کد خبر: ۳۲۵۶۳۴
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۲
گزارش خبری تحلیلی کیهان

دلارهای کثیف اسرائیل برای تنفس مصنوعی به آشوبِ از نفس‌افتاده

سرویس سیاسی-
تحرکات سازمان‌یافته هسته‌های آشوب برای مصادره مطالبات اقتصادی اصناف، با هوشیاری مردم، بازاریان و ضرب شست دستگاه‌های انتظامی و امنیتی به لیدرهای دلاری، به پروژه‌ای شکست‌خورده تبدیل شد که اکنون تنها با تنفس مصنوعی واشنگتن و تل‌آویو نفس می‌کشد.
در روزهای اخیر، فضای سیاسی و اجتماعی ایران شاهد یک تفکیک راهبردی و هوشمندانه بود. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب همواره با درایت و بصیرت دست دشمن را خوانده و تاکید فرمودند که «اعتراض با اغتشاش فرق دارد»، وقایع اخیر بار دیگر صحت این مرزبندی را به اثبات رساند. از سویی، بخشی از بازاریان و اصناف در پی نوسانات ارزی و دغدغه‌های اقتصادی، مطالباتی داشتند که با واکنش مسئولانه دولت در برگزاری جلسات مستقیم مواجه شد؛ اما از سوی دیگر، پادوهای داخلی و هسته‌های اجاره‌ای با فرمان اربابان غربی- صهیونیستی خود تلاش کردند تا بر موج این مطالبات سوار شده و پروژه سوخته «آشوب» را کلید بزنند.
در پس این حوادث، پشت‌پرده تلاش مذبوحانه مثلث «آمریکا، رژیم صهیونیستی و منافقین» برای احیای جریان اغتشاش هویدا می‌شود؛ جریانی که با هوشیاری مردم به بن‌بست رسیده و اکنون با «تنفس مصنوعی» رسانه‌های بیگانه و دلارهای کثیف، به دنبال بقای نمایشی است.
ضربه کاری انتظامی به شبکه لیدرهای اجاره‌ای
یکی از نقاط عطف در مهار و مدیریت حوادث اخیر، هوشیاری دستگاه‌های انتظامی و امنیتی در شناسایی هسته‌های اصلی آشوب بود. سردار احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، با کالبدشکافی دقیق این وقایع، پرده از یک سازماندهی خارجی برداشت. سردار رادان در گفت‌وگو با بخش خبری رسانه ملی اظهار داشت:
«در ابتدا موضوع مطرح‌شده، یک اعتراض اقتصادی از سوی بازاریان بود که نسبت به نوسانات اقتصادی مطالبات و اعتراضات به‌حقی داشتند، اما متأسفانه از روز بعد این اعتراض‌ها از مسیر اصلی خود خارج شد و به تجمعات و اعتراضات خیابانی تبدیل شد. برخی افراد و جریان‌ها با سوءاستفاده از فضای ایجادشده، تلاش کردند با تحریک مردم و هدایت اعتراضات، ناامنی ایجاد کنند.»
فرمانده کل انتظامی با اعلام آغاز «دستگیری‌های هدفمند لیدرهای مجازی و خیابانی» تاکید کرد که پلیس اجازه نخواهد داد امنیت مردم فدای موج‌سواری بدخواهان شود. از میان دستگیرشدگان تعدادی اعتراف کردند که برای ایجاد اغتشاش دلار دریافت کرده‌اند.
نکته تکان‌دهنده در اظهارات وی، اعتراف برخی بازداشت‌شدگان به دریافت دلار از خارج از کشور برای ایجاد ناامنی بود. این نشان می‌دهد که برخلاف ادعای رسانه‌های غربی، آنچه در کف خیابان رخ داد، نه یک کنش مدنی، بلکه یک مأموریت مزدورانه با دستمزد ارزی بود. تحلیل حضور پلیس نشان می‌دهد که راهبرد «برخورد قاطع با آشوبگر و گفت‌وگو با معترض»، دقیقا همان مسیری است که پروژه آشوب را در نطفه خفه می‌کند.
چند میلیون می‌گیری تا اغتشاش کنی؟!
