کد خبر: ۳۳۳۸۹۷
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۸

فرصت‌های جدید ایران و پاکستان در مبادلات تهاتری

تحولات چند ماه اخیر منطقه و اعمال محدودیت بر 
تنگه هرمز، فرصت‌های جدیدی در مبادلات تهاتری ایران و پاکستان فراهم کرده است.
به گزارش کیهان، شوک نفتی 1973 آغازی بر وضعیت اقتصادی وخیم پاکستان و ایجاد کسری شدید تراز تجاری آن بود که آثار و تبعات سوء آن همچنان ‌گریبانگیر اقتصاد این کشور است. 
از آغاز دهه 1970 با افزایش هزینه‌های واردات انرژی پاکستان و در عین حال عدم تغییر جدی در حجم صادرات کالای این کشور، سقوط تراز تجاری پاکستان به سطوح بی‌سابقه‌ای رسید. 
بنابراین، تلاش برای تامین منابع مالی خرید انرژی به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های این کشور و حتی یکی از ارکان سیاست خارجی آن تبدیل شد. 
این دغدغه پایان‌ناپذیر، کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج‌فارس، به‌ویژه عربستان و امارات را به بازیگرانی تاثیرگذار بر سیاست خارجی و حتی داخلی پاکستان تبدیل کرد؛ چراکه جریان واردات حیاتی نفت پاکستان (معادل روزانه 140 هزار بشکه نفت خام و 220 هزار بشکه فرآورده‌های نفتی؛ جدا از قاچاق سوخت از ایران) وابسته به تداوم تسهیلاتی مانند عرضه نفت با تنفس چندساله است که از سوی این کشورها برای اسلام‌آباد در نظر گرفته شده و تاکنون ادامه دارد؛ برای مثال در سال جاری عربستان، قرارداد فروش نفت اقساطی با تنفس سه ساله تا سقف دو میلیارد و 200 میلیون دلار در سال را با پاکستان به امضا رسانده است.
وابستگی شدید پاکستان به آمریکا و متحدانش
البته تداوم و تشدید وابستگی انرژی پاکستان به کشورهای شدیدا وابسته مانند عربستان و امارات، یکی از پایه‌های محوری سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا نیز به شمار می‌رود تا ابزاری برای تاثیرگذاری بر اراده و رفتار این کشور در اختیار واشنگتن قرار بگیرد. 
سیاست فوق، هزینه‌های سنگینی به مردم پاکستان تحمیل کرد و اقتصاد این کشور را دچار عواقبی فاجعه‌بار نمود. در پی افزایش هزینه‌های واردات انرژی پاکستان و فشار شدید به تراز پرداخت‌های تضعیف‌شده این کشور در سال 2023، ذخایر ارزی تبخیر شد و روپیه یک‌سوم ارزش خود را از دست داد.
مهم‌تر از همه بدهی‌های خارجی مرگبار این کشور تشدید شد و هزینه بازپرداخت خارجی پاکستان از 14 میلیارد و 200 میلیون دلار در بودجه 2022-2023 به 29 میلیارد و 300 میلیون دلار در سال مالی 2025-2026 رسید. نکته مهم این است که بهای گزاف این سیاست‌ها را مردم پاکستان پرداختند و گرسنگی، فقر، گرانی و کمبود سوخت را تحمل کردند. این آسیب با انسداد تنگه هرمز در پی تهاجم آمریکا در اسفند 1404 و قطع شریان حیاتی انرژی منجر به تشدید آسیب به اقتصاد پاکستان شد.
ضرورت تهاتر نفت ایران با کالاهای پاکستان
با کنار هم قرار دادن دو مقدمه کلیدیِ نفوذ نفتی کشورهای وابسته به آمریکا و سیاست‌های فاجعه‌بار واشنگتنیِ پاکستان، تردیدی در عدم مطلوبیت وضعیت فعلی پاکستان برای ایران باقی نمی‌ماند. اعمال محدودیت بر عبور و مرور از تنگه هرمز برای مدتی نامشخص در پی تهدیدات آمریکا علیه امنیت ایران، عرضه نفت از مبادی سنتی پاکستان را مختل کرده و فرصت مناسبی را برای تغییر مبادی واردات نفت پاکستان به‌وجود آورده است. 
