گزینههای ایران برای تلافی فوق تصور ترامپ و نتانیاهو است(خبر ویژه)
«ایران گزینههای بیشتری از آنچه ترامپ و نتانیاهو تصور میکنند در آستین دارد».
این ارزیابی را نشریه وابسته به بنیاد آمریکایی «اوپن دموکراسی» به قلم پال راجرز منتشر کرد و در شرح آن نوشت: در حالی که اسرائیل تلاش میکند آمریکا را به جنگ با ایران سوق دهد، ارزش دارد که فکر کنیم تهران چگونه میتواند واکنش نشان دهد.
آیا آمریکا و ایران به سوی جنگ تمامعیار پیش میروند؟ بنیامین نتانیاهو بدون شک امیدوار است چنین باشد. با نزدیکشدن انتخابات عمومی امسال، نخستوزیر اسرائیل معتقد است با متقاعدکردن دونالد ترامپ، آمریکا باید ایران را مجبور به توقف کامل برنامه هستهای خود کند و توسعه و استقرار موشکهای بالستیک قابل دسترسی به اسرائیل را متوقف کند.
با وجود این و امیدهای نتانیاهو، وادار کردن ایران به کنارگذاشتن برنامه موشکهای بالستیک خود بعید است. یک رژیم بازرسی هستهای توسط سازمان انرژی اتمی ممکن است بهترین چیزی باشد که آمریکا میتواند امیدوار باشند. ادعای ترامپ مبنی بر اینکه حمله به پروژههای هستهای ایران کل این برنامه را نابود کرده، اغراق بزرگی بود.
ایران ممکن است با حملات هوایی، پهپادی و موشکی بمباران شود، اما دستکم دو قدرت منحصربهفرد خود را دارد. یکی واضح است: اگر تهران با چنین حملهای روبهرو باشد، پاسخ «گزینه سامسون» آن حملات شبهنظامی و پهپادی مداوم به کارخانههای تولید و صادرات نفت و گاز خواهد بود، از جمله بستن کانال حیاتی تنگه هرمز. تأثیر جهانی میتواند عظیم باشد؛ در حد جهش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳که نقش مهمی در آغاز عصر نئولیبرالیسم جهانی داشت.
این حرکت افراطی است، اما یک راه سیاسی نیمه راه وجود دارد که کمتر شناخته شده است. یکی از نقاط قوت ایران در توسعه و تولید پهپادهای مسلح کوتاهبرد کمهزینه است که هزاران فروند را تولید کرده و نتیجهای ویرانگر دارد. این پهپادها میتوانند فاصله بسیار کوتاه تا تأسیسات نظامی متعدد آمریکا در کویت، قطر، بحرین و... را طی کنند.
با توجه به عزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تقریباً قطعی است که این نهاد نظامی هماکنون دهها ذخایر مهمات مناسب را در مناطقی پنهان کرده و آماده استفاده است. همچنین توانایی قویای برای تولید پهپادهای مسلح در زمان جنگ در کارخانهها و کارگاههای کوچک متعدد در شهرها و شهرکهای سراسر کشور ایجاد میشود.
اگر ایران با جنگ فرسایشی روبهرو است، تنها کاری که باید انجام دهد این است که فقط چند نظامی آمریکایی را بکشد. خود جنگ احتمالاً باعث رکود اقتصاد جهانی خواهد شد که به اندازه کافی به ترامپ آسیب خواهد زد، اما از دستدادن جان جوانان آمریکایی در جنگی خارجی که توسط ترامپ آغاز شده، چیزی کمتر از یک فاجعه سیاسی نخواهد بود.
در همین حال روزنامه والاستریتژورنال تاکید کرد: توقیف نفتکش ایرانی به معنای کشیدن ضامن یک نارنجک است.
این روزنامه مینویسد: کاخسفید در یک دوراهی است: توقیف نفتکشهای ایران میتواند به یک جنگ نفتی تمامعیار در خلیجفارس منجر شود. «ناوگان سایه» ایران، شامل حدود یکهزار کشتی، شاهرگ حیاتی است که نفت را به دست مشتریان، بهویژه چین، میرساند. آمریکا با تحریم این کشتیها، زمینه توقیف آنها را فراهم کرده اما توقیف یک نفتکش ایرانی به معنای کشیدن ضامن یک نارنجک است. تهران در گذشته، از جمله در دهه هشتاد، نشان داده که در تلافی تردید نمیکند. گزینههای ایران شامل توقیف متقابلتانکرها یا مینگذاری تنگه هرمز، گذرگاه ۲۵درصد نفت جهان، است. این اقدامات میتواند بازارهای جهانی نفت را آشفته و قیمتها را سر به فلک بکشاند.
وبسایت شبکه الجزیره هم معتقد است که ایران جهان را با نفت ۳رقمی تکان میدهد. در تحلیل الجزیره خاطرنشان شده است: همزمان با ادامه مسیر دیپلماسی، وزن واقعی معادله در میدان انرژی و توازن قدرت منطقهای نهفته است؛ جایی که هرگونه تنش میتواند بازار جهانی نفت را با جهشهای سنگین مواجه کند. تهران در این مذاکرات ضمن سنجش جدیت واشنگتن، بر خطوط قرمز خود از جمله توانمندیهای موشکی تأکید کرده است. در مقابل، مقامهای آمریکایی از گزینههایی مانند توقیف نفتکشهای حامل نفت ایران سخن گفتهاند؛ گزینهای که به اذعان رسانههای آمریکایی، میتواند بازار جهانی نفت را دچار التهاب کند.
در سناریوهای محدود مانند حملات نمادین یا درگیریهای کوتاهمدت، برخی تحلیلگران افزایش قیمت نفت را در حد چند دلار یا جهش موقت تا محدوده ۸۰ دلار پیشبینی میکنند. حتی در سناریوی توقف کامل صادرات نفت ایران نیز برآوردهایی از میانگینهای ۷۰ تا ۹۰ دلاری مطرح شده است. اما جایی راهبردیتر وجود دارد: تنگه هرمز. این گذرگاه حیاتی که حدود
۲۰ میلیون بشکه نفت در روز معادل نزدیک به ۲۰درصد مصرف جهانی مایعات نفتی از آن عبور میکند، میتواند ورق بازار انرژی را به طور کامل برگرداند. هرگونه اختلال جدی در این مسیر، شوکی فوری و گسترده به بازار وارد خواهد کرد.» حتی بدون بستن تنگه هرمز، اگر ایران در صورت درگیری، تأسیسات نفتی منطقه را هدف قرار دهد و عرضه نفت خلیجفارس به طور چشمگیری کاهش یابد، قیمتها میتواند به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه صعود کند. این ارزیابی نشان میدهد که وزن ژئوپلیتیکی ایران در بازار انرژی، فراتر از سهم تولیدی صرف آن است. اگر سناریوی بستن تنگه هرمز محقق شود، یکچهارم عرضه نفت جهان و حدود یکپنجم عرضه گاز طبیعی جهان متوقف خواهد شد؛ رخدادی که میتواند قیمت نفت را تا ۱۳۰ دلار در هر بشکه بالا ببرد. چنین جهشی نهتنها بازار نفت، بلکه کل اقتصاد جهانی را با تکانهای شدید روبهرو خواهد کرد.