کد خبر: ۳۲۷۷۲۰
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۵

موانع بارش باران(شبهه ها و پاسخ ها)

شبهه: در فضای مجازی کلیپی از یک منبری مشهور پخش شده که می‌گوید: من مجموعه احادیث را جست‌وجو کرده‌ام و به این رسیده‌ام که: از میان مجموعه گناهان، دو گناه است که مانع بارش باران می‌شود: 1. بی‌عدالتی از جانب قاضی؛ 2. ظلم از جانب امراء و حکام. در ادامه می‌گوید: بی‌حجابی گناه است و ضرر دارد؛ ولی خشکسالی و بی‌بارانی به بی‌حجابی ربط ندارد. حال سؤال من این است، آیا این سخنان درست است؟
پاسخ: مسئله‌ ارتباط میان گناه و محرومیت از نعمت‌های الهی، ازجمله بارش باران، از موضوعاتی است که در متون دینیِ اسلامی اشاره شده است. 
مطابق این آموزه‌ها، حوادثی همچون کاهش برکت، خشکسالی، قحطی و کمبود رزق، تنها رخدادهایی طبیعی نیستند، بلکه مرتبط با برخی امور نیز هستند. در ادامه به بیان برخی از این عوامل که می‌تواند منجر به مانع بارش باران شود پرداخته شده است. همچنین در بخش پایانی، موضوع بی‌حجابی از جهت حکم شرعی آن و جایگاهش در مجموعه گناهانی که می‌توانند موجب زوال نعمت‌ها شوند، تبیین و تحلیل می‌ شود.
الف) بررسی روایات موانع بارش باران
در متون روایی، بیان شده که گناه و فسق، زمینه‌ساز محرومیت از نعمت‌های آسمانی و زمینی می‌شود. از نعمت‌هایی که در احادیث بر محرومیت از آن تأکید شده، بارش باران است. یکی از مشهورترین روایات در این باب، روایت امام باقر(ع) است:
«إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَهٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَهٍ وَ لَکِنَّ اللهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا کَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْکَ السَّنَهِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِی وَ الْبِحَارِ؛(1)
حقیقت این است که هیچ سالى کم‌باران‌تر از سال دیگر نیست، ولى خدا آن باران را به هرجا که خواهد مى‌فرستد و هرگاه که مردم گرفتار گناه شوند آن را به نقطه دیگرى می‌فرستد. 
خداوند عزّوجلّ‌ آن باران را براى آنها در آن سال مقرر کرده بود به دشت‌ها و دریاها و کوه‌های دیگر می‌بارد.»
این روایت دو نکته مهم را روشن می‌کند: اول اینکه کمبود بارش، یک پدیده صرفاً طبیعی نیست؛ بلکه در اختیار سنت‌های الهی است و دوم اینکه گناه، می‌تواند علت کمبود بارش و انتقال آن به مناطق دیگر باشد. در حدیثی امام صادق(ع) می‌فرمایند: «زندگى حیوانات دریا به سبب باران است و هرگاه باران قطع شود در بیابان‌ها و دریاها فساد پیدا مى‏شود و این هنگامى است که گناه و معصیت زیاد گردد.»(2)
این حدیث نشان می‌دهد که قطع باران، نتیجه طبیعیِ افزایش گناه است. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، مجموعه‌ای از نشانه‌های خشم الهی بر یک امت برشمرده شده که یکی از آنها حبس باران است:
«إِذَا غَضِبَ اللهُ تَعَالَى عَلَى أُمَّهٍ ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ یَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْکُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا أَشْرَارُهَا؛(3) وقتى خداوند تعالى بر امّتى خشم گیرد‌، عذاب خود را (به رعایت نیکان و اولیاء یا به هر جهت دیگر) فرو نفرستد و آنان را بدان گرفتار نسازد، اما نرخ‏ها افزایش و گرانى یابد و عمرهاى آن مردم کوتاه شود و تاجران‌شان سود نبرند و میوه‏هاى باغ‌هایشان مطلوب و گوارا و بابرکت نگردد و نهرها و جویبارهایشان هرگز پرآب نشود، بلکه خشک و بى‏برکت گردد و باران‌ها از ریزش بر آنها بازداشته شوند و اشرار بر آن مردم چیره و مسلّط شوند.»
امیرالمؤمنین‌(ع) در نهج‌البلاغه ضمن بیان سنت‌های الهی در کیفر گناه می‌فرمایند:
«إِنَّ اللهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِر‏؛(4) خداوند بندگان خویش را به هنگامی ‌که اعمال بد انجام مى‌دهند، به کمبود میوه‌ها و جلوگیرى از نزول برکات آسمان و بستن در گنج‌هاى خیرات مبتلا مى‌سازد تا توبه‌کاران توبه کنند، گنهکاران دست از گناه بکشند، پندپذیران پند گیرند و عاصیان از گناه بازایستند.»
