ادامه وقتکشی بانکها در توسعه بزرگترین میدان مشترک نفتی ایران
بررسیها نشان میدهد، بانکهای سهامدار در شرکت دشت آزادگان اروند، باز هم مهلت گرفتهاند تا منابع مالی اولیه توسعه این میدان نفتی را ارائه دهند. در واقع ضربالاجل دوهفتهای رئیسجمهور برای تعیین تکلیف توسعه آزادگان، باز هم تمدید شده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، در هفته نخست آذرماه، در جلسهای با ریاست رئیسجمهوری، روند اجرای طرح توسعه میدان نفتی آزادگان مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت فرصتی دوهفتهای یا بهتر است بگوییم ضربالاجل دوهفتهای از سوی رئیسجمهور برای تعیین تکلیف وضعیت توسعه این میدان تعیین شد.
با سپری شدن روزهای پایانی آذرماه، خبری از تعیین تکلیف توسعه این میدان که بزرگترین میدان نفتی مشترک ایران بوده، نیست.
بررسیها نشان میدهد، بانکهای سهامدار در شرکت دشت آزادگان اروند، بازهم مهلت گرفتهاند تا منابع مالی اولیه توسعه این میدان را ارائه دهند، در واقع ضربالاجل دوهفتهای رئیسجمهور برای تعیین تکلیف توسعه این میدان، باز هم تمدید شده است. از طرفی آنسوی میدان، طرف عراقی در حال برداشت پرحجم از ذخایر نفتی مشترک با ایران است و قراردادهای چندمیلیارد دلاری برای توسعه و افزایش جهشوار برداشت نفت از این مخزن مشترک را با شرکتهای بزرگ بینالمللی امضا کرده است.
اما در سمت ایران، توسعه یکپارچه میدان نفتی آزادگان، با وجود امضای قرارداد آن در سال 1402، هنوز در هالهای از ابهام است. چرا که عمده سهام این شرکت را بانکها برعهده دارند و تا امروز در تأمین مالی اولیه اجرای این پروژه بزرگ، عاجز ماندهاند. هرچند نسبت به توان فنی آنها برای توسعه این میدان بزرگ نفتی با قیمت منطقی نیز، ابهام فراوانی وجود دارد.
با مرور روند توسعه میدان مشترک آزادگان از سال 1382 تا امروز، آنچه مشهود است، فرصتسوزی عجیب در توسعه و برداشت از این مخزن مشترک بوده که در سمت مقابل عراق در حال برداشت و توسعه پرسرعت آن است. اگرچه سالهای قبل قابل بازیابی و جبران نیست، اما تعیین تکلیف هرچه زودتر روند توسعه این میدان مشترک و واکاوی دلایل توقف توسعه آن با امضای قرارداد 11 و نیم میلیارد دلاری با شرکت دشت آزادگان اروند، میتواند از ادامه فرصتسوزیها در توسعه میدان آزادگان و از دست رفتن بیش از پیش منابع مشترک نفتی جلوگیری کند.
بررسیها نشان میدهد که امکان آغاز توسعه یکپارچه میدان بزرگ نفتی آزادگان با توان شرکتهای توانمند اکتشاف و تولید ایرانی، آن هم بسیار ارزانتر از قرارداد مبهمی که در سال 1402 امضا شده، وجود دارد اما لازمه جلوگیری از وقتکشی بیشتر در توسعه آزادگان، تعیین تکلیف قرارداد 1402 است.
چرا بانکها وارد آزادگان نشدند؟
خبرگزاری مهر نیز درباره علت تعلل بانکها برای حضور در این پروژه بزرگ ملی نوشت: یکی از مهمترین و کمتر گفتهشدهترین ابعاد توسعه آزادگان، عدم مشارکت مؤثر شبکه بانکی در تأمین مالی این پروژه است. در حالی که در بسیاری از کشورها، پروژههای عظیم انرژی با کنسرسیومهای بانکی و ابزارهای متنوع مالی پیش میروند، آزادگان عملاً از حمایت جدی بانکها محروم مانده است.
بانکها، بهطور سنتی، پروژههایی را تأمین مالی میکنند که افق بازگشت سرمایه، ساختار حقوقی شفاف و ثبات تصمیمگیری داشته باشند. اما آزادگان طی سالها با تغییر مدلها، پیمانکاران و رویکردهای سیاستی مواجه بوده است. همین بیثباتی، ریسک ادراکشده پروژه را برای نظام بانکی افزایش داده و بانکها را به حاشیه رانده است.
