برگی از تاریخ کمتر خوانده شده دفاع مقدس ؛
جاسوسان صدام در گرگان به دنبال چه بودند؟!
تاکنون بارها در باره اسیران سرافراز جمهوری اسلامی در سیاه چال های رژیم بعث صدام نوشته شده است، خاطرات اسیران و کتاب هایی چون «پاییکه جا ماند» خود گویای بخشی از مصائبی است که بر این عزیزان رفته است و قلم نگارنده عاجز از بیان جزء ناچیزی از کل آن مصائب است ولی کمتر به آنچه که اسیران عراقی در ایران با آن روبرو بودند پرداخته شده است .
این خود وظیفه نویسندگان توانمند و مسئولان امر را سنگین تر می کند که در میانه میدان جنگ حقوق بشری که دشمنان این ملت شریف هم عرض مسئله هسته ای آن را دنبال می کنند بخشی از تاریخ دفاع مقدس که ناظر بر برخورد انسانی جمهوری اسلامی با اسرای جنگی است را مرور کنند .
این مرور می تواند ناگفته های زیادی را فاش کند ، ناگفته هایی که میان هزاران سند تاریخی و بریده های جرائد دهه 60 می توان آن ها را یافت و نهادهای حقوق بشری که امروز منافقانه جمهوری اسلامی را به خاطر نکرده ها به چالش می کشند به میز محاکمه بکشاند .
در رفتار انسانی جمهوری اسلامی با اسیران جنگی عراقی هیچ شک و شبهه ای نیست. این خود در اعترافات اسرای عراقی بازگشته به میهن خود مستتر است و هزاران شاهد و نمونه در این باب می توان مثال زد. از سوی دیگر سازمان ملل که در نهایت و پس از حمله صدام به کویت، به تجاوز عراق به ایران اعتراف کرد و نیز نهادهای وابسته به این سازمان، در گزارش هایی به رفتار انسانی ایران با اسیران عراقی اشاره کردهاند.
گزارش های صلیب سرخ از محل های نگهداری اسرای عراقی به خوبی موید این نکته است که جمهوری اسلامی چون برادران مسلمان خود با این اسیران برخورد می کرده و بهانه گیران بین المللی در نهایت جز آن چه که تلاش ایران برای الگوسازی از جمهوری اسلامی برای اسرای عراقی از آن یاد می کردند چیزی عایدشان نمی شد.
با این وجود ماموران صلیب سرخ که در نهایت نقش ماموران سرویس های جاسوسی غرب و حتی صدام را بازی می کردند در بازدید از زندان هایی که اسرای عراقی در آن نگهداری می شدند سراغ کسانی را می گرفتند که به رژیم بعث عراق وفادار بوده و می توانستند نقش جاسوسان حرفه ای را بازی کنند .
این اسیران وفادار نیز حرفی برای گفتن از جمله شکنجه و ...نداشتند ولی در سخنان خود لیستی از خیل کثیر اسرای تواب و وفادار به اسلام را تهیه کرده و به صلیب سرخ می دادند تا این لیست ها در نهایت به دست رژیم بعث صدام رسیده و استخبارات عراق خانواده های این اسیران را مورد بازخواست ، شکنجه و حتی اعدام قرار دهد.
صلیب سرخ که وظیفه اش بازدید از زندان ها برای کسب اطلاع از وضعیت اسیران جنگی و نحوه برخورد با این اسیران طبق معاهدات بین المللی بود در این شرایط نقش یک جاسوس حرفه ای را بازی می کرد جاسوسانی در خدمت صدام !
این اقدام ماموران صلیب سرخ با برنامه های از پیش تعیین شده صورت می گرفت و طبیعی است اسیرانی که نامشان در لیست سیاه اسرای بعثی وجود داشت نگران خانواده های خود بودند که در عراق اسیر رژیم صدام بودند ! این خود زمینه های درگیری را به وجود می آورد ، درگیری میان اسرای عراقی ! این درگیری خود فاز دوم برنامه های صلیب سرخ را فراهم می ساخت یعنی تهیه گزارش های حقوق بشری از اقدامات به اصطلاح شدید و غیر انسانی جمهوری اسلامی با اسیران عراقی !
برنامه ای به دقت طراحی شده از سوی یک نهاد بین المللی که باید پاسدار و نگهبان امین جان اسیران باشد ولی در مقام یک جاسوس عمل می کند .
اردوگاه گرگان ...مهر 1363 !
روزنامه کیهان در شماره 5 آذر 1363 در این زمینه گزارش جالبی را منتشر می کند که خواندن آن با گذشت نزدیک به سه دهه خالی از لطف نیست .
در این گزارش به نقل از دکتر کمال خرازی سرپرست ستاد تبلیغات جنگ آمده است : به هنگام بازدید افراد صلیب سرخ از اردوگاه گرگان در روز 18 مهر 1363 یکی از نمایندگان صلیب سرخ در پاسخ به اسرای بعثی که به او شکایت کرده و اسرای مخالف رژیم عراق را مزاحم خود می خواندند ارائه طریق کرده و گفته است شما با هم متحد شوید در چنین شرایطی آن ها منزوی خواهند شد.