برای درک حقارت جریانی که در داخل، اغتشاش، ایجاد ناامنی و تخریب اموال عمومی را اعتراض سراسری می‌نامد، باید به اعترافات دو اغتشاشگر در شاهین‌شهر اصفهان نگریست. این ویدئو که توسط پلیس منتشر شده، سندی است بر بهره‌کشی رذیلانه معاندین از هیجانات کاذب. در این ویدئو، دو اغتشاشگر ۱۶ و ۱۸ ساله 
با تشریح جزئیات نفوذ به هسته‌های آشوب، فاش کردند که چگونه در یک کافی‌شاپ در شاهین‌شهر توسط لیدرهایی که مستقیماً از آلمان هدایت می‌شدند، مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. طبق اظهارات این دو، هماهنگی‌ها در محیطی کاملاً جاسوسی صورت می‌گرفته؛ به‌طوری که ورود به مکان مذکور مستلزم ارائه رمز عبور خاصی مانند «از آلمان تماس گرفتند» و سفارش یک نوع قهوه مشخص «دبل اسپرسو» بوده تا هویت افراد برای عوامل اجرائی احراز شود. 
این دو متهم اعتراف کردند که برای هر شب حضور در تجمعات و انجام اقدامات ساختارکن‌شکنانه، مبلغ چند میلیون تومان در قالب اسکناس‌های یک‌دلاری دریافت کرده‌اند تا ثابت شود که اعتراضات دارای پشتوانه مالی خارجی است. لیدرهای این هسته همچنین با آموزش فنون «تمارض»، از آن‌ها خواسته‌ بودند با اقداماتی نظیر سیگار کشیدن تعمدی در مقابل مأموران پلیس، ایجاد درگیری لفظی و سپس زمین زدن خود، سناریوی «مظلوم‌نمایی» و «کشته‌سازی» را برای دوربین‌های رسانه‌های معاند اجرا کنند.
وقتی «مردم» با فراخوان‌ها همراهی نمی‌کنند دشمن ناچار است «سرباز اجاره‌ای» استخدام کند
این اعترافات نشان می‌دهد که لیدرهای اصلی با تهدید خانواده‌های این نوجوانان و استفاده از جاذبه‌های مالی، گروهی ۳۰ تا ۴۰ نفره از کودکان ۱۲ ساله تا جوانان ۱۹ ساله را برای ایجاد بلوا سازماندهی کرده بودند.
این مدل عملیاتی، که در آن از موردهای ۱۲ ساله تا جوانان ۱۹ ساله با تهدید خانواده‌ها و تطمیع مالی استفاده می‌شود، نشان‌دهنده شکست سنگین دشمن در جذب توده‌های مردم است. وقتی «مردم» با فراخوان‌ها همراهی نمی‌کنند، دشمن ناچار است «سرباز اجاره‌ای» استخدام کند.
همچنین در میان بازداشت‌شدگان، لیدرهایی نیز به چشم می‌خورند که با پوشش‌های عادی، مأموریت‌های ضدامنیتی خود را پیش می‌بردند؛ از جمله فردی که به عنوان «باریستا» در یک کافه مشغول به کار بوده و به‌صورت هدفمند، فضای مجازی را به بستری برای نبرد علیه ارکان امنیتی کشور تبدیل کرده بود. این فرد با بهره‌گیری از پلتفرم اینستاگرام و تحت تاثیر خط‌دهی جریانات معاند، به طور سیستماتیک اقدام به تولید محتوا، فحاشی و انتشار پیام‌های تهدیدآمیز علیه نیروهای مسلح می‌کرد تا با ایجاد فضای رعب و تخریب اقتدار مدافعان وطن، پیاده‌نظام دشمن در جنگ نرم باشد. اعترافات وی نشان می‌دهد که حضور او در فضای مجازی نه از سر هیجان، بلکه اقدامی سازمان‌یافته برای ضربه زدن به امنیت روانی جامعه و ساختارشکنی بوده است.
