کد خبر: ۳۱۷۲۶۳
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۳
گزارش خبری تحلیلی کیهان

انهدام دیپلماسی و مذاکره آمریکا با بمب، اروپا با مکانیسم ماشه

سرویس سیاسی ـ
اروپا با گستاخی تمام، مکانیسم ماشه را فعال کرد تا آخرین میخ را بر تابوت برجام بکوبد، غافل از آنکه پاسخ ایران تنها یک جمله است: خروج از NPT. این تصمیم، سیلی سختی است که نه‌فقط محاسبات آمریکا و اروپا، بلکه کل معادلات قدرت در منطقه را دگرگون خواهد کرد.
10 سال از امضای توافقی می‌گذرد که آن را «شاهکار دیپلماسی» و «معجزه قرن» می‌نامیدند. توافقی که قرار بود تحریم‌ها را لغو کند، گشایش اقتصادی به‌دنبال داشته باشد و پرونده هسته‌ای ایران را عادی‌سازی کند. اما امروز، پس از یک دهه فرساینده، برجام به پیکری بی‌جان بدل شده است که تنها ابزار باقی‌مانده‌اش ـ مکانیسم ماشه ـ علیه ایران به کار گرفته می‌شود. اروپا، با چشم‌پوشی بر سال‌ها ترک فعل خود در اجرای تعهدات و با سکوت در برابر خروج بی‌کیفر آمریکا، در واپسین روزهای قطعنامه ۲۲۳۱، آخرین تیر ترکش را رها کرد. آنچه قرار بود باعث رفع تحریم باشد، اکنون به ابزاری برای فشار و تهدید ملت ایران بدل شده است. پاسخ ایران نیز روشن است: سیلی سخت خروج از پیمان NPT.
 خیانت اروپا به آخرین روزنه‌های دیپلماسی
ایران از نخستین روزهای اجرای برجام، با وجود تجربه تلخ بی‌اعتمادی به غرب، کوشید تا در چارچوب حقوق بین‌الملل و بر پایه اصل حسن نیت، مسیر دیپلماسی را باز نگاه دارد. تعلیق بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای، پذیرش سخت‌ترین بازرسی‌های تاریخ آژانس و صبر در برابر خلف وعده‌های مکرر طرف‌های مقابل، همه در راستای این بود که پنجره تعامل بسته نشود.
اما اروپا که مدام ایران را به «خویشتنداری» فرامی‌خواند، هیچ اقدامی برای وادار کردن آمریکا به بازگشت به تعهداتش نکرد. حتی سازوکار «اینستکس» نیز به یک شوخی تلخ بدل شد. اکنون، پس از گذشت هفت سال از خروج آمریکا از برجام، اروپا به جای آنکه پاسخگو باشد، مکانیسم ماشه را فعال می‌کند تا نشان دهد از همان آغاز، شریک جرم واشنگتن بوده است.
  برجام؛ توافقی که بیش از آنکه زنده باشد، مرده بود
برجام در ظاهر 10 سال عمر کرد، اما درواقع هفت سال از این مدت در مرگ به سر برد. سه سال نخست نیز دستاوردی جز فروش آب‌نبات‌های توخالی به ملت ایران نداشت. هیچ سرمایه‌گذاری خارجی جدی به کشور نیامد، نفت ایران همچنان در قید محدودیت ماند و بانک‌های بزرگ جهان در زمان ریاست جمهوری اوباما نیز جرأت کار با ایران را پیدا نکردند.
از اردیبهشت ۹۷ که آمریکا رسماً از برجام خارج شد، این توافق رسماً به جنازه‌ای متعفن بدل شد. با این حال، اروپا و برخی جریان‌های داخلی همچنان اصرار داشتند که «این مرده را باید زنده نگاه داشت». امروز دیگر این حقیقت آشکار شده است که برجام نه معجزه بود و نه شاهکار، بلکه فاجعه‌ای بود که همه ابزارهای حقوقی و سیاسی ایران را در اختیار دشمن قرار داد.
