محدودیتهای اقتصاد آمریکا، پیش روی کشورهای عربی
مذاکرات پشتپرده امارات با آمریکا برای ایجاد خط مبادله ارزی و هشدار رئیس مجلس ایران نسبت به نگهداری اوراق قرضه آمریکایی، نشان میدهد که تبعات جنگ ایران بسیار جدیتر از چیزی است که بازارهای مالی فعلاً نشان میدهد.
به گزارش کیهان، «محمدباقر قالیباف» روز جمعه در واکنش به اخباری درخصوص محدودیت فروش اوراق قرضه آمریکا برای امارات و سایر کشورهای عربی، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت:
خطهای سواپ ارزی به گفته وزیر خزانهداری آمریکا برای «جلوگیری از فروش خلاف قاعده داراییهای آمریکا» توسط کشورهای عربی فعال شده است. این خبر یعنی بعضی سهامداران اوراق قرضه نمیتوانند آزادانه سهام خود را بفروشند و توسط آمریکا برای فروش داراییهای خود محدود شدهاند!
رئیسمجلس در متن خود به حساسیتهای نظام مالی آمریکا به فروش اوراق قرضه اشاره کرده و ادامه داد: در واقع یک سقف فروش نانوشته وجود دارد که سرمایهگذاران دولتی و نهادی ملزم به رعایت آن هستند. اگر اوضاع بحرانیتر شود، درب فروش این سهام کاملا بسته خواهد شد!
قالیباف با هشدار به دارندگان این اوراق ادامه داد: تا فرصت دارید اوراق قرضه را بفروشید. خط مقدم آنها در واقع منحنی بازده سود اوراق قرضه است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، این اظهارات در حالی مطرح میشود که در ماههای اخیر، تحولات مالی و اقتصادی جهانی به ویژه در ارتباط با اوراق قرضه ایالات متحده و تحریمهای اقتصادی، توجه بسیاری از تحلیلگران اقتصادی را به خود جلب کرده است. گزارشهای اخیر درباره محدودیتهای فروش اوراق قرضه آمریکا و فشارهایی که بر بازارهای جهانی وارد میشود، نگرانیهایی را درباره آسیبپذیریهای مالی ایالات متحده در پی تشدید بحرانها ایجاد کرده است.
کشورهای عربی بهویژه پس از جنگهای طولانی و خسارتهایی که در زیرساختهای خود دیدهاند، نیاز شدیدی به منابع مالی برای بازسازی و تأمین نیازهای اقتصادی خود دارند. اوراق قرضه به عنوان یکی از نقدشوندهترین منابع مالی، تبدیل به گزینهای اصلی برای این کشورها شده است.
بهویژه پس از آسیبهای شدیدی که به زیرساختهای کشورهای عربی وارد شد، این کشورها برای تأمین مالی بازسازی، به فروش اوراق قرضه روی آوردهاند.
اما این اقدام، آمریکا را نگران کرده است. ایالات متحده برای حفظ قدرت مالی خود و جلوگیری از کاهش ارزش اوراق قرضهاش، محدودیتهایی را برای فروش این اوراق توسط کشورهای عربی اعمال کرده است.
همچنین قالیباف در این توئیت به این نکته اشاره کرد که اگر شرایط بحرانیتر شود، فروش اوراق قرضه آمریکایی بهطور کامل محدود خواهد شد.
این موضوع مسبوق به سابقه است. یکی از نمونههای مهم آن مربوط به پروژه نئوم بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی است که قصد داشت
500 میلیارد دلار از داراییهای خود در سهام و بانکهای آمریکا را نقد کند.
در آن زمان، مقامات آمریکایی از این اقدام جلوگیری کردند و اجازه ندادند که این مقدار از داراییها آزادانه فروخته شود. در نتیجه، بن سلمان مجبور شد پنج درصد از سهام شرکت آرامکو را بفروشد تا منابع مالی لازم برای پروژه نئوم را تأمین کند.
این نمونه نشان میدهد که آمریکا در موارد مختلف بهطور مکرر برای حفظ قدرت مالی خود از اقداماتی مانند محدود کردن فروش اوراق قرضه و داراییهای خود جلوگیری کرده است.
بنابراین، محدودیتهای اخیر آمریکا در رابطه با فروش اوراق قرضه توسط کشورهای عربی را میتوان بهعنوان بخشی از یک روند مستمر و قابل پیشبینی در سیاستهای اقتصادی این کشور دانست.
پیام پنهان درخواست امارات از واشنگتن
در همین راستا «گیتا گوپینات» اقتصاددان ارشد سابق صندوق بینالمللی پول و استاد دانشگاه هاروارد، با اشاره به مذاکرات پشتپرده امارات متحده عربی با آمریکا برای ایجاد خط مبادله ارزی هشدار داد که پیامدهای درگیری با ایران بسیار بزرگتر از چیزی است که اکنون در بازارها منعکس شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ این اقتصاددان گفت: اینکه امارات متحده عربی در حال بررسی ایجاد یک خط مبادله ارزی با آمریکا است باید ما را به تأمل وادارد؛ زیرا نشان میدهد پیامدهای درگیری با ایران بسیار بزرگتر از چیزی است که اکنون در بازارها منعکس شده است. حتی مطرح شدن چنین گفتوگوهایی پشت درهای بسته هم موضوعی نیست که بهسادگی اتفاق بیفتد.
خط مبادله ارزی یک سازوکار مالی میان بانکهای مرکزی است که به یک کشور اجازه میدهد در شرایط بحران به دلار آمریکا دسترسی سریع و ارزان پیدا کند.
این ابزار معمولاً فقط در بحرانهای جدی مالی یا ژئوپلیتیکی استفاده میشود و اغلب به نزدیکترین متحدان مالی آمریکا اختصاص دارد.
نکته حائز اهمیت آن است که امارات متحده عربی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با ذخایر عظیم ارزی و صندوقهای ثروت ملی بزرگ است.
اگر حتی چنین کشوری به فکر «پشتیبان اضطراری دلاری» افتاده باشد نشان میدهد که نگرانیها درباره تبعات جنگ ایران بسیار جدیتر از چیزی است که بازارهای مالی فعلاً نشان میدهد.
این به آن معناست که شاخصهای فعلی بازارها (از جمله قیمت نفت، بازار سهام، نرخ ارز و ریسکهای ژئوپلیتیکی) هنوز شدت واقعی بحران را منعکس نکردهاند.
این نگرانیها میتواند شامل بسته ماندن طولانیمدت تنگه هرمز و اختلال پایدار در صادرات نفت خلیجفارس، کمبود نقدینگی دلاری در کشورهای منطقه و احتمال بروز بحران پرداخت، فرار سرمایه از بازارهای نوظهور و کشورهای درگیر بحران و تضعیف جایگاه دلار در تجارت نفت و حرکت به سمت ارزهای جایگزین مانند یوآن چین
باشد.
گوپینات پیش از این نیز در مصاحبههای متعدد خود به ابعاد فاجعهبار این بحران اشاره کرده و آن را «بزرگترین شوک نفتی جهان از دهه ۱۹۷۰ تاکنون» توصیف کرده است.