اعجـاز فرهنگ نذری و نشستن سر سفره اباعبدالله(ع)
فائقه بزاز
بخش پایانی
در شماره گذشته از تأثیر حضور در روضه و هیئت برای تکریم مقام اباعبدالله(ع) و سوگواری بر مصیبت ایشان و تأثیر آن بر سلامت فردی و اجتماعی گفتیم. اینکه چگونه حضور عزادار در این سوگواری محرم و صفر سبب ایجاد و تقویت مقاومت و آزادگی و نیز نشاط میشود. در این شماره به بیان یکی از مهمترین مؤلفههای همدلی اجتماعی یعنی پخت نذری و همسفرگی میپردازیم. رسمی کهن که میان ایرانیان و مسلمانان جایگاه ویژهای دارد.
غذا و همسفره بودن از مهمترین ابزارهای همدلی است. حتی غذا را میتوان یکی از ابزارهای قوی دیپلماسی در دنیا دانست که سبب قرت نرم میشود.
فرهنگ نذری هم که از دورانهای کهن میان ایرانیان جایگاه ویژهای داشته، ایرانیها در دنیا به پهن کردن سفره برای دیگران معروفاند بهویژه که قرار باشد این اطعام به عنوان فاخر «نذری» مزین شود.
در ایام قدیم نذری عاشورا، به فراخور موقعیت متفاوت بوده، آش، آبگوشت و حلوا از جمله نذریهای محرم بوده است؛ اما رنگین شدن سفرهها به نذریهای محرمی نیز رسیده و پلو و خورش، ساندویچ، چلوکباب و حتی پیتزا هم سر از سفرههای محرمی درآوردهاند. اما با وجود ابتکار عمل و هنرنمایی سرآشپزهای هیئتی، هنوز پلوخورش قیمه حرف ثابت و اول را میزند.
حالوهوای دلپذیر مطبخ خانههای حسینی
قیمه را از هر طرف بخوری خوشمزه است! ترکیبی از دانههای یکدست لپه، شناور در دریای سرخ و آتشین آب و روغن، همراه با توپکهای کوچک لیموعمانی و شهد ترش و شیرینی که از شکافهایش تراوش میکند و میدود لابهلای لپهها، مزین به خلالهای زرد سیبزمینی. پلواش هم که زعفرانی باشد و کنارهاش تهچینهای جانانه بیشتر دلبری میکند. قیمه چه مامانپز باشد چه رستورانی لذیذ و فرحبخش است؛ اما قیمههای دیگی ارباب با عطر هوسانگیز هل و جوز هندی و گلاب و پلوی دم کشیده زیر سایه خیمه آقا اباعبدالله(ع) حکایتهای شیرین و جانبخش دیگری دارد. پلو خورشتی جانانه که از دیرباز جزو لاینفک خیمه و چادر و تعزیه و منبر بوده است؛ دیگهای کوچک و بزرگ و اجاقهای عظیم و گاهی هم آتش و زغال و هیزم زیر سقف خیمهها تدارک داده میشدند تا غذای محبوب و متبرک در دستان خسته از عزاداری و گریه و سینهزنی قرار گیرد و مایه شفابخشی احوالات عزاداران حسینی شود. حالوهوای دلپذیر مطبخ خانههای حسینی و خادمانی که بارها پای دیگهایشان بغضکردهاند، خودشان روضه خواندهاند و غذایشان را با ذکر و نام اهلبیت(ع) معطر کردهاند؛ خادمانی که نفسشان آغشته به ذکر اهلبیت(ع) است و حالا دوباره با شروع محرم، آستین همت بالا زدهاند تا نذورات مردم را زیر سایه خیمه امام حسین(ع) و با رعایت دقیق دستورات بهداشتی پخت کنند و به دست مردم برسانند.
مستحبی که واجب است!
رژیم غاصب صهیونیسم که حمله کرد خیمهها پابرجاتر شد؛ اما به سبک و سیاقی دیگر. اجتماعات بزرگتر و سازماندهیشدهتری شکل گرفت تا مبادا پاسداشت محرم از نفس بیفتد و همدلانهها تقویت شد.
به قول آیتالله گلپایگانی؛ «منبر رفتن و موعظه کردن مستحب است، اما روضه خواندن واجب است. بعضیها بگویند عزاداری برای امامحسین(ع) واجب نیست، اما یک مستحبی است که دهها واجب را حفظ میکند. از دل آن، دهها واجب زاییده میشود. مرحوم امام میفرمودند ما هرچه داریم از محرم و صفر داریم. یعنی ما هرچه داریم از عزاداری امام حسین(ع) داریم. مستحب است، ولی یک مستحبی است که واجبات را حفظ میکند. همانطوری که میگویند مقدمه واجب، واجب است. عقلاً این عزاداری واجب است. به یک معنا ستون خیمه اسلام است و این ستون را باید حفظ کرد تا این خیمه فرونریزد.»