 هشدار روحانی در 98 به خروج از NPT 
و تأکید دولت چهاردهم
اردیبهشت ۹۸، حسن روحانی در نامه‌ای رسمی به طرف‌های باقی‌مانده در برجام هشدار داد که اگر مکانیسم ماشه علیه ایران فعال شود، پاسخ جمهوری اسلامی خروج از پیمان NPT خواهد بود. این هشدار روشن و بی‌پرده، در حافظه دیپلماتیک کشور ثبت شد.
اکنون در دولت چهاردهم نیز مقامات وزارت امور خارجه بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که این نامه همچنان نصب‌العین سیاست ایران در قبال مکانیسم ماشه است. در یک سال گذشته، بارها تأکید شد که «خروج از NPT» پاسخ قطعی ایران به هرگونه سوءاستفاده غرب از مکانیسم ماشه خواهد بود. بدین معنا، ایران پیشاپیش گزینه خود را روی میز گذاشته و از موضعی شفاف و مقتدرانه سخن گفته است.
  غربگرایان و لاپوشانی یک افتضاح تاریخی
جریان غرب‌گرای داخلی که روزی برجام را «معجزه الهی» و «فتح‌الفتوح» می‌نامید، امروز تمام توان خود را صرف لاپوشانی افتضاح مکانیسم ماشه کرده است. آنان به جای پاسخگویی به افکار عمومی، با حمله به محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور اسبق دولت‌های نهم و دهم و سعید جلیلی مذاکره‌کننده ارشد ایران در آن زمان می‌کوشند افکار عمومی را منحرف کنند.
این در حالی است که حقیقت روشن است: پرونده هسته‌ای ایران در دوران مذاکرات همان جریان (در دولت اصلاحات ) و علی‌رغم تمام عقب‌نشینی‌های حسن روحانی و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در زمان دولت اصلاحات با هفت قطعنامه شورای حکام روبه‌رو شد. آخرین قطعنامه زمینه‌ساز ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بود. امروز همان جریان، که روزی از برجام با وجود مکانیسم ماشه شاهکار دیپلماتیک می‌ساخت، تلاش می‌کند با هراس‌افکنی مردم را از تبعات آن بترساند.
آنان به شکلی غیراخلاقی در حالی که بیشترین تقصیرات را در موضوع پرونده هسته‌ای داشته و دارند و در حالی که تمام بهانه‌های واهی آژانس درباره برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران به زمان مدیریت آنان باز می‌گردد، سعی در مقصر نشان دادن دولت نهم و دهم در موضوع هسته‌ای و فرار از پاسخگویی درباره عملکرد خود چه در زمان مذاکرات دولت اصلاحات و چه در زمان برجام دارند.
آنان همچنین سعی در کتمان این واقعیت دارند که فروش نفت ایران در زمان دولت دهم و در سایه تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت هیچ‌گاه سقوطی همچون سال‌های پایانی دولت روحانی را تجربه نکرد و در سال ۲۰۱۱، ایران با وجود فعال بودن هر شش قطعنامه تحریمی، به درآمد نفتی ۸۰.۳ میلیارد دلاری دست یافت. این رقم دومین درآمد نفتی بالا در تاریخ ایران پس از انقلاب بود.
حتی پیش از آن، در سال ۲۰۰۸، ایران با وجود پنج قطعنامه فعال، ۸۱.۹ میلیارد دلار از صادرات نفت درآمد کسب کرد.
۲ سال از زیست پنج ساله ایران ذیل هر پنج قطعنامه در دولت احمدی‌نژاد گذشت و طی این مدت هموار میزان فروش نفت کشور سعودی و بیش از سال قبل بود.
نکته قابل توجه اینکه در سال بعد از فعال شدن ۶ قطعنامه و‌ به‌ویژه مهم‌ترین آن یعنی قطعنامه ۱۹۲۹ صادرات نفت ایران رشد کرده و فقط در سال ۲۰۰۹ بعد قطعنامه ۱۸۰۳ و ۱۸۳۵ درآمد نفتی کم شده که علت این افت نه تحریم بلکه افت ۳۰ درصدی قیمت جهانی نفت است.
