کد خبر: ۳۲۷۳۹۱
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۹
گزارش خبری تحلیلی کیهان درباره مذاکرات عمان

آمریکا قابل اعتماد نیست انگشت‌ها روی ماشه بماند

سرویس سیاسی-
بازگشت آمریکا به میز مذاکرات عمان، اعترافی ناخواسته به شکست راهبرد فشار و تهدید است؛ مذاکره‌ای که با شروط ایران آغاز شد و بار دیگر ضرورت بی‌اعتمادی عمیق به واشینگتن را یادآوری کرد. در چنین میدانی، دیپلماسی فقط زمانی معنا دارد که همزمان با آن، انگشت‌ها همچنان روی ماشه بماند.
پس از ماه‌ها عربده‌کشی رسانه‌ای، خط و نشان کشیدن‌های توخالی و لشکرکشی نمایشی ناوهای هواپیمابر به منطقه، سرانجام دیوارهای توهم کاخ‌نشینان واشنگتن فرو ریخت. دولت دونالد ترامپ که گمان می‌کرد با ادبیات سخیف‌ هالیوودی و ژست‌های پوچ «آرنولدی» می‌تواند خللی در اراده پولادین نظام مقتدر اسلامی ایجاد کند، در برابر صخره سخت «اتحاد مقدس ملت» و «بازوان پرتوان نیروهای مسلح»، ذلیلانه زانو زد. فرود هواپیمای تیم مذاکره‌کننده آمریکا در فرودگاه مسقط، نه از سر صلح‌طلبی، بلکه اعتراف‌نامه‌ای مصور بر شکست راهبرد آمریکاست؛ دولتی که تمامی برگ‌های بازی خود را سوخته می‌بیند و اکنون دست ‌از‌ پا ‌درازتر به دریوزه دیپلماسی افتاده تا شاید در سایه میانجی‌گری‌ها، راهی برای خروج آبرومندانه از بن‌بست خودساخته بیابد.
ترامپ در بن‌بست
اما چرا ترامپی که تا دیروز از حمله سخن می‌گفت و برای ایران شرط و شروط می‌گذاشت، امروز جرد کوشنر و نماینده ویژه‌اش، ویتکاف را به عمان فرستاده است؟ پاسخ را باید در شکست‌های پی‌درپی او در یک سال گذشته جست‌وجو کرد. ترامپ که وعده داده بود جنگ اوکراین را سه‌روزه تمام کند، در باتلاق آن فرو‌رفته؛ تعرفه‌هایش علیه چین به بن‌بست خورده؛ یمن قهرمان را نتوانست تسلیم کند و در ونزوئلا نیز فقط نفت را بو می‌کشد!
وقتی ترامپ بعد از کلی تهدید، هیاهو و ژست حمله به ایران ناگهان با بهانه‌ای مضحک عقب‌نشینی کرد یعنی دستش خالی است. او که به اعتراف سی ان ان محبوبیتش به زیر ۴۰ درصد سقوط کرده و تحت فشار پرونده‌های داخلی (از جمله ماجرای اپستین) قرار دارد، به یک «دستاورد نمایشی» نیاز داشت تا از بی‌آبرویی کامل نجات یابد. آمریکا ابتدا شرط کرده بود که محل مذاکره باید توسط واشینگتن تعیین شود، اما ایستادگی ایران باعث شد واشینگتن با خفت، تمام شروط ایران را بپذیرد. این یعنی تحمیل اراده جمهوری اسلامی بر کاخ سفید.
 چرا به شیطان اعتماد نداریم؟
اعتماد به آمریکا، در منظومه سیاسی جمهوری اسلامی، نه یک خطای محاسباتی، که یک «شوخی مضحک» است. تیم مذاکره‌کننده فعلی ایران با کوله‌باری از تجربه‌های تلخ و در عین حال درس آموز وارد مسقط شد. ما فراموش نمی‌کنیم که در خرداد ۱۴۰۴، در دور ششم گفت‌وگوهای غیرمستقیم، آمریکا همزمان با بالابردن پرچم دیپلماسی، «میز مذاکره را بمباران کرد» و به تاسیسات هسته‌ای ما حمله نمود.
همچنین همراهی واشینگتن با رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، که با سیلی سخت نیروهای مسلح و درخواست آتش‌بس ذلیلانه آن‌ها به پایان رسید، لکه ننگ دیگری بر دامان آن‌هاست. دشمن وقتی در میدان نظامی به در بسته خورد، به سراغ خیابان‌های ایران آمد تا با دلارهای کثیف و پادوهای اجاره‌ای، آشوب به پا کند. بنابر اذعان اکثر تحلیلگران، اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه، در واقع «روز سیزدهم» همان جنگ ۱۲ روزه بود. با این کارنامه سیاه، هرگونه خوش‌بینی به لبخندهای کوشنر و ویتکاف، چیزی جز ساده‌لوحی نیست.