در حدیثی هم از امام باقر(ع) چنین نقل شده است: «إِنَّ اللهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا یُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَهٍ فَیَسْلُبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِکَ النَّقِمَهَ؛(5) 
خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده‌اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده، گناهى انجام دهد که به سبب‌ آن سزاوار کیفر شود.»
«نعمت» در این احادیث معنایی گسترده دارد و روشن است که نعمت باران نیز مشمول همین سنت الهی است.
در حدیثی از امیرالمؤمنین‌(ع) نیز بیان شده که هیچ جامعه‌ای نعمت از آنها سلب نمی‌شود مگر به‌واسطه‌ گناهانی که مرتکب می‌شوند.(6) ایشان در حدیثی دیگر بلا و نقصان در رزق را از آثار گناه می‌دانند.(7)
با توجه به این مطالب، گناه، عامل عمومی و فراگیر منع نزول باران است و روایتی یافت نشد که این سنت الهی را فقط به «دو گناه» یا «یک گناه خاص» محدود کند. برعکس، روایات متعددی نشان می‌دهند که هر نوع گناهی که جامعه را از مسیر الهی منحرف کند، می‌تواند موجب کم‌شدن برکات آسمانی شود؛ اما بر برخی گناهان به‌طور ویژه تاکید شده است.
در ادامه برخی از این گناهان بیان می‌شوند:
1. نپرداختن زکات
یکی از مهم‌ترین گناهانی که در روایات اسلامی به‌عنوان عامل مستقیم منع بارش باران و کاهش برکت معرفی شده، ترک زکات است. بی‌توجهی به زکات نه‌تنها گناهی فردی، بلکه اخلالی در نظم اقتصادی و عدالت اجتماعی به‌شمار آمده و آثار طبیعی و اجتماعی برای آن ذکر شده است.
در حدیثی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند: «لَمْ یَمْنَعُوا الزَّکَاهَ إِلَّا مُنِعَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَوْ لَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا؛(8) از دادن زکات امتناع نکردند، مگر اینکه آمدن باران از آسمان بر آنها ممنوع شد و اگر به جهت چهارپایان نبود هیچ بارانی بر آنان 
نمی‌بارید.»
در حدیثی دیگر از ایشان بیان شده که: «إِذَا مَنَعُوا الزَّکَاهَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ کُلَّهَا؛(9) اگر زکات را نپردازند، زمین برکات خود را از زراعت، میوه و معادن بازمی‌دارد.»
2. ترک نماز و امر به معروف و اخلاق نیکو
در حدیثی از رسول خدا، علاوه‌بر پرداخت زکات و نماز خواندن، بیان شده که دوست داشتن همدیگر و گرامی داشتن میهمان نیز موجب خیر و ترک آن موجب خشکسالی است: «نلَا تَزَالُ أُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا تَحَابُّوا، وَ أَقَامُوا الصَّلَاهَ، وَ آتَوُا الزَّکَاهَ، وَ قَرَوُا الضَّیْفَ، فَإِنْ لَمْ یَفْعَلُوا ابْتُلُوا بِالسِّنِینَ وَ الْجَدْب‏؛(10) امتم در خوشی خواهند بود تا زمانی که با هم دوستى کنند و نماز را بپا دارند و زکات را بدهند و مهمان را گرامی بدارند و اگر اینچنین نکنند گرفتار قحطى و خشکسالی شوند.»
در حدیثی دیگر ایشان امر به معروف و نهی از‌ منکر و نیکی کردن را موجب خیر و ترک آن را موجب گرفته‌شدن برکت می‌دانند.(11)
3. دشمنی با اهل‌بیت‌(ع) و انبیای الهی
کینه‌ورزی و دشمنی با اهل‌بیت نیز از دیگر عوامل قهر الهی و نباریدن باران است. رسول خدا در حدیثی فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ مَنَعَ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَطْرَ السَّمَاءِ بِسُوءِ رَأْیِهِمْ فِی أَنْبِیَائِهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِی دِینِهِمْ وَ إِنَّهُ آخِذُ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِالسِّنِینَ وَ مَانِعُهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ بِبُغْضِهِمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی‌طَالِبٍ؛(12) همانا خداوند تبارک‌وتعالی قطره‌های باران را از بنی‌اسرائیل به سبب بداندیشی‌شان درباره پیامبران‌شان بازداشت و همانا او قطره‌های باران را از این امت به خاطر دشمنی‌شان با علی بن ابی‌طالب بازمی‌دارد.»
