بازآفرینی قدرت ایران مبتنی بر رویکرد برونگرایی در اقتصاد مقاومتی
رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، بازآفرینی قدرت ایران در نظم جدید جهانی را مبتنی بر رویکرد برونگرایی در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانست.
به گزارش مسیر اقتصاد، علی فکری رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران در دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران»، بازآفرینی قدرت ایران در نظم جدید جهانی را مبتنی بر رویکرد برونگرایی در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: ما باید بیرون را ببینیم، نظم جهانی را بشناسیم و با شناخت نقاط قوت خودمان به بهینهترین انتخاب برای خودمان برسیم.
وی افزود: آنچه که امروز ما در موردش صحبت میکنیم، نظمی است که فکر میکنیم میخواهد شکل بگیرد. نظم نوین جهانی امروز وجود ندارد و امروز با فروپاشی نظم قدیمی همراهیم و ما در مرحله شکل گیری نظم جدید هستیم. بنابراین یکی از اولین سؤالاتی که باید به آن پاسخ داده شود اینکه نظم نوین چه ویژگیهایی خواهد داشت و بازیگران اصلی آنچه کسانی خواهند بود.
چین مدافع نظم فعلی و آمریکا در حال تخریب آن است
فکری در ادامه گفت: برای بسیاری این سؤال وجود دارد که چرا چین از نظم جهانی موجود دفاع میکند. پاسخ روشن است: چین در همین چارچوب توانست به یک ابرقدرت اقتصادی و صنعتی تبدیل شود و منطقی است که تا زمانی که امکان بهرهبرداری دارد، از آن محافظت کند؛ هرچند خود چینیها هم میدانند این نظم پایدار نیست. در مقابل، آمریکا که سازنده نظم کنونی بود و سالها از آن سود برد، اکنون بهدنبال آن است که هرچه سریعتر این چارچوب را کنار بگذارد و نظمی تازه بر پایه قدرت ایجاد کند؛ نظمی که در آن «صلح از موضع قدرت» را به جهان دیکته کند.
وی با بیان این پرسش که چه شد که جهان به این نقطه رسید؟ توضیح داد: در سال ۲۰۰۳ بسیاری از تحلیلگران آسیایی و غربی میگفتند الگوی قدیمی غرب ـ تبدیل بخشی از جهان به موتور تولید، رساندن آن به یک سطح مشخص و سپس انتقال تولید به منطقهای دیگر ـ در مورد چین قابل تکرار نیست. از همان زمان تأکید میشد که چین با ببرهای آسیا و حتی ژاپن و کرهجنوبی تفاوت دارد و نمیتوان رشدش را در مقطعی متوقف کرد و به سراغ کشور دیگری مثل هند رفت. این تحلیل در سالهای بعد نیز تکرار شد.
رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران ادامه داد: در سال ۲۰۱۰ در یک نشست جهانی، برخورد لفظی تندی میان مقامات آمریکا و چین رخ داد. آمریکاییها اصرار داشتند چین ارزش یوآن را افزایش دهد تا صادراتش محدود شود؛ مشابه همان فشاری که در دهههای گذشته بر ژاپن وارد کردند. اما مقام چینی با صراحت گفت ساختار تولید در آمریکا از بین رفته و اگر چین این خواسته را بپذیرد، باید ساختار تولید خود را نیز تعطیل کند و به کشور دیگری منتقل شود؛ درحالیکه آمریکا دیگر در موقعیتی نیست که این خواسته را تحمیل کند. از آن زمان راهبرد «مهار ترکیبی» چین از سوی آمریکا آغاز شد.
قدرتهای جهان درحال ترسیم مسیر مطلوب
فکری در مورد سایر بازیگران اصلی تحولات جهانی نیز گفت: هند امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. شاید وضعیت کنونی هند شبیه چینِ چند دهه قبل باشد، اما مشکل اصلی آنجاست که غرب دیگر در شرایطی نیست که کشوری جدید را به «مرکز تولید جهانی» تبدیل کند. سیاست اقتصادی جدید آمریکا بازگرداندن سرمایهها و تقویت تولید داخلی است؛ بنابراین تصور اینکه با کاهش تنش، آمریکا بهسراغ سرمایهگذاری گسترده در ایران بیاید، با واقعیت سیاست صنعتی امروز این کشور سازگار نیست.
وی در پایان گفت: قدرتهای بزرگ همچون آمریکا، چین، روسیه و هند مسیر آینده خود را تا حد زیادی مشخص کردهاند. حتی بازیگران کوچکتر نیز دیگر در موقعیتی نیستند که نظم جهانی را بهراحتی بپذیرند؛ زیرا این نظم درحال شکلگیری است و نه قابل دیکته کردن و نه ایستا. در نهایت مجموعه رفتار همه کشورها، شکل نهائی نظم آینده را تعیین میکند. جمهوری اسلامی ایران هم ناچار است تصمیمهای خود را در چارچوب همین واقعیتهای در حال دگرگونی اتخاذ کند.