جزئیات مذاکرات مسقط
هیئت مذاکره جمهوری اسلامی ایران به ریاست سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بامداد جمعه 17 بهمن 1401 وارد مسقط شد. در این سفر عراقچی را مجید تخت‌روانچی (معاون سیاسی)، اسماعیل بقائی (سخنگوی وزارت خارجه)، حمید قنبری (معاون اقتصادی) و تعدادی از دیپلمات‌های باسابقه همراهی کردند.
در مقابل، تیم آمریکا با ترکیب استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد و دستیار ترامپ عهده‌دار گفت‌وگو بودند. نکته قابل تامل، حضور برد کوپر، فرمانده سنتکام در هیئت آمریکایی بود. طبق اخبار، در مرحله اول، دو طرف طرح‌های خود را به وزیر خارجه عمان منتقل کردند و در مرحله دوم، دو هیئت در یک مکان اما در دو محل جداگانه مستقر شدند تا پیام‌ها توسط میانجی تبادل شود.
دیپلماسی با «چشمان باز»
وزیر امور خارجه پیش از شروع مذاکرات، در پیامی صریح نوشت:
«ایران با چشمانی باز و بدون از یاد بردن رویدادهای سال گذشته وارد مسیر دیپلماسی می‌شود. ما با حسن نیت وارد تعامل می‌شویم و در عین حال، قاطعانه بر حقوق خود ایستادگی می‌کنیم. برابری در جایگاه، احترام متقابل و منافع متقابل صرفاً شعار نیستند؛ بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر و از پایه‌های یک توافق پایدار به شمار می‌روند.»
این موضع‌گیری نشان داد که ایران نه‌تنها تحت تاثیر نمایش‌های نظامی آمریکا قرار نگرفته، بلکه با اشراف کامل بر نقشه‌های شوم دشمن در سال گذشته- از حملات به مراکز هسته‌ای تا تلاش برای ایجاد فتنه خیابانی- به میز مذاکره بازگشته است. تاکید بر «چشمان باز» پیامی مستقیم به ترامپ و تیم همراه اوست که خیال نکنند می‌توانند با کلمات پرزرق‌وبرق، خنجر خیانت را در پشت توافق پنهان کنند.
رئیس دستگاه دیپلماسی که ماموریت اصلی خود را «رفع تحریم‌ها» و صیانت از دستاوردهای هسته‌ای تعریف کرده است، پیش از ظهر روز جمعه ۱۷ بهمن، در دیداری کلیدی با بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، به تشریح دقیق مواضع نظام پرداخت. عراقچی در این دیدار با تقدیر از نقش میزبانی و مساعی جمیله سلطنت عمان، بر یک اصل غیرقابل تغییر تاکید کرد: استفاده از ابزار دیپلماسی برای تامین منافع ملی، هرگز به معنای عقب‌نشینی از قدرت دفاعی نیست. وی تصریح کرد که نیروهای مسلح و ارکان نظام در آمادگی کامل برای دفاع از حاکمیت و امنیت ملی در برابر هرگونه «زیاده‌خواهی و ماجراجویی» قرار دارند.
در مقابل، وزیر امور خارجه عمان نیز با تمجید از حسن نیت، مسئولیت‌پذیری و جدیت جمهوری اسلامی ایران در روندهای دیپلماتیک، اذعان کرد که تهران همواره با نگاهی فرصت‌شناسانه و مسئولانه به دنبال ثبات منطقه‌ای بوده است. البوسعیدی ابراز امیدواری کرد که طرف‌های مقابل (آمریکا و اروپا) با درک این واقعیت و با کنار گذاشتن زبان تهدید، از این فرصت برای رسیدن به یک تفاهم پایدار استفاده کنند.
در این نشستِ دوجانبه، نقطه‌نظرات، پیشنهادها، مطالبات برحق و ملاحظات دقیق ایران درباره مباحث مذاکراتی به صورت مکتوب و شفاهی تبیین شد؛ مطالباتی که محور اصلی آن «رفع موثر، واقعی و قابل راستی‌آزمایی تحریم‌ها» است. 
عراقچی در پایان مذاکرات مسقط: 
شروع خوبی بود اما قضاوت نهائی
 منوط به «عمل» آمریکا است
سید عباس عراقچی پس از پایان گفت‌وگوهای غیرمستقیم، ضمن «مثبت» خواندن فضای جلسات، بر یک واقعیت بنیادین تأکید کرد: «این گفت‌وگوها صرفاً یک شروع بود و ادامه آن منوط به تصمیم‌گیری در پایتخت‌هاست.» وزیر خارجه با اشاره به رایزنی‌های فشرده ۸ ساعته و نقش میانجی‌گری عمان، تصریح کرد که پس از یک دوره طولانی وقفه و هشت ماه تنش بی‌سابقه، مطالبات برحق و نگرانی‌های ایران به‌طور کامل به طرف آمریکایی ابلاغ شد.
عراقچی با هوشمندی، گره اصلی کار را نه در «متن»، بلکه در «عملکرد» آمریکا دانست و تأکید کرد: «نخستین گام، غلبه بر فضای بی‌اعتمادی بزرگی است که در این مدت بر بی‌اعتمادی‌های گذشته افزوده شده است.» این سخن بدین معناست که ایران، فریب «شروع خوب» را نمی‌خورد و قضاوت نهائی را به رفتار عملی طرف مقابل منوط کرده است.
از این منظر، تفاهم بر سر ادامه مذاکرات، به معنای رسیدن به توافق نیست. آمریکا که با حضور فرمانده سنتکام در مسقط سعی در ارعاب داشت، اکنون دریافته است که دیپلمات‌های ایران با دستورکار «رفع واقعی تحریم‌ها» و بدون ذره‌ای عقب‌نشینی از قدرت دفاعی، تنها به نتایج ملموس اقتصادی می‌اندیشند.
 بقائی: ایران و آمریکا 
تفاهم کردند گفت‌وگوها ادامه یابد
در همین راستا، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس در ارتباط با مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که روز گذشته در مسقط برگزار شد، نوشت: «مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط با تفاهم طرفین برای ادامه گفت‌وگوها خاتمه یافت. طرفین ضمن تبیین دیدگاه‌ها و مطالبات خود، تفاهم کردند که در مشورت با پایتخت‌ها راجع به دور بعدی گفت‌وگوها تصمیم‌گیری نمایند.»
بیانیه رسمی وزارت خارجه عمان 
وزارت امور خارجه عمان درباره روند گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در پیامی اعلام کرد:
«در چارچوب میزبانی سلطنت عمان از مذاکرات مربوط به پرونده هسته‌ای ایران، صبح امروز جناب آقای بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه، به‌طور جداگانه رایزنی‌هایی با هیئت ایرانی به ریاست جناب آقای دکتر سید عباس عراقچی و نیز با هیئت آمریکایی به ریاست استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و جرد کوشنر انجام داد. این رایزنی‌ها بر فراهم‌سازی شرایط مناسب برای ازسرگیری مذاکرات دیپلماتیک و فنی متمرکز بود و در عین حال، با توجه به اهتمام طرف‌ها برای موفقیت این گفت‌وگوها در راستای تحقق امنیت و ثبات پایدار، بر اهمیت آن‌ها تأکید شد.»
عملیات روانی آمریکا
همزمان با آغاز مذاکرات، آمریکایی‌ها در حال پمپاژ بی‌امان اخبار نظامی بودند. خبر ورود فرمانده سنتکام به مسقط و پرواز هواپیماهای غول‌پیکر C5 ارتش آمریکا، بخشی از سیاست «مذاکره زیر سایه تهدید» بود. این یک عملیات روانی ناشیانه برای وادار کردن مقامات ایرانی به اشتباه محاسباتی است.
نور نیوز در واکنش به این خیمه‌شب‌بازی نوشت:
«مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط با حضور فرمانده سنتکام و همزمان انتقال تجهیزات و تحرکات دریایی، ترکیبی از مذاکره و نمایش قدرت برای فشار بیشتر است. ایران تحت تهدید عقب نمی‌نشیند. ورود مؤلفه نظامی ریسک و هزینه مذاکره را بالا می‌برد؛ مسئولیت آن با آمریکاست.»
واقعیت این است که آمریکا از قدرت بازدارندگی ایران در هراس است. روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت فاش کرد که واشینگتن به‌شدت نگران هدف قرار گرفتن ناوها و جنگنده‌هایش توسط موشک‌های پیشرفته ایرانی است. آن‌ها می‌دانند که در صورت هرگونه حماقت، تجهیزاتشان در غرب آسیا «سیبل‌های آسانی» برای ایران خواهند بود.