در نمونه دیگر، رسانه‌های معاند با توسل به سناریوی نخ‌نمای «کشته‌سازی»، مدعی فوت فردی به نام «ساغر اعتمادی» در فارسان شدند؛ اما گزارش‌های رسمی پزشکی فاش کرد که برخلاف این دروغ‌پردازی‌ها، نامبرده تنها دچار آسیب‌دیدگی شده و با وضعیت عمومی کاملاً پایدار در بیمارستان تحت درمان است. این رسوایی جدید نشان داد که دشمن برای زنده‌ نگه داشتن جریان آشوب، حتی از جعل خبر مرگ افرادی که در قید حیات هستند نیز ابایی ندارد.
رد پای منافقین و تروریسم خیابانی
پروژه آشوب اخیر تنها به فریب‌خوردگان محدود نشد. بررسی‌های فنی نشان می‌دهد که کانال تلگرامی موسوم به «اعتراض مدنی بازار» که نقش محوری در تحریک اصناف داشت، مستقیماً از تیرانا (آلبانی) توسط گروهک تروریستی منافقین اداره می‌شود.
این کانال که ابتدا لوکیشن آلبانی داشت و بعدها برای فریب کاربران آن را به «اروپا» تغییر داد، ماموریت داشت تا مطالبات صنفی را به سمت شعارهای ساختار‌شکنانه و حمایت از تروریست‌های زندانی سوق دهد.
به آتش کشیدن یک انسان
«اعتراض مدنی» است یا تکرار جنایات داعش؟
همزمان با این جنگ نرم، در میدان نیز تروریسم عریان رخ داد. در شیراز، اغتشاشگری که با کپسول آتش‌نشانی پر شده از بنزین به یک مأمور پلیس حمله کرده و او را به آتش کشیده بود، دستگیر شد. این فرد که با سلاح سرد مجهز بود، اعتراف کرد که هدفش صرفاً ایجاد رعب و وحشت و آسیب به نیروهای حافظ امنیت بوده است. آیا به آتش کشیدن یک انسان، «اعتراض مدنی» است یا تکرار جنایات داعش و اربابان آنها در خیابان‌های ایران؟!
ریاکاری ترامپ و بلوف حمایت از مردم
تحلیل رفتارشناسی مقامات کاخ سفید و سران رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که ژست‌های مکرر آن‌ها در فضای مجازی، نه یک کنش دیپلماتیک یا بشردوستانه، بلکه بخشی از یک «عملیات فریب» سازمان‌یافته است. تظاهر ترامپ به حمایت از ملت ایران در حالی صورت می‌گیرد که کارنامه وی آکنده از اقداماتی است که مستقیماً حیات و سلامت ایرانیان را هدف قرار داده است.
تناقض آشکار ترامپ 
میان «ماشه اسلحه» و «پیام توئیتری»
در واقع، مشارکت مستقیم آمریکا در تجاوزات رژیم صهیونیستی به خاک ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه که حدود ۶ ماه پیش رخ داد، بزرگ‌ترین گواه بر این وقاحت سیاسی است. ترامپ در حالی ادعای همراهی با مردم را دارد که در آن تهاجم خونین، بیش از ۱۱۰۰ نفر از شهروندان ایرانی به شهادت رساندند؛ فاجعه‌ای که طبق گزارش‌های رسمی سازمان هلال‌احمر، اکثریت قریب به اتفاق قربانیان آن (بالای ۷۰ درصد) غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان معصومی بودند که در مناطق مسکونی هدف قرار گرفتند. این تناقض آشکار میان «ماشه اسلحه» و «پیام توئیتری»، نشان‌دهنده آن است که خون ایرانیان برای واشنگتن تنها ابزاری برای فشار سیاسی است.
ادعای دلسوزی برای معیشت مردم از زبان ترامپ یکی از معماران «تروریسم اقتصادی»
از سوی دیگر، ادعای دلسوزی برای معیشت مردم از زبان یکی از معماران «تروریسم اقتصادی» بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. ترامپ که با خروج از توافقات بین‌المللی، سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ را تحت عنوان «فشار حداکثری» بر سفره بازاریان، کارگران و توده‌های مردم تحمیل کرد، اکنون با کلید زدن نسخه دوم این کمپین، به دنبال خشکاندن ریشه‌های اقتصادی و دارویی کشور است. او با یک دست، پیچ‌های تحریم را سفت‌تر می‌کند و با دست دیگر برای آشوبگران پیام تشویق می‌فرستد.