افرادی امروز سعی در ترساندن مردم از تبعات مکانیسم ماشه دارند که پایین‌ترین رکورد فروش نفت در تاریخ پس از انقلاب را به ثبت رسانده و رقم فضاحت بار 200 هزار بشکه را در دولت دوازدهم(دولت دوم حسن روحانی) بدون هیچ قطعنامه شورای امنیت و در سایه برجام به ثبت رساندند.
  مکانیسم ماشه؛ تهدید توخالی اما پرهیاهو
غربگرایان می‌گویند مکانیسم ماشه می‌تواند تحریم‌های بین‌المللی را بازگرداند. اما آنان عامدانه از یاد می‌برند که سال‌هاست همه تحریم‌های اصلی آمریکا و اروپا بر سر ایران سنگینی می‌کند. جدای از بی‌ثمری برجام در سالیان اولیه خود، خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ عملاً تمامی تعهدات اسمی لغو تحریم را نیز بی‌اثر کرد. پس چه چیزی برای بازگشت باقی مانده است؟
واقعیت این است که مکانیسم ماشه بیش از آنکه تهدیدی واقعی باشد، ابزار روانی و تبلیغاتی است. دشمن می‌خواهد با هیاهو و جنگ روانی، روحیه ملت ایران را هدف قرار دهد. اما تجربه نشان داده است که ملت ایران در برابر فشار، سخت‌تر و مقاوم‌تر می‌شود.
  پیمان NPT؛ نیم قرن عضویت، صفر دستاورد
۵۵ سال از پیوستن ایران به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) می‌گذرد. در این مدت، ایران همیشه به تعهدات خود پایبند بوده، اما کوچک‌ترین دستاوردی از این پیمان نصیبش نشده است. نه‌تنها هیچ حمایتی از سوی آژانس و کشورهای غربی دریافت نکرده‌ایم، بلکه همین عضویت به ابزاری برای فشار و محدودسازی توان هسته‌ای کشور بدل شده است.
NPT در اصل بر پایه دو اصل بنا شده است: تعهد قدرت‌های هسته‌ای به کنترل تسلیحات و حق اعضا برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای.
هیچ‌کدام از این دو اصل برای ایران محقق نشده است. نه ابرقدرت‌های هسته‌ای به سمت کنترل و خلع سلاح هسته‌ای حرکت کردند، نه از هسته‌ای شدن بازیگران 
غیر عضوی مثل رژیم اسرائیل ممانعت به‌عمل آمد و نه ایران از مواهب این پیمان برای استفاده آزادانه از حقوق خود بهره‌مند شود.
  ادامه حضور در NPT؛ 
دهن‌کجی به استقلال و اهانت به ملت ایران
ادامه حضور ایران در پیمان NPT پس از نیم قرن تجربه تلخ، معنایی جز دهن‌کجی به استقلال ملی و اهانت به ملت ایران ندارد. ملتی که با خون شهیدان و مقاومت بی‌نظیر، هزینه سنگین برای دستیابی به حقوق هسته‌ای خود داده است، چرا باید همچنان در قید و بند پیمانی باقی بماند که کوچک‌ترین حق او را به رسمیت نمی‌شناسد؟ مگر نه اینکه این پیمان، طبق نص صریح خود، حق بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را برای اعضا تضمین کرده است؟ پس چرا ایران در همه این سال‌ها، به‌ جای بهره‌مندی از این حقوق، شاهد اعمال سخت‌ترین محدودیت‌ها، بیشترین بازرسی‌ها و سنگین‌ترین تحریم‌ها بوده است؟
  NPT برای ایران نه سند همکاری و تعامل
 بلکه سند اسارت و محدودیت بوده است
واقعیت این است که NPT برای ایران نه سند همکاری و تعامل، بلکه سند اسارت و محدودیت بوده است. آژانس انرژی اتمی، که باید نقش حامی و ناظر بیطرف را ایفا کند، عملاً در تمام این سال‌ها به بازوی فشار قدرت‌های غربی بدل شده و با گزارش‌های سیاسی و مغرضانه، به ‌جای دفاع از حقوق ملت ایران، علیه او اقدام کرده است. از این‌رو، ادامه ماندن در این پیمان، نه‌تنها هیچ نفعی ندارد بلکه تداوم یک تحقیر تاریخی است.
