آنچه در نپال و با نسل «زد» رخ داد انقلاب نبود، کودتای آمریکایی بود
سرویس خارجی-
روزنامهنگار آمریکایی اسنادی را از دست داشتن یک آژانس تغییر رژیم آمریکایی در «کودتای» نپال افشا کرد.
گویا وقایع آنچنان نیستند که مینمایند! در گزارش پیشرو ابتدا وقایع اخیر نپال را آنگونه که مینمایند، مرور میکنیم و سپس از وقایعی خواهیم نوشت که در پیش چشم نبودند. در دل پاییز ۲۰۲۵ (شهریور/ مهر ۱۴۰۴)، اعلام شد که نپال بار دیگر صحنهای از طوفان اعتراض نسل جوان شده است؛ اعتراضاتی که با عنوان «جنبش نسل زِد» شناخته شد، ابتدا جرقهاش از «ممنوعیت پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب» خورد– اقدامی که دولت «کی. پی. شارما اولی» آن را برای کنترل اطلاعات نادرست لازم میدانست- اما این اعتراضها به سرعت و با یک چرخش موضوعی، به سمت اعتراض به «فساد ریشهدار»، «بیکاری جوانان» و «زندگی لوکس فرزندان سیاستمداران» تبدیل شد. در ۸ سپتامبر ۲۰۲۵ (۱۷ شهریور ۱۴۰۴)، اعتراضها در «کاتماندو» به درگیری با پلیس منجر شد و وقوع تیراندازی، جان حداقل ۱۹ نفر را گرفت و صدها زخمی برجای گذاشت؛ روز بعد، عدهای ساختمان پارلمان را به آتش کشیدند، خانههای سیاستمداران از جمله اقامتگاه خصوصی «اولی» را سوزاندند و ناآرامیها به شهرهای دیگر گسترش یافت. در نهایت، در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ (۱۸ شهریور ۱۴۰۴)، کی. پی. شارما اولی پس از چهار دوره نخستوزیری، استعفا داد تا راه برای «حل سیاسی» بحران باز شود؛ این تغییر حاکمیت، که با کشتهشدن حدود ۷۷ نفر و بیش از ۲۰۰۰ زخمی (طبق گزارشهای رسمی تا پایان سال) همراه بود، ارتش را به خیابانها کشاند، محدودیتهای اجتماعی را لغو کرد و در ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور)، «سوشیلا کارکی»، قاضی سابق دیوان عالی، را به عنوان نخستین زن نخستوزیر موقت نپال روی کار آورد تا کشور را به سوی انتخابات جدید هدایت کند. در آن ایام اعلام شد که: «صدای نسل زِد میتواند حتی استوارترین ساختارهای قدرت را به لرزه درآورد.»
دست پنهان آمریکا در وقایع نپال
حالا «کیت کلارنبرگ» روزنامهنگار پایگاه خبری- تحلیلی آمریکایی «گریزون» به خبرگزاری «آر.تی» روسیه گفته است در تحولاتی که به سقوط حکومت نپال منجر شد، آمریکاییها نقش داشتند و هدف اصلی واشنگتن نیز محاصره پکن از طریق روی کار آوردن یک دولت دست نشانده بوده است! به گزارش ایسنا، این خبرنگار تحقیقی آمریکایی گفته، واشنگتن دنبال «هدفی گستردهتر» بود و آن، روی کار آوردن «دولتی دستنشانده و دوست» بود! به گفته وی نزدیکی جغرافیایی نپال به هند و چین عامل اصلی حمایت آمریکا از کودتا در آنجا بود. کی. پی. شارما اولی پس از درگیریهای خشونتآمیز- معروف به اعتراضات نسل «زِد» از سمت نخستوزیری نپال استعفا داد. در بیانیهای از دفتر سوشیلا کارکی، نخستوزیر موقت نپال، آمده است که این اعتراضات بیش از ۵۸۶میلیون دلار ضرر به اقتصاد ۴۲میلیارد دلاری نپال وارد کرده است. کلارنبرگ با اشاره به دلایل صرف صدها هزار دلار توسط بنیاد ملی دموکراسی آمریکا (NED) برای آموزش جوانان نپالی جهت برگزاری اعتراضات، گفت: «چین دشمن شماره یک آمریکا است.» وی افزود: «هدف گستردهتری برای محاصره نظامی چین با دولتهای دستنشانده دوست وجود دارد.» کلارنبرگ گفت که