هدف نهائی یک مثلث شوم
این رفتار دوگانه ثابت می‌کند که حمایت واشنگتن و تل‌آویو از هسته‌های آشوب، نه از سر دلسوزی برای مطالبات مردم، بلکه صرفاً یک «تنفس مصنوعی» به پروژه‌ای امنیتی است که در صحنه میدانی با هوشیاری ملت ایران به سنگ خورده است. هدف نهائی این مثلث شوم، نه «آبادی معیشت»، بلکه «ویرانی ساختار ایران» و تبدیل مطالبات برحق اقتصادی به جنگ داخلی است تا از این طریق، شکست‌های منطقه‌ای خود را جبران کنند.
بیانیه جریان مدعی اصلاحات؛ 
جاده‌صاف‌کن آشوب یا کوررنگی سیاسی!
در حالی که اسناد و اعترافات متقن، از دلارهای ارسالی تا هدایت عملیاتی از اتاق‌فکرهای دشمن را فاش کرده است، موضع‌گیری جریان مدعی اصلاحات بار دیگر ثابت کرد که این جریان در بزنگاه‌های حساس، ترجیح می‌دهد چشم بر واقعیت ببندد و نقش پیاده‌نظام رسانه‌ای دشمن را ایفا کند. بیانیه اخیر این جبهه، مصداق بارز «آدرس غلط دادن» و تطهیر جریانی است که امنیت ملی را هدف قرار داده است.
بندهایی از این بیانیه که عملاً مکمل پازل دشمن و پشتیبان شبکه اغتشاش است، شایان نقد جدی است:
جریان مدعی اصلاحات در بیانیه خود با ادبیاتی حاکی از فرار رو به جلو و چشم‌بندی بر حملات وحشیانه با کپسول آتش‌زا به مأموران و تخریب اموال عمومی، مدعی شده‌اند که «برخوردهای امنیتی و بازداشت‌های گسترده، به تشدید بی‌اعتمادی منجر می‌شود». سؤال اینجاست که آیا بازداشت لیدری که از خارج از کشور برای آتش زدن پلیس دستور و دلار گرفته، «برخورد امنیتی با معترض» است یا صیانت از حق حیات شهروندان؟ این جریان با داخلی نشان دادن منشأ تمام وقایع، آگاهانه اعترافات لیدرهای آشوب را سانسور کرده است.
از طرفی در شرایطی که ترامپ با «فشار حداکثری و تحریم» معیشت مردم را گروگان گرفته و دست صهیونیست‌ها به خون کودکان ایرانی آلوده است، جریان مدعی اصلاحات در بیانیه اشاره شده، دوباره نسخه از مد افتاده «تغییر رویکرد سیاست خارجی و به‌کارگیری دیپلماسی فعال» را پیچیده است. این یعنی در حالی که دشمن برای ایران چنگ و دندان نشان می‌دهد، ما باید سنگر اقتدار را رها کرده و به قاتلان ۱۱۰۰ شهید جنگ ۱۲روزه و میز مذاکره بمباران شده لبخند بزنیم!
ادعای عقب‌نشینی و تسلیم در برابر دشمن با ظاهر ادبیاتِ «استفاده از ظرفیت‌های بین‌المللی برای کاهش فشارها» توسط مدعیان اصلاحات در حالی که طرف مقابل راهی جز تسلیم مطلق باقی نگذاشته، چیزی جز حماقت سیاسی یا خیانت آشکار به خون شهدای مدافع امنیت نیست.
این جریان در بخشی از بیانیه خود از دولت بابت «پرهیز از خشونت و شنیدن صدای معترضان» قدردانی می‌کند، اما تعمداً مرز میان «بازاریِ معترض به نرخ ارز» و «اوباشِ بنزین‌ به‌ دست» را مخدوش می‌سازد. آن‌ها مدعی هستند که «نحوه مواجهه حاکمیت، معیاری برای سنجش عقلانیت است»، اما هرگز توضیح نمی‌دهند که چرا عقلانیت آن‌ها صدای مأمور سوخته در شیراز یا کسبه غارت‌ شده را نمی‌شنود؟
جبهه اصلاحات در حقیقت در بیانیه مذکور با فرار از محکومیت قاطع جنایات آشوبگران، به جای مرزبندی با دشمن، تلاش کرد تا هزینه‌ برخورد با مزدوران دشمن را بالا برده و جاده‌صاف‌کن پروژه‌ای شود که هدف نهائی آن نه اصلاح، بلکه تجزیه ایران است.
