گلادیاتورهای عصر جدید
1- سالها پیش از میلاد مسیح(ع) است و میدان نبرد در حصار مردمانی است که برای دیدن مبارزه مردان جنگجوی شهر گِرد آمدهاند. مبارزه آغاز میشود، هر یک از مبارزان برای نجات جان خویش از این سو به آن سوی «آمفیتئاتر» میروند و برای پیروزی بر رقیبان تلاش میکنند. آنان که سربلند از کارزار بیرون میآیند «چهره» میشوند و «گلادیاتور»های محبوب شهر لقب میگیرند و از آن پس چشم امید شهریاران برای مبارزات پیش رو خواهند بود.
گلادیاتورها عموماً افرادی عادی بودند که از میان بردگان سر برآورده و به دلیل تواناییهای رزمی در مبارزاتی که در آمفیتئاترهای میادین شهرهای رم باستان تدارک دیده میشد میدرخشیدند. این مبارزات در ابتدا صورت رسمی داشت و در مراسمات ویژه برگزار میشد اما در سالهای پایانی عمر حکومت رم، این نبردها که از حمایتهای مالی برخوردار بود رونق یافت و به وسیلهای برای سرگرمی مردم تبدیل شد. حالا دیگر این مبارزات علاوه بر شهر رم، در نقاط مختلف امپراطوری برپا میگشت.
رفته رفته با عمومیت یافتن این مراسم در میان مردم، حاکمان وقت که حکومت متزلزلی داشتند از این حربه برای تهییج مردم به منظور شرکت در جنگها استفاده میکردند. آنها چند مبارزه هیجانانگیز بین گلادیاتورهای برتر برگزار میکردند و با این کار احساسات جنگطلبانه را میان سربازان و مردم عادی رواج میدادند تا بتوانند هزینههای مالی و زمینههای اجتماعی و سیاسی جنگها را بپذیرند. گاهی نیز امپراطوران رم برای پنهان کردن مشکلات سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی خود، این قبیل مراسمات را برگزار میکردند تا توجه مردم از این مشکلات دور شده و با تماشای گلادیاتورهای مورد علاقهشان مشغول شوند.
گلادیاتورهایی که معروف میشدند و نامشان بر سر زبانها میافتاد، موجب افزایش اعتبار صاحبان خود بوده و از جایگاه ویژهای برخوردار میشدند اما باز هم تحت فرمان صاحبان خود بودند.
2- اما حدود 2 هزار سال پس از میلاد مسیح(ع)، گلادیاتورهای عصر جدید، به جای زره و کلاهخود، لباس «مارک» میپوشند و به جای سپر، ساعت «برند» به دست میبندند و در «نمایشگاههای مد» (Fashion Shows) به جای آمفیتئاتر به هنرنمایی میپردازند. البته گروه دیگری از این «نوگلادیاتورها» در محیطهایی شبیه همان آمفیتئاترهای رم باستان و به عنوان ورزشکار مردم را به وجد میآورند. آنقدر مردم سرگرم تماشای قهرمانان مورد علاقه خود میشوند که تمام مشکلات را برای چند ساعت فراموش میکنند. آنقدر این فراموشی عمیق است که هر بار در گردهمایی بزرگ گلادیاتورهای فوتبالیست، افرادی با خیال آسوده به یک سرزمین بیپناه حمله میبرند اما کسی در آن ساعات شور و هیجان توجهی به این موضوع ندارد.
مبارزانی که قرنها پیش در نبردها خوش میدرخشیدند و در ازای پیروزیهایی که به دست میآوردند به جایگاهی رفیع میرسیدند امروز در لباسی دیگر رخ مینمایند. این بار هم نشان شوالیه به پاس خوشخدمتیهای مشاهیر فرهنگی و هنری و ورزشی اعطا میشود.
3- سرنوشت گلادیاتورهای قدیم و جدید هم بسیار به هم شبیه است. آنهایی که وفادار میمانند جایگاه خود را حفظ میکنند اما آنهایی که نافرمانی میکنند، یاغی محسوب شده و محکوم میشوند. گاهی شنیده میشود که یک هنرپیشه یا ورزشکار و ... از همین مشاهیر وفادار به سیستم، از راه رفته باز میگردد اما بیدرنگ حذف میشود. او که تا چند روز قبل از انتخاب زندگی جدید خود، ستاره بود و بر صدر اخبار مینشست، به یک چشم بر هم زدن مغضوب شده و طرد میگردد، همانطور که «اسپارتاکوس»، یکی از بهترینهای ارتش رم، وقتی برای باز پس گرفتن آزادی از دست رفته با یاران خود قیام کرد، محکوم به مرگ شد.