هند از آمریکا فاصله گرفته و مسیری مستقل را دنبال میکند، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی خود، که ایالاتمتحده از آن خیلی راضی نیست؛ بنابراین، ایجاد یک عامل تحریککننده و روی کار آوردن یک دولت دوست در نپال، اهداف ژئوپلیتیکی زیادی را دنبال میکند.» بنیاد ملی دموکراسی آمریکا رسماً یک سازمان غیرانتفاعی تحت حمایت وزارت امور خارجه آمریکا است که کمکهای مالی برای حمایت از «ابتکارات دموکراتیک» در سراسر جهان ارائه میدهد. این مؤسسه با اتهاماتی مبنی بر تأثیرگذاری مخفیانه بر نتایج سیاسی روبهرو است و منتقدان استدلال میکنند که این مؤسسه وظایف پنهانی را که قبلاً توسط سیا انجام میشد، به ویژه آنهایی که با هدف سرنگونی دولتهای خارجی انجام میشد، برعهده گرفته است. مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان (IRI)، که یک بخش از این بنیاد است، به تأمین مالی فعالیتهای مخفی در بنگلادش نیز متهم شده است.
کارنامه سیاه آمریکا!
تاریخ آمریکا مملو از نمونههای مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی سایر کشورها است که اغلب منجر به تغییر رژیم شده و استقلال ملتها را زیر پا گذاشته است؛ برای مثال، در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲)، سازمان سیا با عملیات آژاکس دولت منتخب «محمد مصدق» در ایران را سرنگون کرد. در دهه ۱۹۸۰ (۱۳۵۹-۱۳۶۸)، حمایت مالی و نظامی از شورشیان کنترا در نیکاراگوئه علیه دولت، بخشی از استراتژی گستردهتر برای مقابله با نفوذ کمونیسم بود، الگویی که با تأسیس بنیاد ملی دموکراسی (NED) در ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) توسط کنگره آمریکا، شکل رسمیتری به خود گرفت و بنیانگذار آن، «آلن واینشتین»، در سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) اعتراف کرد که «بسیاری از آنچه امروز انجام میدهیم، ۲۵ سال پیش بهطور مخفیانه توسط سیا انجام میشد»؛ این بنیاد، که ظاهراً برای «ترویج دموکراسی» فعالیت میکند، در واقع در تغییر رژیمهای متعددی نقش داشته است، از جمله تأمین مالی گروههای مخالف در آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و نیکاراگوئه، حمایت از جنبشهای ضدکمونیستی در اروپای شرقی در اواخر دهه ۱۹۸۰، و حتی دخالت در انتخابات خارجی- طبق مطالعاتی که حدأقل ۸۱ مورد مداخله شناختهشده آمریکا در انتخابات خارجی از ۱۹۴۶ تا ۲۰۰۰ را فهرست کردهاند- و منتقدان آن را به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ژئوپلیتیکی واشنگتن توصیف میکنند. این سابقه تاریک در آسیا نیز ادامه یافته، جایی که NED بودجههایی برای آموزش فعالان سیاسی تخصیص داده، و مورد نپال در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴ شمسی) نمونه بارزی است، زیرا اسناد فاششده نشان میدهد که NED و مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان (IRI) بیش از ۳۵۰هزار دلار برای آموزش جوانان نپالی در تاکتیکهای سازماندهی اعتراضات هزینه کردهاند. این الگو تنها یک استثنا نیست، بلکه ادامهای بر تاریخچهای است که از کودتای ۱۹۵۴ (۱۳۳۳ شمسی) در گواتمالا تا حمایت از پینوشه در شیلی در ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) امتداد یافته و نشاندهنده اولویت منافع امپریالیستی بر حاکمیت ملتهاست.