4. بی‌احترامی به نعمت‌های الهی
عامل دیگری که در برخی روایات به عنوان سبب قهر الهی و قطع باران معرفی شده، بی‌احترامی به نعمت‌ها است؛ زیرا ناسپاسی و تحقیر نعمت، مقدمه زوال آن و از میان رفتن برکت‌هاست. روایتی طولانی در الکافی به نقل از پیامبر اکرم(ص)، این معنا را با داستانی از زمان حضرت دانیال‌(ع) توضیح می‌دهد.
خلاصه روایت این است که در بنی‌اسرائیل، فردی به نان بی‌احترامی کرد. دانیال‌(ع) با دیدن این ناسپاسی، از خدا خواست شأن نعمت را آشکار سازد. در نتیجه، آسمان از بارش بازایستاد و زمین خشک شد و مردم به قحطی سخت گرفتار شدند. 
پس از شدت یافتن بلا، دانیال دعا کرد و خداوند رحمت آورد، باران بارید و زمین دوباره زنده شد.(13)
5. دروغ زمامداران و ستم در داوری
در آموزه‌های دینی، رفتار حاکمان و زمامداران نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت جامعه دارد. یکی از گناهانی که بصراحت در روایات سبب حبس باران و قحطی معرفی شده، دروغگویی و ستمکاری مسئولان است. در حدیثی از امام رضا‌(ع) چنین بیان شده است: «إِذَا کَذَبَ الْوُلَاهُ حُبِسَ الْمَطَر؛(14)هرگاه حاکمان به مردم دروغ بگویند، باران 
نمی‌بارد.»
همچنین حکم نادرست و ناحق دادن نیز موجب بسته‌شدن آسمان می‌شود. 
در حدیثی از امام صادق‌(ع) چنین نقل شده است: «إِذَا جَارَ الْحَاکِمُ فِی الْقَضَاءِ أَمْسَکَتِ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاء؛(15) چون قاضى به ناحق حکم دهد باران از آسمان بند آید.»
در حدیثی دیگر نیز امام زین‌العابدین(ع)‌، قضاوت ظالمانه را موجب بازداشتن باران می‌دانند.(16)
6. کم‌فروشی
در چندین روایت از پیامبرخدا بیان شده که کم‌فروشی موجب خشکسالی و قحطی می‌شود. ایشان در حدیثی فرموده‌اند: «إِذَا طُفِّفَ الْمِکْیَالُ وَ الْمِیزَانُ أَخَذَهُمُ اللهُ بِالسِّنِینَ وَ النَّقْص‏‌؛(17) هرگاه کم‌فروشی شود، خداوند مردم را به خشکسالی و کمبود گرفتار می‌کند.»
7. سایر گناهان
علاوه ‌بر این، گناهان دیگری نیز بیان شده‌اند که موجب محروم ‌شدن جامعه از باران می‌شود:
«الذُّنُوبُ الَّتِی تَحْبِسُ غَیْثَ السَّمَاءِ جَوْرُ الْحُکَّامِ فِی الْقَضَاءِ وَ شَهَادَهُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَهِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهِ وَ الْقَرْضِ وَ الْمَاعُونِ وَ قَسَاوَهُ الْقُلُوبِ عَلَى أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَهِ وَ ظُلْمُ الْیَتِیمِ وَ الْأَرْمَلَهِ وَ انْتِهَارُ السَّائِلِ وَ رَدُّهُ بِاللَّیْلِ؛(18) گناهانى که مانع آمدن باران مى‌شود، بیدادگرى قضات است در داورى و گواهى دادن به‌دروغ و باطل و پنهان داشتن شهادت و ندادن زکات و باز پس ندادن قرض و سایر مایحتاج و سخت‌شدن دل‌ها بر بینوایان و نیازمندان و ستم‌کردن به یتیمان و بیوه‌زنان و تشر زدن بر سائل و مأوى ندادن و رد کردن او در شب‌هنگام.»
ب) جایگاه بی‌حجابی در عدم نزول باران
یکی از احکام روشن قرآن کریم، حکم حجاب و پوشش زنان است. آیه ۳۱ سوره نور از جامع‌ترین آیات در این‌باره است:
«و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهران‌شان، یا پدران‌شان، یا پدرشوهران‌شان، یا پسران‌شان، یا پسران همسران‌شان، یا برادران‌شان، یا پسران برادران‌شان، یا پسران خواهران‌شان، یا زنان هم‌کیش‌شان، یا بردگان‌شان [کنیزان‌شان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان معلوم شود (و صدای خلخال که برپای دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا بازگردید ‌ای مؤمنان تا رستگار شوید!»
