید حتی اگر ترامپ تهدید خود برای نابودی «تمدن» ایران را عملی کند، ایران قبل از سقوط فرضی، قادر به پرتاب موشک‌ها و پهپادهای بسیاری است که می‌تواند زیرساخت انرژی منطقه را برای دهه‌ها فلج کرده و جهان را در بحران اقتصادی طولانی فرو برد. 
وی در بخش دیگری از تحلیل خود به پیامدهای ژئوپلیتیک شکست آمریکا می‌پردازد و می‌نویسد: «ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. فرض رایج مبنی بر بازگشایی تنگه پس از بحران بی‌اساس است. ایران علاقه‌ای به بازگشت به وضعیت قبل ندارد». 
به گفته کِیگِن‌، ایران نه تنها می‌تواند برای عبور از تنگه عوارض دریافت کند، بلکه ترانزیت را به کشورهایی که روابط خوبی با آنها دارد محدود خواهد کرد و از این طریق قدرت مجازات کشورهای ناهمسو را خواهد داشت.
این نظریه‌پرداز سابق نومحافظه‌کار تصریح می‌کند که قدرت ایران در کنترل تنگه، «بزرگ‌تر و فوری‌تر از قدرت نظری برنامه هسته‌ای» آن است و این اهرم، تهران را قادر می‌سازد کشورها را به لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط وادارد. به گفته وی، «اسرائیل خود را بیش از هر زمان دیگری منزوی خواهد یافت». 
کِیگِن با نگاهی به آینده، خروج آمریکا از خلیج‌فارس را به مثابه اثبات «ببر کاغذی» بودن این کشور ارزیابی می‌کند و می‌گوید کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس «به ناچار به سمت گدایی از تهران خواهند رفت». همچنین کشورهای وابسته به انرژی خلیج‌فارس ناگزیر به انعقاد ترتیبات جداگانه با ایران خواهند بود، زیرا «اگر آمریکا با نیروی دریایی قدرتمندش نتواند تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی قادر به این کار 
نیست».
به گزارش مشرق، این تحلیلگر که اکنون با صراحت از شکست آمریکا سخن می‌گوید، می‌نویسد که «تطابق جهانی با جهان پساآمریکایی شتاب می‌گیرد» و «موقعیت مسلط سابق آمریکا در خلیج‌فارس فقط اولین قربانی از بسیاری از قربانیان است». به گفته کیگان، اکنون متحدان آمریکا در اروپا و شرق آسیا ناگزیر به تردید در قابلیت‌های این کشور برای رویارویی‌های آینده خواهند بود. 
این گزارش حاکی است که اظهارات صریح کِیگِن، که زمانی از چهره‌های مؤثر در توجیه جنگ‌های آمریکا در منطقه بود، اکنون بازتاب گسترده‌ای در محافل تحلیلی داشته و بسیاری آن را نشانه‌ای از افول قطعی هژمونی واشنگتن ارزیابی می‌کنند.