آقای ظریف به جای فرافکنی از دستهگلی که به آب دادید عذرخواهی کنید!
در چند روز گذشته و به دنبال فعالسازی «مکانیسم ماشه» از سوی اروپاییهای عضو برجام، اظهارنظرهای متعددی از جانب افراد مختلف در مورد باعث و بانی این بند مطرح شده و دعوا بر سر آن بالا گرفته است.
چند روز پیش سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه که در زمان مذاکرات برجام نیز با همین سمت در فرآیند مذاکرات حضور داشت، ضمن تبیین روند عجیب و غریب اسنپبک که به هر عضو برجام اجازه میداد تحریمها را بهتنهائی بازگرداند، در اظهاراتی تکاندهنده اعلام کرد جواد ظریف شخصاً و با هماهنگی جان کری این بند را که به تعبیر او یک «تله محض» بود در برجام گنجاندند. لاوروف میگوید وقتی شرکای ایرانی ما خودشان این کمین محض را پذیرفتند، با آنکه ما شگفتزده شده بودیم اما اعتراضی نکردیم!
لاوروف البته در سال 2019 هم ادعای مشابهی را بیان کرده و از اینکه هیئت ایرانی برخی شروط غربیها را پذیرفته بودند اظهار شگفتی کرده بود.
عصر پنجشنبه اما جواد ظریف به این اظهارات لاوروف واکنش نشان داده و گفت: «نهتنها اسنپبک برای روزهای آخر مذاکرات نبود بلکه اختصاص به گفتوگوهای بین بنده و جان کری نیز نداشت. آقای لاوروف و فرانسویها پیشنهادی در مورد وضعیت قطعنامههای گذشته شورای امنیت علیه ایران دادند که خیلی بد بود و ما تلاش زیادی کردیم تا آن پیشنهاد را کنار بگذاریم.... یک روز دیدیم آقای کری کاغذی در دست و پیشنهادی دارد مبنی بر اینکه بیاییم قطعنامهها را ۶ ماه ۶ماه تعلیق کنیم [...] به کری گفتم این چه پیشنهادی است که آوردهای؟ به عقل و شعور من توهین میکنی؟ گفت نه من به شعور تو توهین نمیکنم این را رفیقت لاوروف داده است.»
صرفنظر از آنکه چرا ظریف تاکنون به چنین موضوعی اشاره نکرده بود و حرفی از به قول خودش کارشکنی روسها در ماجرای برجام نزده بود، شاهد دیگری هست که گفتههایش اعتبار مقصرتراشی ظریف از لاوروف را بهگونهای اساسی زیر سؤال میبرد، و آن اظهارات علیاکبر صالحی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در زمان مذاکرات برجام است؛ اخیراً گفتوگویی از صالحی در فضای مجازی منتشر شده که او به صراحت ایده اسنپبک را به آمریکاییها نسبت میدهد و میگوید: «آمریکاییها میخواستند اگر ما از دید آنها به هر دلیلی نسبت به تعهدات برجام کم گذاشتیم، آنها با یک شمشیری بالای سر ما باشند تا بتوانند ما را تحت فشار بگذارند» و تأکید میکند اتفاقاً لاوروف درخصوص ترفندی که «به نحو زیرکانهای حق وتو را از کشورهای دارای این حق میگرفت»، «اعتراض میکند» و هشدار میدهد اما متأسفانه هیئت ایرانی وقعی به این هشدار نمینهد و به تعبیر صالحی «دیگه حالا این پیش رفت!»
ظریف پیش از این هم در مورد مکانیسم ماشه مرتکب خلافگویی شده بود و در ایام مذاکرات که منتقدان نسبت به وجود چنین چاه ویلی در توافق هشدار میدادند، با انکار قاطع آن مدعی بود اساساً چنین بندی در برجام وجود ندارد. و این هنوز غیر از خلافگوییهای وی درخصوص رعایت تمام «خطوط قرمز» تعیینشده از جانب رهبری و «لغو کامل همه تحریمها» است که بهرغم آنکه در مجلس به صراحت بر آن تأکید کرده بود، اخیراً ناگزیر از پذیرش «تعلیق» شده است، هرچند با انتساب آن به «فرانچسکو»نامی اهل ایتالیا از پذیرش مسئولیت آن هم طفره میرود! و به این ترتیب وقتی او نه در پذیرش «تعلیق به جای لغو» و نه «اسنپبک» نقشی نداشته، کأنه اساساً فرد دیگری برجام را رقم زده است!