این آیه، هم اصل پوشش را واجب می‌داند و هم محدوده آن را بیان می‌کند. 
در نتیجه، ترک عمدی این دستور، گناه محسوب می‌شود. در کنار این، در روایات اهل‌بیت‌(ع) نیز از بی‌حجابی و کنار گذاشتن پوشش به‌شدت نهی شده است.
از پیامبر اکرم نقل شده است: «أَیُّمَا امْرَأَهٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا؛(19) هر زنی که در غیر خانه شوهرش روسری از سر بردارد‌، حجابش را هتک کرده و زیر پا گذاشته است.»
این تعبیر نشان‌دهنده اهمیت جایگاه حجاب در نگاه دینی است. پس بی‌حجابی به حکم قرآن و حدیث، گناه قطعی است. 
به‌علاوه در روایاتی بیان شد که گناه، سبب محرومیت از نعمت‌ها و توقف باران می‌شود. وقتی «گناه» به‌طور مطلق عامل قحطی و مانع باران معرفی شده، هر گناهی در این حکم داخل است؛ ازجمله بی‌حجابی. نکته‌ بعد اینکه برخی گناهان، اثرشان فردی است، اما برخی عمومی هستند و ساختار جامعه را بیمار می‌کنند؛ مانند برخی از گناهانی که بیان شد (ظلم حاکمان، قضاوت ناعادلانه، کم‌فروشی، ترک زکات و....)
در مورد بی‌حجابی نیز اگرچه به‌طور ویژه بیان نشده که موجب منع نزول باران است، ولی اولاً بیان شد که گناه است و هر گناهی موجب زوال نعمت و سلب باران است و ثانیاً این گناه، از گناهان اجتماعی و عمومی است و اثری مخرب‌تر از گناهان فردی دارد و می‌تواند از عوامل کمبود باران در جامعه شود.
نتیجه:
براساس روایات اهل‌بیت(ع)، نزول باران صرفاً تابع عوامل طبیعی نیست، بلکه رابطه‌ای مستقیم میان رفتارهای اخلاقی و دینی انسان‌ها و برکات آسمانی برقرار است. 
گناهانی چون ترک زکات، کم‌فروشی، ستم حاکمان و قضاوت ناعادلانه، دشمنی با اولیای الهی، بی‌احترامی به نعمت‌ها و دیگر رفتارهای فسادآفرین، به‌عنوان اسباب بازداشتن باران معرفی شده‌اند؛ زیرا این گناهان، با برهم‌زدن عدالت، سلامت اجتماعی و معنویت جامعه را مستحق محرومیت از رحمت الهی می‌سازند. از آنجا که در روایات زیادی «گناه» به‌طور مطلق عامل زوال نعمت‌ها شمرده شده است، هر گناه دیگری ازجمله بی‌حجابی که به صراحت در قرآن و حدیث نهی شده و آثار اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای دارد نیز در این قاعده داخل خواهد بود.
پی‌نوشت‌ها:
1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص272، ح15.    2. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏2، ص160.   3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى ‏، 1413ق، ج‏1، ص524، ح1489.   4. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق/ مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 199.   5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/ مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص273، ح22.   6. نهج‌البلاغه، صالح، صبحی‏، ص257.   7. ابن همام اسکافى، محمد بن همام بن سهیل‏، التمحیص، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى‏، قم: مدرسه الإمام المهدى ‏، 1404 ق‏، ص37، ح33.   8. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاه الأنوار، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385ق‏، ص149.   9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407ق‏، ج‏2، ص374، ح2.   10. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی‌، محقق/ مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار الثقافه، 1414ق‏، ص647، ح1340.   11. مفید، محمد بن محمد، المقنعه، محقق / مصحح: ندارد، قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمه‎‌الله‌علیه‏، 1413ق‏، ص807.   12. علامه حلى، حسن بن یوسف بن مطهر، کشف الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین‌، محقق / مصحح: درگاهى، حسین‏، تهران: وزارت ارشاد، 1411ق‏، ص428.   13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407ق‏، ج‏6، ص302، ح2.   14. مفید، محمد بن محمد، الأمالی،محقق / مصحح: استاد ولى، حسین وغفارى علی‌اکبر قم: کنگره شیخ مفید، 1413ق‏، ص310، ح2.   15. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش‏، ج‏1، ص242، ح905.   16. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى‌،1403ق‏، ص271، ح2.   17. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/ مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407ق‏، ج‏2، ص374.   18. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق/ مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى ‏، 1403ق‏، ص271، ح2.   19. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، محقق/ مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل‌البیت‌، 1385ق، ج‏2، ص215، ح794.
مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی