مجازات سخت در انتظار طرفداران استقلال تایوان
سرویس خارجی-
پکن اعلام کرد که تایوان جزئی از خاک چین است و کسانی که خواهان استقلال این جزیره هستند، مجازات خواهند شد.
سخنگوی دفتر امور تایوان در چین، دیروز (چهارشنبه)، اعلام کرد تایوان جزئی از خاک چین است و کسانی که خواهان استقلال این جزیره هستند، مجازات خواهند شد.
به گزارش «ایسنا»، این اظهارنظر از سوی دفتر امور تایوان در چین در حالی مطرح شده است که وزارت دفاع تایوان اعلام کرده است که تحرکات دریایی و هوائی مکرر چین در اطراف جزیره را رصد میکند. به نقل از شبکه خبری «راشاتودی»، این وزارتخانه همچنین اعلام کرد که با توجه به این اقدامات از سوی چین در اطراف تایوان، سطح آمادهباش را بالا برده است.
چین با تکیه بر روایت تاریخی و حقوق بینالملل، تایوان را بخشی جداییناپذیر از قلمروی خود میداند. با تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، این دولت تنها نماینده قانونی کل چین شد و حاکمیت آن شامل تایوان نیز میشود. پکن تأکید دارد که اختلافات ناشی از جنگ داخلی و مداخلات خارجی، هرگز به معنای تقسیم حاکمیت نبوده و استقلال تایوان را به رسمیت نمیشناسد. باید توجه داشت که اقدامات چین پس از آن در اطراف تایوان انجام شد که دولت «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، یک بسته تسلیحاتی ۱۱میلیارد دلاری برای تایوان را تایید کرد. آمریکا دهههاست متعهد به کمک به دفاع از تایوان است، هرچند درباره مداخله مستقیم نظامی در صورت حمله چین موضعی مبهم دارد.
تایوان چرا مهم است؟
تایوان برخوردار از جزایر و محدودهای قابلتوجه در دریای چین جنوبی است. با عطف نظر به رهیافت کلان چین برای تسلط بر دریای چین جنوبی از جمله اقدام این کشور به ساختن جزایر مصنوعی، تسلط بر جزائر مورد مناقشه و تقویت حضور نظامیاش در این منطقه، بنابراین بعید است پکن حاضر به چشمپوشی از این بخش از خاک خود در دریای چین جنوبی شود.
دریای چین جنوبی افزون بر اهمیت ژئوپولیتیک برای چین همچنین دارای ارزش ژئواکونومیک فوقالعادهای است زیرا علاوهبر اینکه 30درصد کشتیرانی دنیا در این محدوده انجام میپذیرد و شاهرگ اتصالات جهانی اقتصادهای نوظهور در قاره آسیا هست، همچنین از ذخائر بسیار غنی شیلات و آبزیان دریائی و نفت و گاز برخوردار است.
باید در نظر داشت که تایوان بزرگترین تولیدکننده تراشههای نیمهرسانا در جهان است. شرکت صنایع نیمهرسانای تایوان (TSMC) بزرگترین سازنده تراشه جهان و بهترین تأمینکننده تراشه برای صنایع هایتک و دیگر صنایع مهم در جهان است.
گفته میشود تی.اس.ام.سی و سامسونگ در کرهجنوبی تنها شرکتهایی در جهان هستند که از دانش فنی ساخت کوچکترین و پیشرفتهترین تراشهها برخوردار بوده و تقریباً 90درصد آنها را تولید میکنند.
مسئله چینیِ آمریکا
با عزل نظر از اهمیت تایوان باید به خود چین و مسئله آن نیز توجه داشت. چین به لحاظ مجموعهاي از عوامل، پتانسیل یک قدرت بزرگ را دارد. این عوامل دربرگیرنده مؤلفههاي متعددي مثل اقتصاد بسیار قوي، جمعیت زیاد، سرزمین وسیع، آهنگ توسعه بینظیر، سلاح هسـتهاي، حق وتو در شوراي امنیت سازمان ملل و موقعیت ژئوپولیتیکی است.
با وجود چنین قابلیتهایی، برخی از کارشناسان میگویند که هنوز نمیتوان در قیاس با آمریکا و یا اتحاد شوروي در دوره جنـگ سـرد، از چـین بـه عنـوان یـک ابرقدرت جهانی یاد کرد و برای این ادعا شواهد و نمونههاي میآورند؛ از جملـه این موانع و مشکلات میتوان به مسائل جامعه داخلی چین؛ مثل فقر در چـین، مشکلات ناشی از آلودگی محیطزیست اشاره داشت.
از سوي دیگر، از لحاظ منطقهاي و بینالمللی نیز گفته میشود که چین قادر به حل بسـیاري از منازعـات پیرامـون خـود نیست، این کشور هنوز نقش محوري در دستورکارهاي جهـانی نـدارد، در نهادهـاي بینالمللـی کشـور چین عمدتاً وضعیت همراهی یا حدأکثر موضعی بـیطرفانـه یـا خنثـی را در مـدیریت بحرانهاي بینالمللی اتخاذ میکند و کمتر دیده شـده است کـه ایـن کشور فعالانـه طـراح الگوهـاي مدیریت امنیت جهانی باشد.
اما گویا مسئولان آمریکایی نظری دیگر دارند و بسیار نگران چین هستند. تمرکز بر روی چین سیاستِ کلی آمریکا و مطابق با استراتژی امنیت ملی این کشور است و با رفتوآمد رؤسایجمهور تغییری نمیکند؛ چرا که سرعت پیشرفت چین در سالهای اخیر غرب (با محوریت آمریکا) را شدیداً نگران کرده است، از آنرو که پیشرفت چین را مساوی با افول خود تفسیر میکنند.
بیشک چین در مسیر تبدیلشدن به بزرگترین اقتصاد جهان است. مسئله تنها اقصاد نیست؛ چین یک قدرت فراگیر خواهد بود و آمریکا از آن احساس خطر میکند. آمریکا چین را تهدیدی در برابر سلطه جهانیاش میداند و تمام تلاشش را برای کاهش سرعت چین حتی در صورت امکان برای متوقف کردن آن بهکار میگیرد.
دریای چین جنوبی از زاویهای دیگر
در فضای جنگ سرد منافع بسیاری در دریای جنوبی چین [که تایوان هم در آن قرار دارد] وجود دارد، نه بهخاطر آزادیِ دریانوردی که هیچوقت مسئلهای بغرنج نبوده است، بلکه بهخاطر جنگ زیردریاییهای هستهای.
دیدگاه چین این است: «بیایید فرض کنیم که حریف من میتواند هر کدام از زیردریاییهای هستهای مجهز به سلاحهای بالستیک ما را موقعیتیابی کند؛ من تعداد کلاهکها را از 500 به 1000 شاید حتی تا 1500 افزایش میدهم، چون حتی اگر طرف مقابل 95درصد آنها را نابود کند، همچنان تعدادی برای پاسخگویی برایم باقی مانده است...» این دقیقاً یعنی نظامیتر شدن بیش از پیش در فضائی که بهشدت شبیه فضای جنگ سرد در سالهای پس از جنگ جهانی دوم است.