در آرزوی شیفتگان خدمت
گمانهزنیها حاکی از آن است که در آستانه سررسید موعد 11 اردیبهشت 1405، شمار قابلتوجهی از مدیران و مسئولان دولتی و غیردولتی ثبتنام کردهاند؛ چهرههایی که بسیاری از آنان سالها در مسندهای مختلف تصمیمسازی و اجرا حضور داشتهاند. پرسش اصلی اما اینجاست: آیا کارنامه همین مدیران، امروز حال و روز بهتری برای شهر و کشور رقم زده است؟
واقعیت آن است که بخش قابلتوجهی از ناکارآمدیهای انباشته در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی، محصول تصمیمها و رویکردهای همان مدیرانی است که اکنون بار دیگر سودای حضور در جایگاههای جدید را در سر میپرورانند. بدیهی است که حضور در ادوار انتخابات، برای هر فردی که توان، برنامه و انگیزه واقعی برای برداشتن باری از دوش مردم و یاریرساندن به کشور در این مقطع حساس را دارد، نهتنها حق بلکه تکلیف است. اما مرز میان شیفتگی به خدمت یا تشنگی به قدرت دقیقاً همینجا معنا پیدا میکند.
آیا کسانی که سالها فرصت در اختیار داشتهاند، امروز برنامهای نو، راهکاری خلاقانه و ارادهای متفاوت برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه میکنند یا قرار است همان نسخههای آزموده و ناکارآمد، اینبار در قامت شورای شهر تکرار شود؟
شهرهای کشور با چالشهای مزمنی روبهرویند؛ از ترافیک فرساینده و بحران محیطزیست و آلودگی هوا گرفته تا وضعیت شغلی نیروهای بدنه شهرداریها. در حوزه عمران شهری و صدور پروانههای ساختمانی، شهروندان و فعالان اقتصادی ناچارند هفتخوان رستم را طی کنند؛ فرآیندی پیچیده، زمانبر و فرسایشی که خود به بسترهای فساد و بیاعتمادی دامن میزند. در کنار اینها، وضعیت زیباسازی شهری و هویت بصری شهرهای کشور، همچنان با وضعیت مطلوب فاصله دارند.
بیانصافی است اگر گفته شود هیچ کاری انجام نشده است. بهویژه در دوره اخیر، اقدامات مثبت و قابلدفاعی صورت گرفته که باید دیده و تقویت شود. اما حقیقت این است که این اقدامات، با حجم مشکلات و انتظارات مردم همتراز نیست. تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند خون تازه است؛ خونی که در رگهای شهر جریان پیدا کند و جان تازهای به مدیریت شهری ببخشد.
شهرهای کشور، محتاج مدیرانی جوان، متخصص، پاکدست و پیشرو است؛ جوانانی انقلابی نه به معنای شعار، بلکه در عمل و کارآمدی. ترکیب جسارت جوانی با تخصص و فهم مسئلهمحور، میتواند راهگشای بسیاری از بنبستهای کنونی باشد. شوراهای آینده، اگر قرار است امیدآفرین باشد، باید بیش از آنکه تکرار نامها باشد، میدان ظهور ایدهها و نیروهای تازهنفس شود.
رضا ناطقی- استاد دانشگاه