کد خبر: ۳۳۸۹۸۶
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۷

تاسمانی‌سازی مصنوعی!(یادداشت روز)

«مارکو روبیو»، وزیر خارجه آمریکا پریروز، از توسعه‌یافتگی ایران در دوران قبل از انقلاب گفت! تا این‌گونه القا کند که، هدفش از جنگ‌افروزی علیه ایران، بهبود شرایط و بازگرداندن وضعیت کشورمان به شرایط ایده‌آل و توسعه‌یافته است. ترامپ نیز به‌رغم اینکه بارها اعلام کرده دنبال نابودی و تجزیه ایران و بازگرداندن کشورمان به عصر حجر است، چند باری تحت تأثیر مشاوران خود، همین مفهوم را بیان و اعلام کرده، به دنبال کمک به ایران است چون ایرانی‌ها حق زندگی بهتری را دارند. عوامل رسانه‌ای این دو نیز ترور، محاصره، تحریم و جنگ‌افروزی را «مداخله بشردوستانه» می‌نامند. با یک مقدمه، به بررسی این اظهارات پرداخته‌ایم. بخوانید:
حدود 12 هزار سال پیش، با بالا آمدن آب سطح دریا در تنگه باس، «تاسمانی» برای همیشه از استرالیا جدا افتاد و تبدیل به یک جزیره دورافتاده در جنوب این کشور شد. جزیره‌ای که حالا با نزدیک‌ترین نقطه خشکی استرالیا 240 کیلومتر و با نزدیک‌ترین جزیره 25 کیلومتر فاصله داشت. بدین ترتیب ساکنان آن که حدود 4000 شکارچی-‌گردآورنده ابتدایی بودند، برای همیشه در انزوای کامل قرار می‌گیرند. بعدها و در همان اوایل قرن 18 میلادی، «فرانسوا پرون» که یک طبیعت‌شناس فرانسوی بود، در یک سفر اکتشافی به همراه ملوانی به نام «نیکولا بودین»، وارد این جزیره شد و از آنچه دید حیرت کرد. 10 هزار و 200 سال انزوا باعث شده بود، ساکنان این جزیره، کوچک‌ترین پیشرفتی، چه در حوزه دانش و هوش و چه در حوزه فناوری‌های ابتدایی و تولید ابزار نداشته باشند! آنها قبل از انزوا حتی، پیشرفته‌تر بودند! برخی یافته‌های پرون به این ترتیب هستند: آنها فقط شکارچی-گردآورنده هستند و هیچ‌گونه کشاورزی یا نگهداری دام ندارند. برخلاف ساکنان نزدیک‌ترین جزایر همسایه‌، ابزارهای سنگی آنها حتی از ابزارهای دوران حجر هم عقب‌مانده‌تر است. آنها نمی‌دانند سوزن چیست و قادر به دوختن و ساخت لباس نیستند! قایق‌هایشان یک تخته ساده است. این موضوع که بعدها به «پدیده تاسمانی» معروف شد، پایه و اساس پژوهش‌های زیادی درباره چگونگی رشد و توسعه فناورانه، رشد دانش و حتی رشد هوش بشر شد. اینکه، آیا رشد، امری «جمعی» است یا «انفرادی»؟(Individual Intelligence or Social Intelligence) و اگر رشد (فناورانه و فردی) امری جمعی است، چرا این‌گونه است؟ کتاب «راز موفقیت ما» نوشته جوزف هنریک از جمله نتایج همین پژوهش‌هاست که تلاش می‌کند به این سؤال‌ها پاسخ ‌دهد. اما خروجی بیشتر این پژوهش‌ها تقریباً یک چیز بود: هوش (و در نتیجه رشد و توسعه یک جامعه) محصول یک فرآیند است که به شکل تزایدی رخ می‌دهد و حاصل تقابل و همفکری جمعیِ انسان‌هاست. هوش محصول یک فرآیند ژنتیکی نیست؛ انسان‌ها به صورت هم‌افزایی و تعامل با یکدیگر است که رشد می‌کنند و دارای مغزهای پیچیده می‌شوند. حجم و تعداد ساکنان یک منطقه با پیچیدگی ابزارهایی که ساخته می‌شود ارتباط مستقیمی دارد. اگر کشورها، مدیران، کارشناسان و جوامع دنبال افزایش هوش مردم، رشد و توسعه کشورشان هستند، باید فضائی را مهیا کنند که با همنوعانِ باهوش معاشرت صورت بگیرد. جالب است بدانید که، در جامعه‌شناسی علم نیز، نخبه و الیت‌، موتور