بازگشت غرب به تنظیمات کارخانه! (یادداشت روز)
1- «دارون عجم اوغلو» و «جیمز رابینسون» در همان فصلهای آغازین کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» وقتی میخواهند به شواهد تاریخی که به توسعه کشورهای غربی منجر شده اشاره کنند، سراغ نخستین استعمارگران اروپایی یعنی پرتغال، اسپانیا و انگلیس میروند. سپس آنجا که میخواهند به «اهمیت نهادها» و «نهادسازی» به عنوان «پایههای مهم توسعه» اشاره کنند، به گوشهای از تاریخ استعماری این کشورها اشاره کرده و میگویند، وقتی نظامیان اروپایی به آمریکای لاتین لشکرکشی کرده و در چند نوبت تلاششان برای غارت منابع طبیعی ساکنان بومی مثل طلا و نقره و... شکست خورد، تصمیم میگیرند با گروگان گرفتن رهبران این قبایل، قبیله را که وادار به تسلیم منابع ارزشمند خود مثل طلا و نقره کنند. در نهایت، پس از غارت ثروتهای طبیعی آنها، رهبر قبیله را نیز میکُشند و... نویسندگان این کتاب در واقع قصد دارند با آوردن این شواهد تاریخی، به چگونگی شکلگیری «نهادها»ی استعماری و در نتیجه به نتیجه رسیدن این استعمارها پرداخته، برای توسعه سایر کشورها، نسخه بپیچند! نکته جالب توجه اینکه این کتاب، با مرور تاریخ استعمارشدگیِ آمریکای لاتین، به دوران معاصر که نزدیک میشود، دلیل عقبماندگی این کشورها را، نه استعمارگری غرب که، حاکم بودن دیکتاتورها «جا» میزند! دیکتاتورهایی مثل «آگوستو پینوشه» که خود آمریکا آنها را به قدرت رسانده بود!
2- بامداد شنبه،13 دیماه 1404 تجاوز آمریکا به یک کشور آمریکای لاتین برای غارت منابع طبیعی آن سرو صدای زیادی به پا کرد. رئیسجمهور آمریکا دقیقا با همان فرمول نخستین استعمارگران یعنی پرتغالیها و انگلیسیها وارد عمل شد. او که از مقاومت مردمی و جنگهای پرهزینه میترسد، با گروگان گرفتن رهبر ونزوئلا خیلی شفاف اعلام کرد به دنبال نفت و ثروت ونزوئلاست و چنانچه دولت و ملت این کشور طبق میل او رفتار نکنند، دوباره به این کشور حمله خواهد کرد، منتها اینبار حملهای بزرگتر با کشتاری وسیعتر! در تجاوز شبانه آمریکا به کاراکاس 40 نفر کشته شدند. حتی یک خط از آنچه بیان کردیم، حتی «استنباطی» نیست و میتوان با رجوع به آن کتاب و اظهارات ترامپ، صحت و سقم آنها را دید.
3- 25 آذرماه 1404 یعنی کمتر از یک ماه پیش از ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، ترامپ گفته بود که «ونزوئلا کاملاً توسط بزرگترین ناوگان دریایی که تاکنون در تاریخ آمریکای جنوبی تشکیل شده است، محاصره شده است... این ناوگان بزرگتر خواهد شد و شوکی که به آنها وارد میشود، چیزی نخواهد بود که قبلاً دیده باشند؛ تا زمانی که تمام نفت، زمین و سایر داراییهایی را که قبلاً از ما دزدیده بودند، به ایالات متحده آمریکا بازگردانند. به دلیل سرقت داراییهای ما و دلایل بسیار دیگری از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، رژیم ونزوئلا به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین شده است.» انگیزه کسانی که آمریکا را اداره میکنند از تجاوز به ونزوئلا، خیلی واضح لابهلای این جملات دیده میشود. «ترامپ» مثل سلف خود «تمام نفت و داراییهای ونزوئلا» را میخواهد. ونزوئلا یک کشور مملو از نفت و عضو اوپک است و طبق اظهارات مقامات آمریکایی، نفت این کشور میتواند نیاز 100 سال آمریکا را تامین کند. ونزوئلا یکی از بزرگترین ذخایر طلای جهان را نیز دارد که میزان آن تا 7 هزار تُن تخمین زده شده است. ونزوئلا الماس، و ذخایر عظیم «بوکسیت» دارد که برای تولید آلومینیوم ضروری است. ونزوئلا مملو از آهن، زغال سنگ، نیکل، فسفات و مس است. این کشور آمریکای لاتین صاحب هشتمین ذخایر گاز جهان نیز هست و در یک کلام «ونزوئلا معدن منابع طبیعی است» و آمریکا چنین کشوری را در موضع «ضعف» دیده فلذا، به دنبال این ثروت تمام ناشدنی است.