نتیجه این وضعیت، انتقال بار تأمین مالی به منابع محدود شرکت ملی نفت یا سازوکارهای غیرپایدار بوده است؛ راهحلی که برای پروژهای با مقیاس آزادگان، نه کافی بوده و نه پایدار.
تأمین مالی نشدن آزادگان توسط بانکها، فقط یک مسئله درونپروژهای نیست. این مسئله، یک اثر سرریز خطرناک دارد. وقتی بانکها از ورود به چنین پروژهای خودداری میکنند، عملاً به سایر پروژههای بزرگ نیز یک سیگنال واحد میدهند: پروژههای بالادستی انرژی، از منظر بانکی، پرریسک تلقی میشوند.
چنین سیگنالی، باعث میشود سایر میادین مشترک و پروژههای توسعهای نیز با مشکل تأمین مالی مواجه شوند. این همان نقطهای است که «قفل شدن پروژهها» رخ میدهد؛ نه به دلیل نبود ذخایر یا توان فنی، بلکه بهدلیل نبود منابع مالی و اعتماد نهادی.
تولید از میدان نفتی آزادگان اگر به هدف تعیین شده نرسد به الگویی منفی برای توسعه سایر میادین مشترک تبدیل خواهد شد. سیاستگذار، تحت فشار شکست، ناگزیر محافظهکارتر میشود. تصمیمها به تعویق میافتد و تغییر مدلها جای پیشروی را میگیرد. در این فضا، توسعه میادین مشترک عملاً کند یا متوقف میشود.
در میادین مشترک، این توقف برابر است با واگذاری عملی منابع. طرف مقابل، بدون توقف، سرمایهگذاری میکند، برداشت را افزایش میدهد و سهم بیشتری از مخزن را تثبیت میکند. این فرآیند تدریجی است، اما بازگشتناپذیر.
رقبای منطقهای؛ برنده خاموش یک کم کاری
در سناریوی شکست تأمین مالی آزادگان، رقبای منطقهای بدون هیاهو برنده خواهند بود. این میدان، بخشی از رقابت بزرگتر در بازار انرژی منطقه است. هر ضعف در توسعه، موقعیت ایران را در این رقابت تضعیف میکند.
کشورهایی که توانستهاند با ثبات مالی و حمایت بانکی پروژههای خود را پیش ببرند، امروز در بازار انرژی نقش پررنگتری دارند. اگر تأمین مالی آزادگان شکست بخورد، سهم ایران از این بازار نه با تحریم، بلکه با تعلل داخلی کاهش خواهد یافت.
آزادگان سالهاست در افکار عمومی بهعنوان یک پروژه مهم مطرح شده است. شکست یا توقف آن، به تضعیف روایت «توان ملی در اجرای پروژههای بزرگ» منجر خواهد شد. این آسیب، فراتر از وزارت نفت یا یک دولت خاص، متوجه کل نظام تصمیمگیری خواهد بود.
اقتصاد، بیش از سرمایه و فناوری، به اعتماد و امید نیاز دارد. شکست آزادگان میتواند این دو مؤلفه را تضعیف کند.
با همه این تفاصیل، آزادگان هنوز به نقطه بدون بازگشت نرسیده است. اما عبور از این وضعیت، بدون حل مسئله تأمین مالی و بدون ورود جدی شبکه بانکی امکانپذیر نخواهد بود. آزادگان نیازمند بازتعریف بهعنوان یک «پروژه ملی قابل تأمین مالی» است؛ پروژهای که بانکها بتوانند به آن اعتماد کنند. شکست آزادگان، هزینهای فراتر از یک میدان نفتی خواهد داشت. اما موفقیت آن نیز میتواند نقطه عطفی برای بازگشت اعتماد به پروژههای بزرگ، فعال شدن منابع بانکی و احیای نقش ایران در میادین مشترک باشد. تصمیم با سیاستگذار است؛ تأخیر، خود پرهزینهترین انتخاب است.
گفتنی است میدان آزادگان (شمالی و جنوبی) دهمین میدان نفتی بزرگ جهان و چهارمین میدان بزرگ نفتی ایران پس از میادین اهواز، گچساران و مارون است.
این میدان بزرگترین میدان مشترک نفتی کشور است که در منطقه دشت آبادان، در حدود 80 کیلومتری غرب و جنوب غرب اهواز و در امتداد مرز ایران و عراق قرار دارد. این میدان دارای چهار مخزن به نامهای سروک، کژدمی، گدوان و فهلیان است که بیش از 33 میلیارد بشکه، نفت درجای آن است.