اخبار ویژه
ذوقمرگی پادوها از راهزنی
و یاغیگری ترامپ
در حالی که ترامپ بارها اذعان کرده دنبال غارت نفت ونزوئلاست و رسانههای غربی هم ربایش رئیسجمهور ونزوئلا را غیرقانونی میدانند، برخی نوکران ایرانی ترامپ، در اینباره اظهار ذوقزدگی کردند! این طیف همانهایی هستند که هنگام حمله جنایتکارانه اسرائیل و آمریکا نیز ابراز هیجان میکردند اما به زودی با سرشکستگی دشمنان ملت ایران و درخواستشان برای آتشبس، سرافکندگی تاریخی را به جان خریدند.
ترامپ پیش از این چندینبار اذعان کرده که دنبال غارت منابع نفتی ونزوئلاست. او دیروز هم پس از عملیات ربایش رئیسجمهور ونزوئلا
- کشوری در همسایگی آمریکا- اذعان کرد «فکر میکنم ما با قدرت زیادی وارد صنعت نفت ونزوئلا خواهیم شد. ما حالا بزرگترین شرکتهای نفتی جهان را در اختیار داریم.».
در واکنش به این اقدام دزدانه و آدمربایی، گیدئون راچمن خبرنگار روزنامه فایننشالتایمز نوشت: اگر چین یک عملیات ویژه برای بازداشت رئیسجمهور تایوان آغاز کند، یا روسیه تلاش کند همین کار را با زلنسکی انجام دهد، دقیقاً چه باید بگوییم؟ اینکه نمیتوانید این کار را بکنید، غیرقانونی است؟
روزنامه نیویورکتایمز هم نوشت: حمله ترامپ به ونزوئلا غیرقانونی و ناپخته است.
همچنین کریستوفر ساباتینی پژوهشگر ارشد امور آمریکایلاتین در اندیشکده انگلیسی چتمهاوس هم در یادداشتی نوشت: ترامپ در برکناری مادورو از طریق ایجاد نارضایتی داخلی موفق نبود، پس اقدام نظامی را انتخاب کرد.
او میافزاید: حملات به ونزوئلا غافلگیرکننده نیست. روایت مربوط به توجیه آمریکا برای تشدید تنشها و حملات در سواحل ونزوئلا در گذر زمان تغییر کرده است؛ از یک عملیات مبارزه با موادمخدر، به هدف برکناری رئیسجمهور نیکلاس مادورو و تغییر رژیم. اما او پس ازتنش ششماهه نتوانست نارضایتی داخلی در ونزوئلا ایجاد کند.
با وجود اذعان محافل غربی به رویکرد غارتگرانه و غیرقانونی ترامپ به ونزوئلا، برخی از عناصر اپوزیسون ایرانی به جانبداری تلویحی یا صریح از این اقدام پرداختند؛ انگار که بخشی از ابواب جمعی و پادوی رسانهای دزدان دریایی آمریکایی هستند:
- آمریکا در ونزوئلا گذار دموکراتیک را بر براندازی سخت ارجحیت داد.
- یک دیکتاتور دیگر این بار در ونزوئلا سرنگون شد.
- در ناحیه جنوبی نیویورک (SDNY)، برای برخی از جرایم فدرال مانند جرایم مرتبط با تروریسم امکان صدور حکم اعدام طبق قانون وجود دارد. پس هیچ بعید نیست که مادورو به اعدام محکوم شود.
- کار مادورو تمام شد، دو میلیارد دلار طلب ایران از او هم همینطور. حکومت مادورو در شرایطی به پایان رسید که یک بدهی دو میلیارد دلاری نفتی به ایران دارد؛ بدهی بزرگی که در دولت قبل ساخته شد با ویترین پالایشگاه فراسرزمینی! [بدون اشاره به منافع بالای ایران از این تعامل و تجارت و نقش آمریکا در به هم خوردن آن.]
- پوسترهای نیکلاس مادورو که در سراسر ونزوئلا در حال پاره شدن هستند. [گلنگرینوالد خبرنگار آمریکایی در اینباره فاش کرد: بازنشر گسترده فیلمهای قدیمی از جمعآوری پوسترهای مادورو، پروپاگاندای جنگی است که سعی میکند احساس خوبی بدهد، نه اینکه اطلاعرسانی کند.]