در احادیث و روایات نیز آوردهاند: «هنگامی که پیامبر(ص) خبر شهادت امام حسین(ع) را به حضرت فاطمه (س) دادند آن حضرت بهشدت گریه کردند و گفتند: پس چه کسی برای فرزندم گریه میکند و مجلس عزا و مصیبت او را برپا میکند؟»
رسول خدا (ص) فرمودند: «ای فاطمه! زنان امت من بر زنان اهلبیت من میگریند و مردان امت من بر مردان اهلبیتم میگریند و عزای فرزند مرا هر ساله طایفهای بعد از طایفهای تازه میکنند پس چون روز قیامت شود تو زنان را شفاعت کنی و من مردان را.» (البکاء للحسین ص 66)
همدلیهای جانانه
اصلاً قیمه جنس غمش فرق میکند! حتی اگر قیمت گوشت و لپه سر به فلک بکشد باز هم قیمه، سالار غذاهای نذری است. بازار محرم اما قضیهاش متفاوت است. کاسبها و فروشندهها که بفهمند قرار است برنج و لپه و لیمو عمانیشان خرج امام حسین شود فتیله قیمتها را پایین میکشند و حسابی با خریدار راه میآیند.
فرقی هم نمیکند استکبار جهانی حمله کرده یا نکرده باشد، همیشه قیمه هیئت برای مردم، عزیز و خوشمزه است. حتی اگر کنار خیابان و میدانهای شهر میان مردم پخش شود یا درب منزل به دست عزاداران اباعبدالله(ع) سپرده شود.
گاهی هم این غذای عزیز و لذیذ بهانهای میشود برای شوخی؛ مثلاً خیلیها تصویر طبقات یخچالشان را که پر از ظرفهای کوچ و بزرگ قیمه نذری است به اشتراک میگذارند تا به دیگران بفهمانند در گرفتن غذای هیئت خوشاقبالتر بودهاند.
گاه هم قیمه مظلوم واقع شده، میشود هدف حمله برای زیر سؤال بردن ارزشها. مثل کنایههای تندوتیز قشر روشنفکرنما و اینکه گرفتن غذای مفت و مجانی باعث استقبال مردم از هیئتهای مذهبی است. کاش این قشر هم تجربه حضور زیر خیمه اباعبدالله(ع) و لذت ناب عزاداری و کسب توشه معنوی برای اهلبیت را از اعماق وجودشان درک میکردند و به لذت حقیقی میرسیدند. اگرچه که بودهاند افرادی که به نیتهایی غیر از سوگواری به مجلس ارباب آمده و دگرگون شدند. به قول یکی از منبریها؛ «خیلی به عشق قیمه میآیند و میفهمند گریه برای مظلومیت آقا و ارباب خوشمزهتر.»
خیلیها بودهاند با یکبار نشستن سر سفره حضرت سیدالشهدا(ع) مجذوب این فضا و گرفتار عشق و ارادت به اهلبیت(ع) شدهاند و حضور در مجلس حضرت سیدالشهدا(ع) را ترک نکردهاند و این مداومت به شیفتگی و ارادت نسبت به آن حضرت و تأثیر برای رفع نقصها و عیبهای شخصیتی یا ترک گناه، ختم شده است.
تاریخچه قیمه نذری
کسی نمیداند چه شد که غذای غالب و قالب هیئتها برای نذری شد قیمه. چون قیمه هم گوشت دارد و همغذای نسبتاً سختی است. تمهیداتش زیاد است گوشتها باید ریز شوند. لپه و رب گوجه سرخ شوند و زمان زیادی هم برای سرخ کردن سیبزمینی اختصاص یابد. پاک کردن و دم کردن پلواش با آن حجم وسیع، داستان خودش را دارد.
برخی معتقدند غذای معمول نذری قیمه است؛ چون درگذشته نگهداری گوشت قیمهای راحتتر بوده، مردم قدیم از گوشت ذخیره شده که به آن قورمه میگفتند، استفاده میکردند که این گوشت بیشتر مناسب قیمه بود. البته در مراسمهای تهران قدیم بیشتر با آبگوشت و گوشتکوبیده و گاهی عدسپلو هم از میهمانان حضرت پذیرایی میشده است.
در تکیهها و هیئتهای قدیم گاهی از محل صرفهجویی مردم و بهتدریج در طول سال این آذوقه را فراهم میکردند و قیمه هیئت با دهها من برنج و لپه و گوشت قورمه توسط آشپزهایی که خودشان هم گاهی در مداحی دستی بر آتش داشتند، فراهم میشد. قدیمها غذا در سینیهای دایرهشکلی که به آنها دوری میگفتند، در اختیار عزاداران قرار میگرفت. دور هر سینی هم پنج یا شش نفر مینشستند و هر کس از جلوی خودش شروع به خوردن میکرد. بعدتر دوریها به بشقابهای فلزی تکنفره تبدیل شد و رسید به امروز که ظرفهای یکبار مصرف جای ظروف قدیمی را گرفت.
