وقتی اروپا از مسلمانان یاد گرفت از پارچهبافی تا پرچمسازی
بخش چهاردهم-فائزه ریاحی
پیروزی بندقیه به خاطر رابطه رفت و آمد و تجارتی که بین آسیا و اروپا و آفریقا بود که کشورهای اسلامی آن را به وجود آوردند. این رابطه تجارت ایتالیا را با خودش اوج داد.
این توسعه و شکوفایی به شکل یک جریان زندگیبخش در داخل کل اروپا راه یافت و شهرها را رونق بخشید.
این رشد تا انگلستان و کشورهای اسکاندیناوی هم رسید و این شهرها هم رشد کردند و حتی با تقلید از آنها جمعیتشان تکثیر یافت.
در کشورهای شمال اروپا هم مواد خام شرقی را به تقلید از مسلمانان و مطابق نمونههای آنان در صنایع جدید مثل پارچهبافی استفاده میکردند. یکی از این مواد خام پنبه بود که مسلمانان کشت آن را در جزیره سیسیل در اروپا مرسوم کرده بودند.
در سال 1300 میلادی یعنی صد سال بعد از این اتفاقات دو برادر به نام اولریش فوگر و هانس فوگر که شغلشان کتانبافی بود از روستای گرابن به آگسبورگ میروند در آنجا اولریش به دست شاگردش کشته میشود و هانس که برادر کوچکتر بوده است فقط به بافندگی قناعت نمیکند. او شروع میکند همان جنسی را که بافته خودش میفروشد.
فوگر با دوبار ازدواج با دختران استادان صنف بافندگان حقوق مدنی و آزاد شرکت بافندگی را به دست آورد و بعد هم عضو کمیته 12 نفره صنف و شورای عالی شهر شد و تجارت نساجی موفقی را اداره کرد.
بعدها مدلهای پنبه سوریه و قبرس به کارگاه پسران هانس وارد میشد و پارچههایی شبیه پارچههای کشورهای اسلامی آن زمان رایج بود تولید میکردند. و آنها هم مانند پدر بسیار پرتلاش بودند و با تجارت پنبه و فلفل به قدرتمندترین و ثروتمندترین افراد آن روزگار شناخته میشوند.
اهمیت خاندان فوگر به حدی بالا رفته بود که میتوانستند پارچههایی بسیار بادوام و ظریف مانند پارچههای عربی تولید کنند، آن هم در قلب آلمان عقبمانده غیرصنعتی که تا آن زمان این صنعت در آنجا اصلا وجود نداشت.
بعد هم تجارت ادویه و بانکداری که بعدها با کمپانی انگلیسی هند شرقی در تجارت و غارت هندوستان چه از لحاظ خرید و فروش و چه از لحاظ سیاست همدست شد و با استعمارگران همکاری کردند.
آنها که با ثروت و قدرتی که داشتند در تاریخ اثرگذار شدند و حتی با ثروتشان شاه و قیصر به روی کار آوردند و پاپها را کمک مالی میکردند و حتی گاهی کمک ملت فقیر محتاج میکردند حالا کمک کمپانی کردند.
در این زمان حتی اروپاییان اعطا کردن عَلَم (پرچم) را به عنوان نشانه افتخار را از اعراب یاد گرفتند. این علم یا همان پرچم در سال 1150 میلادی در فرانسه و در سال 1170 میلادی در آلمان متداول شد.
سپس رسم شجاعان مسلمان هم در آلمان تقلید شد و انتخاب حیوان و ترسیم کردن آن بر روی پرچم با توجه به خصوصیات اخلاقی آن حیوان برای تعیین هر دسته و گروه در میدان جنگ عمومیت یافت.
و چونکه مغرب زمین برای نشان دادن شجاعت و نامجویی تمایل زیادی داشت علمسازی و علمدادن و علمداری در اروپا به صورت گسترده رسم شد و حتی یک دانشی به نام هرالدیک پدید آمد.
بر روی پرچم خانواده فوگر، گل زنبق و آبی و طلایی در زمینه آن ترسیم شده. این علم را فریدریک سوم به خاطر خدمات فوگر به آنها هدیه داد.
به این انتخاب توجه کنید: گل زنبق همان گلی که در کشورهای مسلمان به صورت گسترده نقاشی میشود و گیاهی است که از مشرق دریای مدیترانه آمده است و امروزه هم بر روی پرچم فرانسه دیده میشود.
و یک علامت دیگر هم که از کشورهای اسلامی تقلید شد عقاب دو سر است نقش کم نظیری که چندین بار علامت یک سری از کشورها شده است.
تاریخچه عقاب دو سر به دوران باستان باز میگردد و یکی از قدیمیترین نمادهای شناختهشده در جهان است. قدیمیترین نمونههای این نماد در خاور نزدیک باستانی، به ویژه در بینالنهرین و تمدن هیتیها (در آناتولی کنونی) یافت شده است.
برای مثال، در دروازه شهر آلکا هویوک در ترکیه، که به سالهای 1450 تا 1180 پیش از میلاد تعلق دارد، نقش عقاب دو سر حکاکی شده است. این نماد در آن دوران اغلب با مفاهیم قدرت الهی، حفاظت و سلطه مرتبط بود. در افسانههای باستانی، حیوانات چندسر مانند عقاب دو سر به عنوان موجوداتی قهرمانانه یا نگهبان ظاهر میشوند.
در قرن دهم میلادی، عقاب دو سر بر روی پارچههای ابریشمی در اسپانیای اسلامی، بلغارستان و فرانسه دیده میشود.
امپراتوری بیزانس ابتدا از عقاب تکسر استفاده میکرد، اما عقاب دو سر در هنر بیزانسی از قرن دهم ظاهر شد.
و بعد عقاب دو سر بر روی سکههای کشورهای اسلامی به کار رفته و در قرن 12 میلادی سلاطین سلجوقی آن را بر روی پرچمشان به کار بردند و بعد از آن هم در قرن 14 میلادی بر روی پرچم قیصر آلمان به کار رفت.
و در قرن آخر سلسله پالایولوگوس (قرن پانزدهم) به عنوان نماد رسمی امپراتوری پذیرفته شد. در این دوره، عقاب دو سر نماد وحدت بین شرق و غرب، یعنی قسطنطنیه به عنوان پایتخت روم شرقی، بود.
یک سر به سمت رم (غرب) و سر دیگر به سمت آسیا (شرق) نگاه میکرد، که نشاندهنده سلطه بر دو قاره بود.