نکته قابلتوجه، اعتراضات گسترده در دهها کشور جهان و 75 شهر مهم آمریکا علیه اقدام متجاوزانه و آدمربایی ترامپ در ونزوئلاست. در مقابل، این بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی است که از اقدام تجاوزکارانه ترامپ ستایش کرد و به وی تبریک گفت. به عبارت دیگر، اکنون برخی غربگرایان درست همان جایی ایستادهاند که نسلکش صهیونیست (آمر قتلعام 70 هزار فلسطینی و آوارهکننده دو میلیون نفر در غزه) و فرد تحت تعقیب محاکم جهانی ایستاده است. آیا این همه دنبالهروی از متهمان شهادت 1100 ایرانی در جریان جنگ 12روزه، حقارتی شرمآور برای غربگرایان وطنفروش نیست که در هر اتفاقی، کاسهلیسی ترامپ و نتانیاهو را میکنند؟!
این نکته هم شایان ذکر است که غربگرایان مامور شدهاند شکست بزرگ آمریکا و اسرائیل در جنگ 12روزه را از طریق بزرگنمایی اقدام دزدانه ترامپ در ونزوئلا جبران کنند!
از تولید نارضایتی اقتصادی تا ایجاد حاشیه امن
برای اغتشاشگران!
برخی مدعیان اعتدال و اصلاحات که متهم اصلی سوء مدیریت اقتصادی و تولید نارضایتی هستند، به جای عذرخواهی از مردم، در پی ایجاد حاشیه امنیت برای اغتشاشگران هستند!
این طیف طی روزهای اخیر با انتشار محتواهایی شبیه به هم که از اقدامی سازمان یافته حکایت میکند، تقلا میکنند تا لباس اعتراض مدنی بر تن اغتشاشات و تحرکات شرارتآمیز بپوشانند و در واقع برای شرارت اشرار و تروریستهای اجارهای حاشیه امنیت بسازند. این در حالی است که در هیچ جای دنیا، شرارتها و جنایتهایی مانند «شکستن شیشه مغازهها و تهدید و ارعاب کسبه برای تعطیلی اجباری، حمله به آمبولانس اورژانس و داروخانه؛ شکستن شیشه و آتش زدن خودروهای عبوری، حمله به رهگذرانی که با شرارت همراهی نمیکنند یا مخالفت میکنند، توهین به پرچم کشور و آتش زدن آن، حمله به ساختمانهای عمومی، حمله به مساجد و هتاکی به ساحت قرآن کریم، به خط شدن تروریستها با سلاح گرم و نارنجک و همچنین اشرار قدّاره کش، و حمایت دشمنان خارجی» را اعتراض قلمداد نمیکنند و چنین تحرکاتی بهشدت سرکوب میشود. نکته قابل توجه اینکه اشرار اغتشاشگر در برخی تحرکات، شعارهای صهیونیستی مثل «نه غزه، نه لبنان» و «موشکها را رها کن» و دفاع از رژیم منحوس پهلوی دادهاند که کاملاً نسبت آنها را با طرف صهیونیست و آمریکایی جنگ 12روزه نشان میدهد.
با این وجود، جبهه موسوم به اصلاحات دو روز قبل در بیانیهای، بیآنکه کمترین اعتراض یا مرزبندی با اشرار اجارهای و اغتشاشگر ابراز کند، مدعی شد: «اعتراضات شکلگرفته، بازتاب نارضایتیهای انباشته و مطالبات برحق شهروندانی است که سالها با مشکلات معیشتی، تبعیضهای ساختاری، فساد، محدودیتهای اجتماعی و تضعیف سازوکارهای قانونی مشارکت روبهرو بودهاند. حق اعتراض مسالمتآمیز، حقی بنیادین و انکارناپذیر شهروندی است. جبهه اصلاحات بار دیگر بر تغییر رویکرد سیاست خارجی و بهکارگیری دیپلماسی فعال و گستردهتر بهمنظور رفع تحریمها تأکید میکند».
فرار به جلو جبهه مدعیان اصلاحات در حالی است که نسخه آنها برای مذاکره با ترامپ و وعده رونق اقتصادی، به خیانت ترامپ وسط مذاکرات منتهی شد و ضمناً رکوردهای تورمی بیسابقه به ثبت رسید. بنابراین سران این ائتلاف افراطی، متهمان اول برخی سوء مدیریتها در دولت و تحمیل مشکلات معیشتی به مردم هستند و اگر هم اعتراض مشروعی در میان مردم (فراتر از موج سواری اغتشاشگران) وجود دارد، متوجه سران همین جبهه منافق است.
