کد خبر: ۳۲۵۵۱۹
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۱

حاج قاسم فقط آیینه خورشید نبود

ونوس جامی‌پور

صبح آدينه  دي‌ماه جهان در خواب  است 
دل خورشید پریشان شده و بي‌تاب است
 پيش‌بيني مکن اي دوست، که در طالع عشق
خط دل، خارج از آيينه و اسطرلاب است!
جرعه‌ي جام، لبالب شده از جذبه‌ي دوست 
جهدکن، جهد که خونين جگر و جذاب است 
شاهد قدس به سرمنزل مقصود رسيد! 
و شهادت، پل واصل شدن اصحاب است 
آسمان سوخته و سرخي آفاق عِراق
طرحی از هیمنه‌ی قافـــــــله‌ي ارباب است
نينوا نوحه‌ي باراني و بي‌طاقت، آه!
چشم ما، خشک‌تر از خاک، دخيل آب است
 چشم ما هيچ، ولي آه از آن چشماني 
که  درخشنده‌تر از مردمک مهتاب است 
بی‌نشان ماندن و شهرت به جهان بخشیدن
شیوه‌ی تزکیه و تربیت طــلاب است 
شاهنامه است، ولی شرح الهی دارد 
بانی مجلس تعزیه ما سهراب است 
حاج قاسم فقط آیینه خورشید نبود
ماه می‌تابد و تنهایی او نایاب است