پایانی بر رؤیای صهیونیستی
واقعیت میدانی ایران امروز با روایت‌سازی‌های فانتزی رسانه‌های غربی فرسنگ‌ها فاصله دارد. شکاف عمیق میان «روایت‌ جعلی» و «واقعیت عینی»، بزرگ‌ترین شکست را برای طراحان پروژه آشوب رقم زد و نشان داد که محاسبات دشمن باز هم پشت سد محکم جامعه ایرانی متوقف شده است.
شکست این پروژه بیش از هر چیز محصول هوشیاری توده‌های مردم است؛ همان مردم و بازاری‌های وفاداری که علی‌رغم وجود گلایه‌های اقتصادی، به محض مشاهده دست‌های پنهان دشمن و رفتارهای داعشیِ هسته‌های آشوب، هوشمندانه صف خود را جدا کردند. این بصیرت همگانی ثابت کرد که جامعه ایران تفاوت میان «نقد مصلحانه» و «آشوب ویرانگر» را به خوبی درک می‌کند.
در کنار این بلوغ مردمی، مرزبندی دقیق و راهبردی مقام معظم رهبری اصلی‌ترین عاملی بود که راه را بر هرگونه سوءاستفاده بست. فرمایشات حکیمانه ایشان با تبیین تمایز میان اعتراض و اغتشاش، از یک‌سو دست مسئولان را برای سعه‌صدر و گفت‌وگو با معترض واقعی باز گذاشت و از سوی دیگر، حجت را برای برخورد قاطع با تروریست‌های خیابانی تمام کرد. این تفکیک هوشمندانه، نقشه دشمن برای دوقطبی‌سازی حاکمیت و مردم را به بن‌بست کشاند.
در این راستا، حضور حماسی و گسترده مردم در مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی در سراسر کشور به ویژه در مصلای امام خمینی(ره)، گلزار شهدای کرمان، انتشار تصاویر تقدیر مردم از حافظان امنیت با اهدای گل، تجمع مردم بروجرد و همدان برای محکوم‌‌کردن اقدامات اغتشاشگران، میعادگاه‌های نماز جمعه و نیز بزرگ‌ترین تئاتر خیابانی شیعه با نام «فتح خیبر» و مراسم رونمایی از یادمان عظیم «فاتح خیبر» نشان داد بار دیگر آگاهی، وفاداری و بصیرت ملت بزرگ ایران، سناریوی شوم دشمن را ناکام گذاشت.
همچنین اقتدار میدانی و سرعت عمل دستگاه‌های انتظامی، امنیتی و قضائی در شناسایی دقیق سرپل‌های خارجی و هسته‌های اجاره‌ای، شبکه ارتباطی و لجستیکی دشمن را در همان لایه‌های نخستین فلج کرد. دستگیری لیدرهایی که مستقیماً از آن سوی مرزها هدایت می‌شدند، نشان داد که اشراف اطلاعاتی نظام، بسیار فراتر از تخیلات اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو است.
بنابراین، فریادهای حمایتی امروز ترامپ و سران رژیم صهیونیستی، نه از روی قدرت، بلکه فریادی برای پوشاندن صدای شکست یک طرح بزرگ است. طرحی که با هدف به آشوب کشیدن ایران و تجزیه ملی طراحی شده بود، اما با سد محکم «بصیرت مردمی» و «اقتدار حاکمیتی» فرو ریخت. امروز که نقاب از چهره «اغتشاشگران معترض‌نما» افتاده، ملت ایران بار دیگر به جهانیان ثابت کرد که اجازه نخواهد داد امنیت ملی و استقلال کشور، وجه‌المصالحه دلارهای کثیف و نقشه‌های شوم استکبار شود.