خروج از NPT به معنای خروج از انفعال و اعلام صریح این پیام است که ایران حاضر نیست عزت و استقلال خود را قربانی بازی‌های دوگانه غرب کند. حضور در این پیمان، آن هم پس از ۵۵ سال نقض آشکار حقوق ملت ایران، چیزی جز رسمیت‌بخشی به سلطه‌جویی قدرت‌های هسته‌ای و پذیرش داوطلبانه زنجیرهای تحمیلی آنان نیست. ملت ایران سزاوار چنین اهانتی نیست و راه درست، همان است که دلسوزان و کارشناسان بارها تأکید کرده‌اند: رهایی از قید و بند NPT و بازیابی کامل استقلال هسته‌ای کشور.
  آژانس؛ ابزار فشار نه نهاد بیطرف
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که باید بازوی اجرائی و نظارتی NPT و ضامن حقوق هسته‌ای اعضا باشد، عملاً به بازوی فشار غرب بدل شده است. گزارش‌های سیاسی و مغرضانه دبیرخانه آژانس، بازرسی‌های فراتر از تعهد، افشای اطلاعات محرمانه تأسیسات ایران، و همسویی آشکار مدیرکل جاه‌طلب آن با رژیم صهیونیستی، همه نشان می‌دهد که آژانس نه بیطرف است و نه فنی.
وقتی مدیرکل آژانس به راحتی از رژیمی حمایت می‌کند که حتی عضو NPT نیست و صدها کلاهک هسته‌ای در زرادخانه دارد، دیگر چه جای تردید می‌ماند؟ خروج ایران از چنین پیمان و نهادی، نه تهدید، بلکه فرصتی برای رهایی از سوءاستفاده‌های غربی‌هاست.
  خروج از NPT؛ خواسته دیرینه دلسوزان ملت
بسیاری از دانشمندان و صاحب‌نظران روابط بین‌الملل و حتی بنیانگذاران صنعت هسته‌ای کشور سال‌هاست بر لزوم خروج ایران از NPT تأکید کرده‌اند. مرحوم دکتر اکبر اعتماد، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، بارها در مصاحبه‌های خود تصریح کرده بود که عضویت در NPT هیچ سودی برای ایران ندارد. او خاطره‌های متعددی از خیانت و خدعه غربی‌ها در دوران رژیم پهلوی نقل کرده و معتقد بود که راه حفظ استقلال هسته‌ای ایران، خروج از این پیمان است. اکنون، پس از دهه‌ها تجربه تلخ، سخن دلسوزان به حقیقت پیوسته است.
خروج ایران از پیمان NPT نه‌تنها یک اقدام حقوقی و فنی است، بلکه به معنای بازنگری راهبردی دشمن در محاسبات منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود. غرب و به‌ویژه آمریکا و اروپا، طی پنج دهه گذشته، ایران را در چارچوب این پیمان مهار کرده و با ابزارهایی همچون آژانس انرژی اتمی، تحریم‌ها و محدودیت‌های هسته‌ای، استقلال کشور را هدف قرار داده‌اند. اما وقتی ایران تصمیم می‌گیرد از این قید و بند رها شود، این معادله به‌طور کامل تغییر می‌کند.
  خروج از NPT محاسبات دشمن را 
به دو محور اساسی محدود می‌کند
درواقع، خروج از NPT محاسبات دشمن را به دو محور اساسی محدود می‌کند: یا پذیرش واقعیت استقلال هسته‌ای ایران و احترام به حقوق مسلم آن، یا قرار گرفتن در مقابل یک ایران مقتدر و بازدارنده که دیگر در چارچوب‌های ظالمانه غرب محدود نمی‌شود. این تغییر استراتژیک، بیش از هر اقدام دیگری، شانس ایران برای تضمین امنیت، پیشرفت و آزادی عمل در عرصه منطقه‌ای و جهانی را افزایش می‌دهد.