بازگشت ذلیلانه آمریکا به میز مذاکره 
به روایت سردار جوانی
به موازات دیپلماسی، میدان نیز پیام قاطعی به طرف مقابل انتقال داد؛ سردار جوانی، معاون سیاسی سپاه در گفت‌و‌گو با المیادین با تاکید بر اینکه «رونمایی از موشک خرمشهر-۴ حاوی پیام خاص خود است»، تصریح کرد: «پیامش این است که هر چند ایران پای میز مذاکره حاضر شده، اما حاضر نیست از قدرت نظامی خود چشم‌پوشی کند. این موشک قدرت تخریبی زیادی دارد و اگر دشمن اشتباهی کند شاید آخرین اشتباهشان در منطقه باشد. زیرا آمریکا خسارت‌هایی دریافت خواهد کرد که شاید تحملش برایش امکان‌پذیر نباشد.»
وی درخصوص موضع ایران در مذاکرات افزود: «این آمریکاست که ذلیلانه به میز مذاکرات بازگشته و ایران در این خصوص اصول خود را تغییر نداده است. تیم مذاکره‌کننده ایران تردید به خود راه نمی‌دهد و با اعتماد به قدرت ایران و توانمندی نظامی ایران، وارد مذاکره می‌شود.»
معاون سیاسی سپاه همچنین با هشدار نسبت به هرگونه ماجراجویی گفت: «ایران بارها برای قدرت‌های خارج از منطقه پیام داده که دچار خطای محاسباتی نشوند چرا که اگر جنگ منطقه‌ای شود، شعله‌های آن همه آنها را خواهد سوزاند. نیروهای مسلح ما آمادگی صددرصد برای دفع هر تجاوزی هست و هیچ غافلگیری در کار نخواهد بود. ما از حاکمیت خود چشم‌پوشی نمی‌کنیم.»
روایت سی‌ان‌ان؛ سه‌راهی مرگبار برای ترامپ
تحلیل جدید شبکه سی‌ان‌ان حکایت از آن دارد که ترامپ در یک سه‌راهی مرگبار گرفتار شده است. این رسانه هشدار داد که اگر آمریکایی‌ها با خبر آغاز جنگی نوین در خاورمیانه بیدار شوند، آینده سیاسی ترامپ نابود خواهد شد. سی‌ان‌ان تاکید کرد که مدل برخورد با ایران به‌مراتب پیچیده‌تر از ونزوئلاست و عقب‌نشینی از تهدیدها نیز اعتبار ترامپ را به عنوان یک «مرد مقتدر» مخدوش می‌کند. در واقع، ترامپ تمام اعتبار خود را در یک قمار بزرگ قرار داده است.
اروپا؛ بازیگر حاشیه‌ای و ذلیل!
همزمان با مذاکرات، تروئیکای اروپایی با صدور بیانیه‌هایی تلاش کردند به صحنه بازگردند؛ تلاشی التماس‌گونه برای بازیابی اعتباری که سال‌هاست سوخته است. اروپای امروز نه میانجی است و نه ضامن؛ بلکه بازیگری است که با تبعیت از واشینگتن، از میز تصمیم‌سازی حذف شده است.
آن‌ها در دو دهه گذشته به هیچ‌کدام از تعهدات خود (از سعدآباد تا برجام) عمل نکردند و با فعال‌سازی اسنپ‌بک غیرقانونی، عملاً سرمایه اعتماد را سوزاندند. اروپای خاکستری که امروز در گرداب زوال اقتصادی و سیاسی غرق شده و در برابر جنایات غزه سکوت کرده، تصویر بازیگری بی‌اختیار را تثبیت نموده است. تنها راه آن‌ها پذیرش قواعد جدید نظم نوین جهانی است، در غیر این صورت حاشیه‌نشینی آن‌ها ابدی خواهد بود.
جان کلام؛ انگشت‌ها روی ماشه بماند
مذاکرات مسقط نشان داد که آمریکا علی‌رغم تمام عربده‌کشی‌ها، در نهایت مجبور شد به چارچوب مدنظر ایران (فقط موضوع هسته‌ای) تن بدهد. روزنامه‌ هاآرتص تایید کرد که موضوعات موشکی و منطقه‌ای از دستورکار خارج شده است؛ چرا که ایران این موضوعات را خط قرمز خود می‌داند.
جمهوری اسلامی ایران با قدرت و از موضع عزت وارد این کارزار شده است. تیم مذاکره‌کننده باید بداند که پشتوانه آن‌ها، موشک‌هایی است که لرزه بر اندام ناوهای آمریکایی انداخته و ملتی است که فتنه‌های آمریکایی- صهیونی را زیر پا له کرده است. آمریکا هرگز قابل اعتماد نبوده و نخواهد بود؛ لذا ضمن پیشبرد دیپلماسی برای رفع تحریم‌ها، باید همچنان «انگشت‌ها روی ماشه» بماند تا دشمن بداند کوچک‌ترین خطایی، پایان حضور نحس آن‌ها در منطقه را رقم خواهد زد.