مکتب شیعـه؛ مبنـای «واقـعگـرایی الهـی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
علیرضا معشوری- (قسمت دوم)
اصول کلی نظریه
واقعگرایی الهی:
۱- پیوند ذاتی دین و سیاست
واقعگرایی الهی برخلاف واقعگرایی کلاسیک، سیاست را از دین جدا نمیداند. آموزههایی مانند امامت، عدالت، جهاد و انتظار مهدوی مستقیماً جهتدهنده سیاست خارجی هستند.
۲- تلفیق آرمانگرایی الهی با واقعگرایی کلاسیک
این نظریه نه ایدئالیسم محض است و نه واقعگرایی صرف؛ این نظریه بر ترکیب ایمان، ارزشهای الهی و تشخیص مصلحت در مواجهه با واقعیتهای سخت نظام بینالملل تأکید دارد.
۳- قدرت بهمثابه ابزار و نه غایت
در حالی که واقعگرایی کلاسیک قدرت را هدف اصلی سیاست خارجی میداند، واقعگرایی الهی قدرت را وسیلهای برای تحقق عدالت، مقابله با ظلم و اقامه حق
میشمارد.
۴-تعریف چندبعدی از امنیت
امنیت فقط به بقا، بازدارندگی و منافع مادی محدود نبوده و شامل امنیت هویتی، معنوی و استقلال فرهنگی نیز میشود که همسنگ امنیت سرزمینی تلقی میگردد.
۵- مقاومت در برابر سلطه و ظلم
پایداری در برابر فشارهای خارجی و عدم تسلیم در برابر قدرتهای جهانی. درواقع مقاومت و عدم پذیرش ذلت قاعدهای اساسی در واقعگرایی الهی است.
۶-ملیگرایی و فراملیگرایی دینی
واحد تحلیل فقط دولت–ملت نیست؛ «امت اسلامی» نیز یک واقعیت تاریخی–معنوی و میدان تعهد سیاسی محسوب میشود. از این رو حمایت از جنبشهای مقاومت و موضوع فلسطین بخشی از این واقعگرایی است.
۷- عقلانیت، تدبیر و انعطافپذیری
عقلانیت یکی از ارکان مکتب شیعه است. مفاهیمی چون تقیه، مصلحت، اجتهاد پویا و استفاده از دیپلماسی هوشمندانه نشان میدهد که این نظریه واقعگرایانه و منعطف است.
۸-رهبری دینی با نقش دوگانه: پاسداری از ارزشها و تشخیص مصلحت ملی و امت اسلامی
ولیفقیه هم حافظ اصول الهی و مصالح مسلمانان در سطح بینالمللی یا به تعبیری امام امت اسلامی است و هم مسئول تشخیص درست منافع ملی و تهدیدها در شرایط پیچیده جهانی؛ این ترکیب شریعت و عقلانیت، پایه نظری واقعگرایی الهی است.
۹-بازتعریف مفهوم قدرت
قدرت فقط در توان نظامی یا اقتصادی نیست. ایمان، مشروعیت، پشتیبانی مردمی و مقاومت نیز از اجزای قدرت محسوب میشوند و میتوانند معادلات بینالمللی را تغییر دهند.
۱۰- رسالت تمدنی و عدالت جهانی
هدف نهائی سیاست خارجی فقط بقا نیست. این سیاست به دنبال تحقق عدالت جهانی در پرتو توحید و ایفای نقشی تمدنی در جهان است.
«واقعگرایی الهی» یک چارچوب مفهومی است که از مکتب شیعه برآمده و تلاش میکند اصول الهی را در ساختار قدرت و نظام بینالملل وارد کند. این نظریه نوعی واقعگرایی متفاوت از الگوی غربی ارائه میدهد؛ نوعی واقعگرایی که قدرت را در بستر اصول الهی، ایمان، عدالت و هویت تاریخی تفسیر میکند.