توسعه کشور دانسته می‌شود و بدون وجود نخبه (یا یک فرد هوشمند و مبتکر)‌ در یک جمع، افراد دیگر تقریباً رشد نمی‌کنند چون به رشد یکدیگر کمک نمی‌کنند. در واقع در جمع است که، تبادل افکار رخ داده و افراد باهوش روی یکدیگر اثر می‌گذارند و «رشد» در زمینه‌های مختلف اتفاق می‌افتد. هر‌کس با هر میزان هوش، هوش و دانایی دیگری را افزایش می‌دهد و هوش، خود به خود و با تنهایی در ذهن تکامل پیدا نمی‌کند. طبق نتایج این پژوهش‌های علمی، راز خلاقیت و کشف ایده‌ها و پاسخ به سؤال‌ها، در تکامل هوش و شعور است و چنانچه نخبه‌هایمان را از دست بدهیم، با افت هوش عمومی مواجه شده و در رشد و توسعه وقفه ایجاد می‌شود. اگر ساکنان تاسمانی، فعالیت‌هایی را که هزار سال قبل‌تر بلد بودند را دیگر بلد نیستند و به دوران عصر حجر بازگشتند، به دلیل فضای بسته و انزوایی بود که با بالا آمدن آب دریا در آن قرار گرفتند و چنانچه افراد باهوش و بااستعدادی هم بین آن 4 هزار نفر بود-که حتماً بوده- با مرگ آنها، امکان انتقال و تبادل تجارب و دانش و در نتیجه توسعه و رشد، به حداقل رسیده است.
با این مقدمه علمی کمی طولانی، شاید بهتر بتوان فهمید که پشت پرده و دلیل واقعی جذب نخبگان کشورهای مستقل جهان از سوی برخی کشورهای غربی چیست؟ همین‌طور چرایی ترور دانشمندان و نخبگان یک کشور! یا دلیل واقعی تحریم علمی و تحریم دانشگاه‌های یک کشور، همین‌طور پشت پرده تلاش برخی کشورها و رژیم‌ها برای محاصره یا منزوی کردن کشورهای مستقل و غیروابسته. با این مقدمه شاید بهتر بتوان فهمید که، چرا برخی کشورها مثل عراق و افغانستان به این زودی‌ها کمر راست نخواهند کرد و روی توسعه و رشد را نخواهند دید؟ یا چرا کشور قدرتمند، مستقل و متمدنی مثل ایران، تحریم و نخبگانش ترور می‌شود؟ به نظر می‌رسد برخی کشورها و رژیم‌های مشخص به دنبال «تاسمانی‌سازی مصنوعی» کشورهای مستقل هستند. دوباره بخوانید:
الف- پس از سقوط صدام و فروپاشی ساختارهای امنیتی عراق شبکه‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی عناصر خود را به این کشور نفوذ دادند. مأموریت این عناصر، حذف نخبگان علمی بود که پیش از این حاضر به مهاجرت نشده بودند. مرکز اطلاعات فلسطین در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۵ گزارشی را افشا کرد که نشان می‌داد وزارت خارجه آمریکا آن را برای اطلاع رئیس‌جمهور وقت این کشور تهیه کرده بود. این گزارش به‌صراحت از استقرار عناصر صهیونیستی و نیروهای خارجی وابسته به موساد در عراق با مأموریت مشخص ترور نخبگان علمی خبر می‌داد. بعدها مجله «تحلیلات عصرالدولیه» هدف‌ نخست این عملیات را حذف دست‌کم ۵۳۰ دانشمند عراقی و بیش از ۲۰۰ استاد دانشگاه و شخصیت آکادمیک اعلام کرد. اهداف از میان دانشمندانی انتخاب شده بودند که یا حاضر به همکاری با پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی نشده بودند یا ادامه حیات علمی آنها به‌عنوان «یک تهدید بالقوه» تلقی شده بود! بررسی‌های تکمیلی نیز نشان می‌داد ۸۰ درصد قربانیان در دانشگاه‌ها فعالیت می‌کردند و بخش قابل‌توجهی از آنها استادیار یا عضو هیئت علمی بودند. حتی دانشجویان، مربیان و مشاوران علمی نیز در امان نمانده بودند. در بسیاری از این عملیات‌ها، اعضای خانواده یا همراهان قربانیان نیز جان خود را از دست دادند.