آنچه فارغ از خلافگویی آشکار ظریف در مورد عامل اسنپبک و بازگشت تحریمها قابل توجه است، روسستیزی شدید و در مقابل تلاش بیاندازه وی برای تطهیر غرب و بهویژه آمریکاییها در ماجرای گسلهای عمیق برجام است؛ در حالی که نخستین گلوله را ترامپ با خروج از برجام به پیکر نیمهجان آن شلیک کرد و اروپاییها با فعالسازی مکانیسم ماشه تیر خلاص را به آن زدند و بارها درخلال مذاکرات و پس از آن در ماجرای اینستکس کارشکنی کردند، یقه روسیه و لاوروف را گرفتن پدیده نوبری است که تنها از جواد ظریف برمیآید، همچنان که پذیرش مکانیسم ماشه نیز! و این همه در شرایطی است که تعبیری که لاوروف درخصوص رفتار اروپاییها در فعالسازی اسنپبک به کار برد و از آن با عبارت «شرمآور» یاد کرد را حتی دیپلماتهای ایرانی هم به کار نبردند!
غربگرایی افراطی و شرقستیزی آشکار ظریف البته چیزی نیست که مختص به امروز باشد و بروز آن را در بیتوجهی دولتی که وی مسئولیت وزارت خارجهاش را عهدهدار بود به ارتباط با شرق و بهویژه قرارداد جامع ایران و چین و نیز پشت کردن به روسها بهرغم تمام کمکهای آنها در دوران تحریمها بعینه شاهد آن بودهایم.
این اظهارات ظریف در شرایط اتحاد همهجانبه جبهه غرب علیه ما که حاکمیت بیش از همیشه به همراهی و حسنرابطه با روسها تأکید دارد، بسیار قابل تأمل است؛ بهویژه وقتی آن را در کنار مواضع جنجالی اخیر او در تشکیک در ضرورت توانمندی دفاعی کشور و رقم زدن دوگانه مغالطهآمیز و بسیار خطرناک «موشک- مردم» ارزیابی کنیم، امری که کاملاً در راستای شروط مکرر ذکرشده غربیها در محدودسازی توان موشکی کشور است!
با اینهمه آنچه درخصوص مسئله اسنپبک مسلم است این که فارغ از آنکه چه کسی بانی و بنیانگذار آن بوده است، جواد ظریف و تیم مذاکره ایرانی میتوانستند آن را نپذیرند که متأسفانه چنین نشد و اشتیاق آنها به رقم زدن توافق به هر قیمتی و با منطق «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»، نتیجهاش شد پذیرفتن شرطی که هیچ عقلی آن را برنمیتابد، و گذشته از آنکه حاصل زحمات خود را هم به باد دادند «خسارت محض» و بیاندازهای را به کشور و مردم تحمیل کردند که چهبسا تا نسلها ناگزیر از پرداخت هزینههای آن باشیم.
اما آنچه در خلال دعوای مقصریابی این مکانیسم خودنمایی میکند این است که اسنپبک آنچنان افتضاح بزرگ و غیرقابل توجیهی است که هیچکس را شهامت پذیرش مسئولیت آن نیست و امضاءکنندگان آن هر یک به نحوی درصدد شانه خالی کردن از قبول آنند! و این در حالی است که به وقت خود در مورد آن مکرر هشدار داده شد، اما متأسفانه هشدارها پاسخی جز تهمت و تحقیر و حواله «به جهنم» نگرفت!
به هر حال امضای اسنپبک در کارنامه جواد ظریف ثبت شده و او به هیچ عنوان نمیتواند از مسئولیت آن شانه خالی کند، پس بایسته است به عوض فرافکنی و مقصرسازی از آنها که نقشی در این افتضاح نداشتهاند، و نیز به جای تطهیر غرب در طراحی این داستان، از دستهگلی که به آب داده عذرخواهی کرده و بیش از این به خلافگویی متوسل نشود؛ که تنها عِرض خود میبرد و زحمت ما میدارد.
سید محمد جوادی