در همین حال، روزنامه اعتماد وابسته به الیاس حضرتی (رئیس شورای اطلاعرسانی دولت) بر خلاف واقعیت خیابان، مدعی «گسترش اعتراضات در کشور» شد و با وقاحت تیتر زد: «كاهش سرمايه اجتماعي دليل تداوم اعتراضات است».
این روزنامه در حالی نگران سرمایه اجتماعی شده که سال گذشته دروغهایی مانند «توقف مازوتسوزی» و «آسمان آبیتر میشود» و «توافق با ترامپ و آمدن دو هزار میلیارد دلار سرمایه به ایران» را به خورد مردم میداد و برخی بیتدبیری یا سوء تدبیرها در تیم اقتصادی دولت (وزارت اقتصاد همتی، جهاد کشاورزی، صمت، بانک مرکزی، گمرک، و...) را میپوشاند. اما حالا که تورم بیش از 40 درصد را سر سفره مردم گذاشتهاند ادعا میکند: «در نگاه اول به اين دوره از اعتراضات، شايد مشكلات معيشتي و كوچك شدن سفرههاي مردم به عنوان اولين و مهمترين دليل شعلهور شدن گلايهها به چشم بيايد اما در نگاهي كلانتر ميتوان مشاهده كرد كه ريشه اين اعتراضات همان اخطار غير مستقيم نتايج مطالعاتي است كه در اين دهه درباره وضعيت سرمايه اجتماعي در كشور انجام شد».
فرد دغلباز بعدی، حسین مرعشی دبیرکل حزب اشرافی و غربگرای کارگزاران است که در روزنامه سازندگی نوشت: «در یادداشتها و مصاحبههای پیشین هشدارهای لازم داده شده بود که تداوم فشارهای اقتصادی و تنگنای معیشتی در نهایت میتواند، مردم را به انتخاب خیابان وادار کند... امروز مسئولان باید بیش از هر زمان دیگری اعتراضات صنفی و حتی غیرصنفی ناشی از فشارهای اقتصادی را به رسمیت بشناسند. واقعیت آن است که بخش گستردهای از مردم از شرایط موجود عصبانیاند و احساس رهاشدگی میکنند. مردمی که در جریان جنگ ۱۲روزه و تجاوز اسرائیل، مردانه پشت مسئولان خود ایستادند، شایسته نبود که تنها چند ماه پس از آن با چنین فشارهای سنگین اقتصادی مواجه شوند».
یادآور میشود مرعشی در جریان بازی برخی فعالان سیاسی در زمین عملیات فریب ترامپ، گوی سبقت را از دیگران ربوده بود؛ به نحوی که اگر فیاض زاهد و الیاس حضرتی (عضو و رئیس شورای اطلاعرسانی دولت) به دروغ و بیهیچ سندی از قریبالوقوع بودن توافق با ترامپ و سرازیر شدن هزار تا دو هزار میلیارد دلار سرمایه به ایران خبر میدادند، مرعشی مدعی جذب 2500 میلیارد دلار سرمایه خارجی بود. این فریبکاری سازمان یافته درست همان زمانی انجام میشد که نتانیاهو و ترامپ در حال نهائی کردن نقشه حمله به ایران بودند و ترامپ طبق نقشه، به مذاکرات با ایران ادامه میداد تا پادوهای ایرانی بتوانند «فریب عمیق» (دیپ فیک) مردم و مدیران در ایران را پیش ببرند.
این نکته را هم باید درباره خیانت اغتشاشگران یادآور شد که هر نوبت آشوب و بیثباتی، به افزایش تورم و تشویق دشمن به تحریمهای بیشتر منتهی شده است.
دیدید که تلگرام بستری برای تحریک به اغتشاش
و شرارت بود
تلگرام بار دیگر همان نقشی را تکرار میکند که در سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بازی کرد. یک پلتفرم بهظاهر «بیطرف» که در بزنگاههای امنیتی و اجتماعی کشور، ناگهان نقاب از چهره برمیدارد و تمامقد در کنار پروژه بیثباتسازی جمهوری اسلامی میایستد.
همزمان با شکلگیری تجمعات پراکنده اعتراضی در برخی از نقاط کشور، نقش مهم پیامرسان تلگرام در تقویت و تسهیل ارتباط میان هستههای اغتشاشگران و تحریک به اغتشاش، بیش از پیش به چشم میآید.