خرازی ادامه می دهد : پس از این اظهارات با آن زمینه های سیاسی و روانی و عقیدتی که بین اسرا وجود دارد دو اسیر بعثی لیستی از اسامی اسرای عراقی مخالف رژیم عراق را به نماینده صلیب سرخ تحویل می دهند که متقابلا اسرای ضد رژیم عراق که خود و خانواده های خود در عراق را در خطر می بینند تلاش می کنند لیست مزبور را از نماینده صلیب سرخ بگیرند که این تلاش منجر به درگیری اسرا می شود.
خرازی می گوید : این اولین بار نبوده که چنین لیست هایی بین اسرای بعثی و نمایندگان صلیب سرخ رد و بدل می شده است ، ماموران صلیب سرخ با گفتار و موضع گیری های خود شرایطی را ایجاد کرده اند که آتش زیر خاکستر برافروخته شود و به همین دلیل اسرای مخالف رژیم عراق مطلقا اعتمادی به نمایندگان سازمان ندارند و مایل به ارتباط با آن ها نیستند و فقط اسرای بعثی که گروهی از آنان سه اسیر هم وطن خود را به قتل رسانیده و مثله کرده اند برای تحویل اطلاعات در تماس با نمایندگان صلیب سرخ اصرار دارند و میان آنها روابط خوبی برقرار است.
سرپرست ستاد تبلیغات جنگ با نشان دادن نقشه اردوگاه گرگان محل وقوع حادثه را دقیقا مشخص کرد و افزود: نمایندگان صلیب سرخ در روز حادثه در مناطق مختلف اردوگاه پراکنده بودند. درگیری از گوشه شمال شرقی اردوگاه که یکی از نمایندگان صلیب سرخ در آن جا حضور داشت آغاز شد و سپس بر اساس یک سازماندهی قبلی تمام اردوگاه را در بر گرفت.
چنان چه به عیان دیده می شود نمایندگان صلیب سرخ در این حادثه نقش ماموران صدام را ایفا کرده و تلاش می کنند با اخذ لیست اسرای ضد رژیم بعث خانواده آنان را که به عنوان گروگان در عراق حضور دارند به خطر افکنند !
صلیب سرخ شاید امروز برای ما موضوعیتی نداشته باشد ولی به جد میتوان گفت اکثر سازمان های به اصطلاح حقوق بشری جاسوس دیکتاتور ها و استعمارگران بین المللی هستند جاسوسانی که نانشان در کشتار بیگناهان نهفته است !
خاطره ای از یک مستند ساز برای عیان شدن چهره منافقان !
در پایان کافی است به نقل خاطره ای از محمد حسین جعفریان مستند ساز انقلابی کشورمان بپردازیم تا واقعیت مدعیان حقوق بشر به عیان هویدا شود .
محمدحسین جعفریان در گفت وگویی به نقل خاطرهای از «کریستین امانپور» خبرنگار سی ان ان پرداخته و می گوید : وقتی که آمریکاییها بعد از ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کردند ما به مزار شریف سفر کردیم. در آنجا منطقهای بود به نام قلاع جنگی که تعدادی اسیر آنجا نگهداری میشد، من با مسئول اردوگاه مصاحبهای داشتم. از سفرهای قبلی هم که به افغانستان رفته بودم او را دیده بودم و میشناختم. ایشان برای اینکه لطفی در حق من بکند با لهجه افغانی خودش گفت جعفریان بیا من یک گروه از این اسرا را رها میکنم تا فرار کنند بعد آنها را به رگبار میبندم و تو فیلم بگیر.
وی ادامه می دهد : این فرصت برای خبرنگار جنگی خیلی وسوسهبرانگیز است و خبرنگارانی هستند که دهها و صدها هزار دلار خرج میکنند تا چنین صحنههایی را شکار کنند و اثرشان به یک اثر ماندگار تاریخی تبدیل شود. در کوزوو با چشم خود دیدم که خانم «کریستین امانپور» خبرنگار مشهور آمریکایی جلوی آمبولانسهایی که مجروحان را به بیمارستان میرساند گرفت. پول کلانی به راننده یکی از آنها داد. مجروحان را وسط خیابان ریخت یک سرباز صرب را پیدا کرد باز به او پول داد تا او در حالی که به جسد این مجروحان لگد میزند از آنها عکس بگیرد. یکی از آن عکسها، مشهورترین عکسهای جنگی جهان است.
جعفریان می گوید : عکسی که در آن سرباز صرب که اسلحه روی دوشش و یک سیگار روی لبش است با خشونت به یک جسد که در کنار انبوهی از نعشها افتاده لگد میزند.
حال آیا این افراد می توانند مدعی حقوق بشر شوند .