ب- بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن پست و مستند
 PBS Frontline، در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ رژیم اسرائیل عملیاتی با نام «نارنیا» را برای ترور دانشمندان نخبه ایرانی اجرا کرد. در این حملات، فیزیکدانان برجسته‌ای مانند محمد تهرانی و فرهنگ عباسی (رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران) به شهادت رسیدند. تحقیقات مستقل نیز نشان داده است که دست‌کم ۷۱ غیرنظامی، از جمله یک نوزاد دو ماهه و یک نوجوان ۱۷ ساله نیز در جریان این ترور به شهادت رسیدند. عملیات‌های ترور پیش‌تر نیز در ایران و علیه نخبگان کشورمان انجام شده است، از جمله ترور نابغه علمی بزرگی به نام شهید محسن فخری‌زاده در سال ۲۰۲۰ گزارش‌های مستند حاکی از آن است که این ترورها به نخبگان حوزه هوش مصنوعی نیز گسترش یافته است. برای مثال، مجید تجن‌جاری و سعید شمقدری از دیگر نخبگان این حوزه هستند که در حملات تروریستی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.
ج- در جریان جنگ‌های غزه نیز حذف سیستماتیک دانشگاهیان و پژوهشگران و افرادی که اساس رشد و توسعه هر جامعه‌ای هستند شناسایی و حذف ‌شدند. ضمن این که جامعه غزه سال‌های سال است که در محاصره کامل قرار دارد و ارتباطی با بیرون ندارد. این‌گونه عملیات‌ها و محاصره‌ها آن‌قدر تکرار شده است که سازمان‌های بین‌المللی آن را «نسل‌کشی علمی» یا «scholasticide» نامیده‌اند. بر اساس آمار رسمی دفتر رسانه‌ای دولت فلسطین، فقط از اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، دست‌کم ۱۹۳ دانشمند، دانشگاهی و پژوهشگر ارشد ساکن فلسطین شناسایی و هدف قرار گرفتند. تمام 12 دانشگاه غزه و 57 ساختمان دانشگاه‌ها نیز به‌طور کامل تخریب شدند.
د- در ماه مارس ۲۰۲۶، یک پهپاد انتحاری رژیم صهیونیستی به پردیس دانشگاه لبنان (تنها دانشگاه دولتی این کشور) در بیروت حمله کرد و دو استاد برجسته این دانشگاه به شهادت رسیدند. حسین بزی (رئیس دانشکده علوم) و مرتضی سرور (استاد شناخته‌شده شیمی) نیز در حیاط دانشگاه شناسایی و هدف قرار گرفتند. انگیزه جنایتکاران آن‌قدر واضح بود که بیش از ۲۰۰۰ دانشگاهی در سراسر جهان با امضای طوماری این حمله را محکوم کردند. در این حمله، حسین بزی که برای سازماندهی آموزش از راه دور دانشجویان آواره تلاش می‌کرد، به شهادت رسید. ترور نخبگان لبنان محدود به سال جاری نمی‌شود و پیش از این نیز افراد شاخص و نخبه زیادی در این کشور ترور یا ترغیب به مهاجرت شده‌اند که قطعاً وجودشان می‌توانست به رشد و توسعه این کشور کمک شایانی کند. موارد زیاد دیگری هست که بررسی آنها مطلب جداگانه‌ای می‌طلبد و ما این‌جا صرفاً قصد داشتیم بگوییم، توسعه‌نیافتگی کشورها، دلایل متعددی دارد و یکی از دلایل مهم آن، همان کشورهای به‌ظاهر توسعه‌یافته‌ای هستند که به نام «مداخله بشردوستانه» به شکل ترور، محاصره و تحریم و تلاش برای منزوی کردن کشورها، مانع رشد و توسعه کشورها می‌شوند و بعضاً در تریبون‌های رسمی صراحتاً اعلام می‌کنند: «ما قصد داریم اقتصاد فلان کشور را نابود کنیم»!

جعفر بلوری

captcha