در این زمینه، رجا نیوز نوشت: تلگرام بار دیگر همان نقشی را تکرار میکند که در سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بازی کرد. یک پلتفرم بهظاهر «بیطرف» که در بزنگاههای امنیتی کشور، ناگهان نقاب از چهره برمیدارد و تمامقد در کنار پروژه بیثباتسازی و آشوبافکنی میایستد.
تجربههای قبلی برای هر ناظر منصفی کافی بود تا بداند تلگرام نه یک ابزار ارتباطی خنثی، بلکه یک بازیگر فعال در میدان جنگ ترکیبی علیه ملت ایران است. امروز نیز همان سناریو در حال تکرار است. از کانالهای بعضاً اجارهای گرفته تا تبلیغات سازمانیافتهای که بیهیچ محدودیتی دستبهدست میشود. فراخوانو آموزش اغتشاش، تحریک احساسات عمومی، آمورش ساخت بمب و حمله به اماکن، تحریک به اقدامات تروریستی و شرارت و جنایت توهین آشکار به ارکان نظام که پای ثابت تبلیغاتها در ایام جاری است.
نکته قابلتأمل این است که همه این مسائل ذیل چتر «آزادی بیان» تلگرام انجام میشود، اما اگر همین محتوا کمترین تعارضی با منافع غرب یا خطوط قرمز صهیونیسم داشته باشد، ظرف چند دقیقه حذف و کانال مربوطه مسدود میشود.
تلگرام عملاً به قرارگاه رسانهای اغتشاشگران تبدیل شده. قرارگاهی که در آن، خط عملیات روانی طراحی میشود، روایتسازی دروغین شکل میگیرد و افکار عمومی بمباران میشود. فراخوانهایی که دقیقاً همزمان با پروژههای رسانهای شبکههای فارسیزبان معاند منتشر میشود، نشان میدهد ماجرا نه یک «همزمانی تصادفی»، بلکه یک هماهنگی حسابشده است. این همان پازل آشنای جنگِ شناختی است که یک ضلع آن رسانههای رسمی دشمن و ضلع دیگرش پلتفرمهایی مانند تلگرام هستند.
سؤال اصلی اینجاست که چگونه ممکن است پلتفرمی که مدعی مقابله با خشونت و نفرتپراکنی است، اجازه انتشار آشکار توهین به مقدسات، تهدید امنیت ملی و تشویق به اغتشاش را بدهد؟ پاسخ روشن است؛ چون مسئله، «قانون» یا «اخلاق» نیست، بلکه جهتگیری سیاسی است. تلگرام در عمل نشان داده بستر و امکاناتش را نیز در اختیار پروژه آشوب قرار
میدهد.
اما ماجرا وقتی مضحکتر میشود که عدهای در داخل، نسخه «رفع فیلتر تلگرام» را میپیچند! گویی یا حافظه تاریخی ندارند، یا خود را به فراموشی زدهاند. انگار نه انگار همین پلتفرم در بزنگاههای حساس، نقش بنزین روی آتش را بازی کرده و مستقیماً به تشدید ناامنی کمک کرده است. آیا این اتفاق صرفا یک سادهلوحی است یا آدرس غلط دادن عامدانه؟
از سوی دیگر، خبرگزاری فارس با اشاره به قوانین تلگرام نوشت: همزمان با اغتشاشات در ایران، تلگرام اقدام به برجستهسازی گسترده تصاویری با محتوای حمایت از اغتشاشات کرده است؛ آن هم در قالب تبلیغات رسمی و در ذیل کانالهای پرمخاطب ایرانی. نکته قابلتأمل این است که این تبلیغات، آشکارا با قوانین و سیاستهای تبلیغاتی خود تلگرام
در تعارض است.
در بند ۵.۲ سیاستهای تبلیغاتی تلگرام ادعا شده که «تبلیغات نباید نفرت، نبود تحمل، آزار و اذیت، تبعیض، خشونت یا سوءاستفاده را ترویج کند.» همچنین در بند ۵.۵ آمده که «تبلیغات نباید کمپینهای سیاسی، انتخابات، احزاب، نامزدها یا جنبشهای سیاسی و مذهبی را ترویج کند و تبلیغاتی که به رویدادهای حساس جاری مربوط میشوند، ممکن است بهصورت موقت تعلیق شوند.» در توضیحات تکمیلی این بند، بهصراحت به «ممنوعیت بهرهبرداری از اختلافات سیاسی، از جمله تشویق به آشوبهای سیاسی و برهم زدن نظم عمومی» اشاره شده است.