کد خبر: ۳۱۶۷۱۷
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۳

تسلط بر گلوگاه‌های انرژی و کریدورهای تجاری، هدف آمریکایی- عبری از رؤیای «اسرائیل بزرگ» است

طرح «اسرائیل بزرگ» که هفته گذشته از سوی بنیامین نتانیاهو مطرح شد، تنها یک ایده توسعه‌طلبانه سرزمینی نیست، بلکه نقشه‌ای راهبردی برای تسلط بر شاهراه‌های انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی مانند کانال سوئز و خطوط لوله نفتی منطقه است.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ ایده «اسرائیل بزرگ» این روزها بار دیگر به موضوع بحث محافل سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده است. طرحی که بر اساس سخنان اخیر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو به معنای گسترش قلمرو این رژیم تا مرزهای کشورهای عربی همچون سوریه، عراق، لبنان، اردن، کویت، عربستان و حتی مصر تعبیر می‌شود.
در نگاه نخست، این پروژه به‌عنوان طرحی توسعه‌طلبانه و سیاسی شناخته می‌شود، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد هدف اصلی آن فراتر از تصاحب زمین است. 
این ایده می‌تواند با تجمیع منابع کشورهای هدف، حدود ۵۰۰ میلیارد بشکه نفت را تحت اختیار رژیم صهیونیستی قرار دهد؛ یعنی چیزی نزدیک به ۳۰ درصد از ذخایر نفتی جهان. علاوه‌بر آن، حدود هفت درصد ذخایر گاز دنیا نیز در حوزه نفوذ مستقیم این رژیم قرار می‌گیرد.
اما بعد ژئوپلیتیکی این ماجرا حتی از منابع انرژی نیز مهم‌تر است. بر اساس تحلیل کارشناسان، تحقق طرح «اسرائیل بزرگ» به معنای تسلط بر کانال سوئز و خط لوله سومد است. این دو مسیر حیاتی، شاهراه اصلی انتقال انرژی بین خلیج‌فارس، اروپا و مدیترانه به شمار می‌روند.
تنها کانال سوئز میزبان بیش از ۱۲ درصد تجارت دریایی نفت جهان است و کنترل آن می‌تواند معادلات انرژی جهانی را دگرگون کند. به بیان دیگر، اگر رژیم صهیونیستی بتواند با حمایت آمریکا نفوذ خود را به این مناطق گسترش دهد، عملاً بر جریان تجارت انرژی از غرب آسیا به اروپا و حتی شرق آسیا مسلط خواهد شد. 
این یعنی واشنگتن و تل‌آویو با یک تیر چند نشان می‌زنند: کاهش نقش ایران در ترانزیت انرژی، تحت فشار قرار دادن روسیه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت و گاز، و کنترل مستقیم شریان حیاتی اقتصاد اروپا.
این نکته‌ای است که رهبر انقلاب در سخنرانی جمعه نصر سال گذشته خود به آن اشاره و هدف نهائی محور آمریکایی- عبری
 را تبدیل رژیم صهیونیستی به دروازه انرژی و کالا بین شرق و غرب عنوان کرده بودند.
کارشناسان بر این باورند که طرح اسرائیل بزرگ، در اصل ادامه پروژه‌های آمریکایی برای مهندسی ژئوپلیتیک منطقه است. توافق ابراهیم، کریدور آیمک (عرب- مدیترانه) و حتی تلاش برای عادی‌سازی روابط اعراب با تل‌آویو، همگی در همین چارچوب تعریف می‌شوند.
آمریکا از طریق رژیم صهیونیستی به‌ دنبال آن است که مسیرهای انرژی و تجاری جهان را بازطراحی کرده و نقطه‌های کلیدی همچون سوئز، حیفا و بنادر خلیج‌فارس را زیر سایه نفوذ خود ببرد.