تصمیم بحران ساز رئیسجمهور برای آزادسازی قیمت نان!
طبق دستور رئیسجمهور، صنعت آرد و نان نیز به عنوان یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد معیشتی کشور در معرض تغییرات ساختاری قرار گرفته و صحبت از آزادسازی قیمت نان است!
به گزارش خبرگزاری مهر، در راستای اجرای جراحی اقتصادی و حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی که چندی قبل توسط دولت چهاردهم اجرائی و عملیاتی شده است؛ به نظر میرسد طبق دستوری از سوی مسعود پزشکیان رئیسجمهور دولت چهاردهم، صنعت آرد و نان نیز به عنوان یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد معیشتی کشور در معرض تغییرات ساختاری قرار گرفته است.
بنابر گزارشهای رسمی و غیررسمی، اسراف در زنجیره آرد و نان موجب شده است تا مسئولان به دنبال طرح ساماندهی زنجیره تأمین آرد و نان و موضوعات مرتبط با آن شامل خرید تضمینی گندم، اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی و شیوه پرداخت یارانه مقرر خرید باشند.
در حالی که هدفگذاری اصلاح اقتصادی، کاهش هزینههای دولت و رساندن درآمد به مصرفکننده نهائی و برقراری عدالت در توزیع منابع ارزی، کاهش انگیزه برای فساد، قاچاق، رانتخواری و افزایش شفافیت در نظام ارزی کشور است، به دلیل ارتباط مستقیم نان با امنیت غذایی و معیشت روزانه اکثریت جامعه، میتوان بدون حذف ارز ترجیحی روشهایی را به کار برد که هم در تامین آرد و گندم صرفهجویی صورت بگیرد. حذف ارز ترجیحی آرد به معنای افزایش فوری هزینه تولید نان است. این افزایش مستقیماً به قیمت نان مصرفی منتقل میشود. با توجه به اینکه نان، برخلاف بسیاری از کالاهای اساسی دیگر، جزو اقلامی است که مصرفکنندگان خرد و کمدرآمد توانایی کاهش مصرف آن را ندارند (به دلیل وابستگی کالری پایه)، این امر نهایتاً منجر به افزایش شدید تورم خوراکی خواهد شد. این گزارش بر این فرض استوار است که حذف ناگهانی یارانه پنهان انرژیبر نان، بدون وجود مکانیزم جبرانی عادلانه، فشار مضاعفی بر دهکهای پایین و متوسط وارد کرده و ثبات بازار را به خطر میاندازد. هدف این تحلیل، ارائه راهکارهای جایگزین و بلندمدت برای حفظ منافع عمومی و حمایت از تولید، با تمرکز بر کارایی و عدالت توزیع است.
نان کالای بیجایگزین
گفتنی است، عاجزانه از نهادهای امنیتی، قضائی، مراجع تقلید، ائمه جمعه، استادان دانشگاه و همه دلسوزان کشور در هر موقعیتی که هستند، باید خواست که ترمز اقدامات خسارت بار دولت را بکشند. اثر آزادسازی قیمت نان در این شرایط، از حمله آمریکا میتواند بسیار خطرناکتر باشد. متاسفانه عدهای که دیگر نمیتوان عنوان «مشکوک» بر آنها نهاد؛ بلکه آشکارا «عامل دشمن» هستند؛ مشاورههایی خسارت بار به رئیسجمهور میدهند.
این عده مدام یارانههای پنهان را در چشم رئیسجمهور و مسئولان بزرگ میکنند اما مالیات سنگینی که با افزایش قیمت دلار از مردم گرفته میشود و قدرت خرید آنها را کاهش میدهد از مقامات کشور پنهان میکنند و در نتیجه، خسارات سنگین اجتماعی به بار میآورند.
اگرچه پرداخت یارانه نقدی نان به خانوارها در «تئوری»، جایگزین مناسبی برای یارانههای پنهان است، اما در «عمل»؛ بسیار اقدام خطرناکی است و کشور را دچار «بحران» میکند.
نان کالایی بیجایگزین برای بخش زیادی از جامعه و پایه غذایی همه مردم ایران است. حتی افزایش سه چهار برابری قیمت آن در دولت فعلی، بالاتر از قدرت خرید مردم بوده است. با توجه به اینکه یارانه کالابرگی اختصاص یافته به مردم به هیچ عنوان قدرت خرید مردم را جبران نکرده، آزادسازی قیمت نان، عملاً موجب ایجاد «گرسنگی» و «قحطی مصنوعی» میشود.
تأثیر بر تولید نیز یکی دیگر از عوامل متاثر از اجرای آزادسازی قیمت نان است؛ اگرچه هدف، اصلاح تخصیص منابع است اما افزایش ناگهانی هزینههای تولید میتواند منجر به تعطیلی نانواییها شود.
همچنین پیشنهاد جایگزینی یارانه آرد و نان با یارانه نقدی مستقیم، به دلیل عدم تناسب با الگوی مصرف واقعی خانوارها، اعم از تعداد اعضا، محل سکونت و نوع مصرف و چالشهای شناسایی و پرداخت، از عدالت کافی برخوردار نیست و اغلب منجر به نشت یارانه یا عدم کفایت جبران میشود. اگر رویکرد اصلاحی بر انتقال و هدفمندسازی یارانه هم متمرکز باشد؛ امکان آن در شرایط خطیر فعلی، وجود ندارد.