کد خبر: ۳۲۷۵۰۵
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۷
تأملی بر فیلم «سرزمین فرشته‌ها»

حلقه‌های مفقوده یک فیلم جهانی

آرش فهیم

در روزهایی که سینمای جهان در سیطره بوق‌های تبلیغاتی صهیونیسم بین‌الملل، سعی در تطهیر جنایات جلادان قدس دارد، تماشای «سرزمین فرشته‌ها» در چهل‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر، فرصتی برای بازخوانی پرونده مظلومیت غزه از دریچه هنر است. منوچهر محمدی که با «بازمانده» استاندارد سینمای استراتژیک را جابه‌جا کرده بود، این‌بار با بابک خواجه‌پاشا به سراغ دنیای لطیف کودکان رفته است. فیلم اگرچه در لایه اول، زبانی بین‌المللی و انسانی دارد، اما از منظر نقد انقلابی، جای درنگ و تأمل جدی باقی 
می‌گذارد.
خواجه‌پاشا در این اثر، غرق در اتمسفر شاعرانه‌ای شده که پیش‌تر در «در آغوش درخت» آزموده بود. دوربین او به خوبی توانسته پاکی دنیای کودکان را در تقابل با توحش رژیم اشغالگر به تصویر بکشد، اما مشکل اساسی اینجاست که فیلم در سطح «معلول» توقف کرده و کمتر به «علت» می‌پردازد. سینمای مقاومت در دوران پسا‌طوفان‌الاقصی، دیگر نمی‌تواند صرفاً به نمایش رنج بسنده کند.
«سرزمین فرشته‌ها» نیازمند آن بود که با نگاهی عمیق‌تر، ریشه‌های ضدبشری صهیونیسم و ماهیت نژادپرستانه این غده سرطانی را افشا کند. برای افزایش جنبه آگاهی‌بخش فیلم، لازم بود مخاطب جهانی بداند که این ویرانه‌ها نه محصول یک جنگ تصادفی، که نتیجه یک ایدئولوژی شیطانی است که برای کودکان غزه حق حیات قائل نیست. درخشان‌ترین بخش فیلم، سکانس عبور شهاب‌سنگ‌های دست‌ساز جبهه حق از آسمان غزه است. اشاره نمادین فیلم به عملیات وعده صادق، جان‌مایه اقتدار امت اسلامی است. با این حال، فیلمساز می‌توانست با جسارت بیشتری، از استعاره فراتر رفته و به نقش نجات‌بخش و مستقیم ایران مقتدر به عنوان تنها تکیه‌گاه واقعی مستضعفان جهان اشاره کند.
آرامش کودکان غزه در آن شب تاریخی، مدیون موشک‌هایی بود که از قلب ایران، هیمنه پوشالی صهیون را در هم شکستند. اگر فیلم به جای بیان غیرمستقیم، این پیوند ارگانیک میان «مقاومت میدانی» و «حمایت ایران» را با صراحت بیشتری فریاد می‌زد، قطعاً ضریب اثرگذاری و بیدارگری آن دوچندان می‌شد.
از منظر ساختاری، «سرزمین فرشته‌ها» متأسفانه در دام یک «سیکل تکرارشونده» گرفتار شده است. فقدان یک پیرنگ داستانی منسجم و کلاسیک باعث شده تا فیلم به جای حرکت رو به جلو، درجا بزند. 
نمایش مکرر پیکر شهدا و انفجارها، اگرچه تکان‌دهنده است، اما به دلیل نداشتن «ملات دراماتیک»، در یک‌سوم میانی مخاطب را با نوعی لکنت روایی مواجه می‌کند. این اثر می‌توانست با تزریق اطلاعات تاریخی و سیاسی درباره اشغالگری، از حالت یک منظومه شاعرانه صرف خارج شده و به یک «سند تصویری افشاگر» تبدیل شود.
«سرزمین فرشته‌ها» با تمام زیبایی‌های بصری و پایان‌بندی نمادینش، فیلمی است که میان «احساس» و «آگاهی» ایستاده است. اگر فیلمساز در کنار نمایش ویرانه‌ها، به ریشه‌های این تومور بدخیم صهیونیستی و نقش بی‌بدیل ایران در بازگرداندن عزت به منطقه می‌پرداخت، ما امروز با اثری در تراز جهانی رو‌به‌رو بودیم که نه‌تنها دل‌ها را می‌لرزاند، بلکه ذهن‌ها را نیز بیدار می‌کرد.