 تهیه طرح سه فوریتی خروج ايران از NPT
در همین راستا نیز حاجی دلیگانی نایب‌رئیس اول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از تهیه طرح سه فوریتی خروج ايران از معاهده پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) و پروتكل الحاقي آن خبر داد و گفت: این طرح هفته پیش‌رو در مجلس مطرح می‌شود.
  راهبرد امروز ایران: عمل متقابل، نه انفعال
واقعیت این است که غرب زبان منطق و مذاکره را نمی‌فهمد. آنچه برای او مهم است، زبان قدرت و تهدید متقابل است. در برابر مکانیسم ماشه، بهترین و قاطع‌ترین پاسخ، خروج از NPT است. این اقدام نه‌تنها پیام روشنی به غرب می‌دهد، بلکه نشان می‌دهد ایران دیگر حاضر نیست در چارچوب‌های ظالمانه و یک‌طرفه بازی کند.
برخلاف آنچه غربگرایان می‌گویند، خروج از NPT نه به معنای ساخت سلاح هسته‌ای، بلکه به معنای بازیابی استقلال هسته‌ای ایران است. ایران بارها اعلام کرده که دنبال سلاح هسته‌ای نیست. اما این تصمیم نباید ابزار فشار و گروکشی دشمن شود.
«جرج فریدمن» مدیرکل آژانس اطلاعات و مراقبت راهبردی آمریکا و از چهره‌های شاخص در عرصه تحلیل‌های راهبردی ـ که به ‌عنوان یکی از نزدیکان مورد اعتماد کاخ سفید شناخته می‌شود ـ در کتاب خود با عنوان «دهه‌ آینده» پرده از واقعیتی برداشت که سال‌هاست جمهوری اسلامی ایران بر آن تأکید می‌کند. فریدمن در این اثر تصریح می‌کند: «اولویت دولت آمریکا در خاورمیانه، جلوگیری از پیشروی ایران است.» او در ادامه تأکید می‌کند که «مشکل آمریکا با ایران اساساً مسئله هسته‌ای نیست، بلکه واقعیت این است که ایران نشان داده است حتی در شرایط قطع رابطه کامل با آمریکا و در فضای خصومت آشکار با این کشور، می‌تواند به بزرگ‌ترین قدرت نظامی و تکنولوژیک منطقه بدل شود. همین پدیده است که ایران را به الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشورهای اسلامی و منطقه‌ای تبدیل کرده است.»
این اعتراف روشن، تمام ادعاهای واهی آمریکا و غرب درباره «نگرانی‌های هسته‌ای» را برملا می‌سازد. غرب نه از غنی‌سازی اورانیوم و سانتریفیوژهای ایران، بلکه از استقلال، پیشرفت و قدرت‌یابی ایران در شرایط تحریم و فشار هراس دارد. بر همین اساس، مکانیسم ماشه، برجام، تحریم‌ها و فشارهای دیپلماتیک همه پوششی برای همان هدف اصلی است: مهار و متوقف کردن الگویی به نام جمهوری اسلامی.
  سیلی سخت، پاسخی درخور گستاخی
اروپا با فعال کردن مکانیسم ماشه، برای چندمین بار نشان داد که برجام چیزی جز یک تله برای ایران نبود. اکنون، در پایان یک دهه تجربه تلخ، جمهوری اسلامی با سیلی سخت خروج از NPT نشان خواهد داد که دیگر حاضر نیست پذیرای این نمایش‌های مضحک باشد.
این تصمیم، نه‌تنها پاسخ به گستاخی اروپا و آمریکا است، بلکه پیامی روشن از جانب ملت ایران است: عزت، استقلال و حقوق ملی قابل معامله نیست. راهی که ایران در پیش گرفته، مسیر پیشرفت، اقتدار و بازدارندگی است. غرب اگر می‌خواهد در برابر ایران زبان تهدید را به‌کار گیرد، باید بداند که پاسخ ایران تهدیدی بزرگ‌تر و کوبنده‌تر خواهد بود.