برخی آشپزهای قدیمی هیئات هم معتقدند رسم قیمه دادن سنتی است که از قدیم پابرجا بوده و قدمتش به بیش از ۱۰۰ سال یا ۱۵۰ سال میرسد. از آن زمان غذای قرمهسبزی و قیمه غذای خانوادههای مرفه بوده و چون در سنت ما از قدیم مردم بهترین غذایشان را برای اباعبدالله(ع) کنار میگذاشتند. قیمه و قورمه از آن موقع باب شد. برخی بالاتریها فسنجان هم میدادند. البته امروزه کار به ساندویچ و پیتزا هم رسیده که از نظر برخی جالب است و طبق برخی نظرات بدعتی است که مثل وصلهای ناجور توی ذوق میزند.
ما نمکگیر شماییم
در پخت غذا هیچ چیزی به جز نیت اثرگذار نیست. از قدیم به مادران توصیه شده حتی در ایامی غیر از محرم و صفر برای ورود به آشپزخانه که آستین بالا میزنند ذکر یا حسین و یا زهرا زمزمه زبانشان باشد. هم آرامشبخش است هم طعم غذا را متبرک میکند.تأکیدات و توصیههای دیگر بر این است که اگر مادری در دوران بارداری یا شیردهی دوست داشته باشد که فرزندش محبت امامحسین(ع) را در دل داشته و پیرو آن حضرت باشد، میتواند فرزندش را نمکگیر آن حضرت کند. پدرانمان نیز برکت کسبوکارشان را مشارکت در برپایی خیمه و پخت غذای سیدالشهدا میدانند. رسمی که نباید تنها به ایام محرم و صفر محدود شود بلکه در تمام اوقات و ایام تا پایان عمر مراقبت شود.
در رابطه مراقبت از سبک زندگی محرمی و تعمیم آن به همه مراحل زندگی حجتالاسلام عاملی، میگوید: «این فخر بزرگی است که کسی بشود عزادار سیدالشهدا. اما بعد از محرم شایسته است یک عزادار توصیههایی را داشته باشد و الا عنوان عزاداری میشود مختص، عنوان عزادار میشود مختل.»
امام جمعه اردبیل در برنامه سمت خدا توصیه میکند: «اول اینکه عزیزان توجه بکنند که بعد محرم با امام حسین خداحافظی نکنند، امام حسین برای ده روز محرم نیست. دوم اینکه بعد محرم بد خرجی، ولخرجی، نکنند، یعنی آن اشک چشمی که قدرت خاموش کردن آتش جهنم را دارد، آتشی که «وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّماواتُ وَ الاَرض» آن را با غیبت، با تهمت، با بهتان، با حرام، با رشوه، از بین نبرد، تاراج نکنند، به مقصد برسانند و سوم اینکه توجه بکنند به لازمه عزاداری. عزاداری بیعت است،گریه بیعت است و زیارت سیدالشهدا بیعت است. کسی با امام حسین بیعت کرده است با خدا بیعت کرده است، چون آنها حرف شخصی ندارند. «واللهِ ما نَقُولُ آراءِنا»؛ حضرت فرمود: ما حرف شخصی نداریم و مفصل بحث کردیم که عزاداری دعوت از امام حسین(ع) است که به شهر ما بیاید، به منزل ما بیاید، به سیاست ما بیاید، به اقتصاد ما بیاید، به بازار ما بیاید. حسینی بودن متمایز بودن است.»
در پناه مادر
اگرچه که دستگاه امام حسین(ع) گاهی برای کسانی که عنادشان همیشگی است بستری برای عقدهگشایی است؛ اما سفره پر یمن و برکت آقا اباعبدالله(ع) خودی و غیرخودی نمیشناسد و با آغوش باز همه را در بر میگیرد.
این خرده کوتاهنظریها و تنگچشمیها نسبت به دستگاه باشکوه و معنوی سیدالشهدا حاصل کوتاهی در تقویت بنیه اعتقادی و تأثیر شبهات رنگارنگ بر افکار عمومی است. بدخواهان تشیّع، بسیار پرکارند و هر روز براي تشيّع، برای ولایت و برای عزاداری به شبههپراکنی میپردازند. تا مردم بهویژه جوانان نسبت به شرکت در جلسات عزاداری، سرد و بیانگیزه شوند. اما دستهای مهربان اباعبدالله و دعای مادرمان خانم فاطمه زهرا (س) پشتوپناهمان است تا همگی بهسلامت از مسیر پرحادثه شبهههای فکری و اعتقادی بهسلامت در گذریم و به کشتی شفاعت و نجات سروران شفیعمان در آییم و رستگار شویم.