4- یک نکته جالب توجه در پژوهش دانشگاهی «عجم اوغلو» و «رابینسون» که تبدیل به این کتاب شده است، آنجایی است که این دو به دلایل شکست استعمارگران نیز اشاره میکنند. نویسندگان توضیح میدهند که اسپانیاییها چرا در مناطقی مانند کارائیب، مکزیک و پرو، توانستند «نهادهای استثماری متمرکز» ایجاد کنند، اما در برخی مناطق دیگر مثل بخشهایی از آمازون یا مناطق مرزی نتوانستند. به گفته این دو استاد دانشگاه هاروارد مینویسند استثمارگران در جاهایی شکست خوردند که شاهد «مقاومت موثر» مردم بودند.
5- «تجاوز» و «استعمار»، هیچگاه از «فرمول توسعه» غرب حذف نشده است. از اینرو از آنچه بامداد شنبه در ونزوئلا رخ داد و همینطور از اظهارات صریح ترامپ، جیدی ونس و پیت هگزت درباره چرایی دزدیدن رهبر ونزوئلا نباید تعجب کرد. تنها چیزی که از استعمارهای نظاممند اواخر قرن پانزده و اوایل قرن شانزده تا امروز که قرن 21 هستیم تغییر کرده، ادبیاتی است که با آن، استعمار توجیه میشد. اگر در سال 1500 میلادی «پدرو آلوارش کابرال»، به برزیل (سواحل شرقی آمریکای جنوبی) حمله و آن را متعلق به پرتغال اعلام کرد، بوش پسر هم در قرن 21 به کشور نفتخیز عراق حمله کرد با این تفاوت که کابرال نیازی به بهانهتراشی حس نمیکرد، بوش حس کرد و «سلاحهای کشتار جمعی صدام» را بهانه قرار داد. حالا نیز ترامپ درست مثل استعمارگران قرن پانزده و شانزده نیازی به بهانه تراشی نمیبیند و صراحتا میگوید برای نفت ونزوئلا آمده است. ترامپ، معاون او، وزیر جنگش خیلی واضح اعلام کردهاند، به دنبال ثروت طبیعی و نفت ونزوئلا هستند و قصد دارند ونزوئلا را خودشان اداره کنند!
6- آنچه در ونزوئلا رخ داد را نباید به «ترامپ» تقلیل داد. حمله به ونزوئلا کار «نظام سیاسی آمریکا» و مسبوق به سابقه است. رد اینگونه حرکتهای استثماری را میتوان در اسناد امنیت ملی آمریکا که رؤسای جمهور آمریکا در هر دورهای منتشر میکنند دید. برای این ادعا دو دلیل وجود دارد. دلیل اول اظهارات خود ترامپ است. او بارها پس از انجام یک تجاوز - سوای از موفقیتآمیز بودن یا نبودن آن - اعلام کرده، هیچ رئیسجمهوری در آمریکا جرأت انجام این کار را نداشت ولی من جرأت کردم و انجامش دادم. این یعنی، چنین طرحی همواره وجود داشته است. دلیل دوم را از زبان «هوگو چاوز» رئیسجمهور فقید ونزوئلا بشنوید:
«(آمریکا) تهاجمیترین کشور در تاریخ بشریت است. آنها حاضر شدند که بر سر شهرهای بیدفاع، هیروشیما و ناکازاکی، بمب اتمی بیندازند. آنها پاناما را اشغال کردند، هزاران نفر را بمباران کردند و کشتند، محلهها را به آتش کشیدند تا نوریگا را دستگیر کنند و به او تهمت قاچاق مواد مخدر زدند.... من نیز چندین هشدار دریافت کردهام، حتی از جاهایی که متحد من نبودند... درباره عملیاتی که قرار است اجرا شود و در پنتاگون طراحی شده است... این یک عملیات بلندمدت است که سالها در دست اجراست. سالها پیش، کسی به من گفت که آنها در نهایت تو را، شخصاً تو را، چاوز را به قاچاق مواد مخدر متهم خواهند کرد. نه فقط اینکه دولت از آن حمایت میکند یا اجازه (قاچاق را) میدهد، نَه. آنها سعی خواهند کرد که فرمول نوریگا را در مورد تو اعمال کنند... این طرح در آمریکا در حال پرورش یافتن است. آنها دنبال راهی هستند تا چاوز را مستقیماً به قاچاق مواد مخدر مرتبط کنند. آن زمان، هر چیزی علیه یک «رئیسجمهور قاچاقچی مواد مخدر» قابل اجراست، درست است؟... کماندوها میآیند و او را میبرند. خُب، ما داریم درباره آمریکا صحبت میکنیم... آنها عراق را هم به بهانه سلاح کشتارجمعی اشغال کردند. چنین چیزی پیدا نشد، هیچ وقت نبود. اما با این حال، رئیسجمهور (صدام) را اعدام کردند... فیدل یکبار به من گفت: چاوز اگر این اتفاق برای من یا تو افتاد، اگر (کشور) ما را اشغال کردند، آخرین کاری که میتوانیم کنیم همان کاری است که صدام کرد، برویم یکجا قایم شویم؟! تو باید در حال مبارزه بمیری. من چنین خواهم کرد، در خط مقدم درگیری. من فرار نخواهم کرد. در خط مقدم خواهم مُرد...»
جعفر بلوری