گام اول برای تغییر این وضعیت می‌تواند اختصاص سهم قابل توجهی از واردات نفت پاکستان از ایران یا به‌واسطه ایران [مانند سوآپ] باشد. با توجه به ظرفیت تولید نفت ایران و نوع نفت مصرفی پالایشگاه‌های پاکستان، تامین قسمت قابل توجهی از نفت مصرفی این کشور از سوی ایران کاملا امکان‌پذیر بوده و تحقق آن تنها وابسته به اراده طرف پاکستانی است. کما اینکه در سال 2011 که پاکستان به دلیل تحریم‌ها خرید نفت از ایران را متوقف کرد، ایران 10 درصد کل نفت وارداتی این کشور را تامین می‌کرد.
واضح است که طرف پاکستانی در حالت عادی به خرید نفت از ایران علاقه‌مند است؛ اما مشکلات تراز پرداخت‌ها، جذابیت تسهیلات نفتی عربستان و امارات و در نهایت مسئله انتقال پول مانع از تحقق این موضوع شده است. لذا ضرورت دارد شرایط معامله‌ای برد - برد برای واردات نفت پاکستان از ایران ترسیم کرد که در آن در ازای فروش نفت ایران، کالاهای پاکستانی خریداری شود. 
هزینه واردات پنج سرفصل اساسیِ ذرت، کنجاله سویا، دانه سویا، برنج و گوشت کشور در سال 1404‌، بیش از هفت میلیارد و 500 میلیون دلار برآورد شده که عمده آن از کشورهای غیرهمسو تامین شده است. همزمان پاکستان به لطف برخورداری از تولیدات کشاورزی و دامپروری قابل توجه امکان پوشش بخش قابل توجهی از نیازهای وارداتی ایران را دارد. 
فعالیت پاکستان به عنوان بازیگر سنتی بازار برنج و برخورداری بیش از 100 میلیون راس دام از نوع گاو یا گاومیش و مازاد عرضه گوشت، مزیت‌های بالفعلی برای خرید تضمینی این محصولات از این کشور را فراهم کرده است.
به‌علاوه به علت جذابیت کشت ذرت در پاکستان و وجود اراضی مستعد کشت‌نشده، این کشور از ظرفیت‌های بالقوه مناسبی برای کشت محصولات اساسی برخوردار است. با ‌خرید کالاهای اساسی تولید شده در پاکستان، مانند برنج، گوساله پای‌پروار و ذرت، به پشتوانه نفت فروخته‌شده به روپیه، پاکستان می‌تواند بدون خرج کردن ذخایر ارزی محدود و باارزش خود انرژی خود را تامین کند و از وابستگی خود به رقبای منطقه‌ای ایران بکاهد. 
از سوی دیگر ایران می‌تواند قسمتی از نیاز کوتاه مدت و فوری خود به کالاهای اساسی را امن‌تر و ارزان‌تر تهیه کند و تهدیدهای ناشی از حضور رقبای خود را در پاکستان را کاهش دهد.
یک هشدار مهم
گفتنی است، تکیه بر واردات در تامین کالاهای اساسی، اشتباه راهبردی است. کشور باید در تولید محصولات کشاورزی اساسی، خودکفا شود. با این‌حال در کوتاه مدت، تامین برخی نیازها از واردات است. البته اگر چه مبادلات تهاتری با همسایگان از جمله پاکستان، راهکار مؤثری برای بهبود وضع اقتصادی کشور است و در کوتاه مدت می‌تواند بخشی از مشکلات را کاهش بدهد اما باید توجه داشت به دلیل دهه‌ها بی‌ثباتی، فقر و جنگ داخلی در پاکستان و همچنین وابستگی شدید این کشور به کشورهای متخاصم با ایران که همچنان ادامه دارد؛ تکیه بر این کشور در واردات کالاهای اساسی یا هر کالای ضروری دیگری بخصوص با قراردادهای بلندمدت، اشتباه است و صرفاً باید با قراردادهای کوتاه یا میان‌مدت همراه باشد.