ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332
بختیار: جبهه ملی آخرین تیر ترکش پهلوی است
همانگونه که ملاحظه ميگردد، اين يک سند مهم در اثبات خائنانه بودن فعاليتهاي جبهه ملي است، آنجا که بختيار ميگويد: 1- رهبري جبهه ملي ناگزير شده که ظاهراً با [امام] خميني همگامي نشان بدهد تا بتواند نيروهاي او را تضعيف و موقعيت خود را تثبيت کند. 2- جبهه ملي با نظريات غيرمنطقي و غير عملي [امام] خميني مخالف است. 3- استبداد مذهبي اين شخص [امام خميني] در نوع خود خطرناکترين نوع استبداد است. 4- جبهه ملي خود را آخرين تير ترکش براي نجات وطن [يعني نجات رژيم ضد مردمي پهلوي] ميداند و بايد کوشيد که اين تير بيهوده شليک نشود. 5- جبهه ملي با بروز اعتصاب در سازمانهائي مانند شرکت ملي نفت [که کمر رژيم شاهنشاهي را شکست] موافق نيست و تلاش ميکند اين اعتصابات را خنثي کند. 6- رهبران جبهه ملي عقيده دارند که لازم است با شيوههاي زيرکانه در مقابل [امام] خميني زمينههاي تدريجي مبارزه را فراهم نمود.
اين همان شيوهاي است که دقيقاً دکتر مصدق در جریان ملی شدن نفت پيش گرفت: سوار شدن بر موج نهضت مليشدن صنعت نفت، سپس روي کار آوردن مهرهها و عناصر انگليسي و آمريکايي در مناصب مهم و حساس حکومتي، به انحراف و بنبست کشاندن نهضت، تسليم در برابر دشمن، و بالاخره تحويل مملکت به آمريکا و انگليس.
سند بسيار مهم ديگري که بايد با دقت مورد بررسي قرار گيرد، يکي از گزارشهای ساواک با طبقهبندي «سرّي» ميباشد که در مورد اظهارات کريم سنجابي و داريوش فروهر در دوران بازداشت، چنين گفته است:
« کريم سنجابي و داريوش فروهر، دو تن از رهبران جبهه ملي، که به استناد ماده پنج فرمانداري نظامي در بازداشت به سر ميبرند، در تاريخ 6/9/1357 طي مذاکرات خصوصي، در مورد مسائل ايران مطالبي به شرح زير بيان داشتهاند: 1- بازداشت ما دو نفر در ابتداي امر ميتوانست مقداري موجه باشد، اما هرچه زمان بگذرد ميدان براي ديگران و بهخصوص آخوندها خالي ميماند و ما از سازماندهي و ايجاد يک سازمان متشکل در مقابل آنان عقب خواهيم ماند. وقت آن فرا رسيده که جبهه ملي تلاشهاي خود را شدت دهد و سازماندهي کند تا بتواند در آينده در مقابل آخوندها ايستادگي نمايد. 2- سخنان ارتشبد ازهاري نخستوزير، در مجلس شوراي ملي بسيار عالي بود و حسن اثر داشت؛ اما در مجلس سنا اگرچه صميمانه ايراد شد، معهذا تکراري بود. بهعلاوه، چهره مذهبي دادن بيش از حد به موضوع و توسل زياد به آيات و امثال آن براي دولت نظامي مطلوب نيست. 3- تکيه بر قدرت ارتش بسيار بجا و منطقي است، اما نبايد با اقداماتي مانند گل انداختن، دستجات تظاهرکننده حامي ارتش را به مردم نماياند و تبليغات کرد. اين تبليغ ارزش ارتش را پائين ميآورد ... 4- حکومت نظامي بايد به مفهوم کامل کلمه عمل کند و مماشات در شرايط فعلي به صلاح نيست؛ اين کار را بايد بدون خونريزي انجام دهد. بايد در ابتدا از تشکيل اجتماعات جلوگيري کند تا بعداً مجبور به مقابله با جمعيت کثير و تيراندازي نشود. اصولاً چرا بايد در شرايط حکومت نظامي اجتماعات به وجود آيد که بعداً به خشونت تبديل گردد. 5- در ماه محرّم ميتوان پيشبيني کرد که از سوي خميني و هوادارانش و ديگر مخالفان تدارکاتي ديده شده و برنامههائي ترتيب يافته؛ بايد با شدت و تدبير با اين برنامه مقابله شود. اما نبايد با دستگير کردن وعاظ، آنها را بزرگ کرد. راهکار ميتواند اين باشد که هر واعظي که به نظر افراطي رسيد يا تحريکات خواهد کرد، ممنوع المنبر شود. در اول محرّم تبليغات زيادي از طرف دولت بشود که ماه محرّم مقدس است و امام حسين (ع) آن قدر عظمت دارد که نبايد سوگواري او را با مسائل ديگر مخلوط کرد. به نام شاهنشاه مجالس مطمئن تشکيل شود. از تشکيل مجالس بزرگ که اجتماعات زياد را در بر ميگيرد، جلوگيري شود و حرکت دستجات و اتصال جماعات به همديگر جلوگيري بهعمل آيد و به هر حال قانون فرمانداري نظامي اجرا گردد.»1
با توجه به عبارات مذکور، سخنان کريم سنجابي و داريوش فروهر را ميتوان اينگونه جمعبندي کرد: 1- هدف جبهه ملي در دوران مبارزات ملت مسلمان ايران عليه رژيم ستمشاهي، ايجاد يک سازمان متشکل در برابر روحانيت و مقابله با نفوذ روحانيت در ميان مردم است. 2- جبهه ملي از تکيه رژيم شاه بر قدرت ارتش و سرکوب مردم حمايت کرده و آن را بجا و منطقي ميداند! 3- حکومت نظامي بايد به مفهوم کامل کلمه عمل کند و مماشات به صلاح نيست! 4- حکومت نظامي بايد از تشکيل اجتماعات عليه رژيم دستنشانده پهلوي جلوگيري کند. 5- در ماه محرّم بايد با اقدامات امام خميني و هوادارانش يعني ملت مسلمان ايران، با شدت مقابله شود. 6- روحانيوني که عليه رژيم شاه صحبت ميکنند، ممنوعالمنبر شوند. 7- براي فريبدادن مردم، به نام شاه مجالس سوگواري مطمئن تشکيل شود. 8- از تشکيل مجالس بزرگ که مردم پس از آن دست به تظاهرات عليه رژيم ميزنند، جلوگيري بهعمل آيد. 9- قانون فرمانداري نظامي اجرا گردد!
با دقّت در موارد فوق بهخوبي مشخص ميگردد که رهبران جبهه ملي دقيقاً همان راه مصدق را ادامه داده، در نقش مشاوران صديقي براي ساواک و رژيم آمريکائي شاه، شرايط روز را براي آنان تحليل و به آنها در سرکوب نهضت اسلامي و جلوگيري از گسترش نفوذ امام خميني در ميان مردم، خط ميدهند.
در گزارش «سرّي» ساواک به تاريخ نهم آذر 1357 که مربوط به ملاقات تيمسار مقدم رئيس ساواک، با آقاي بوئي ـ معاون سازمان سيا ـ ميباشد، رئيس ساواک ميگويد:
« جبهه ملي معتقد به اجراي قانون اساسي، نظم و امنيت، دمکراسي و مبارزه با کمونيسم ميباشد و به هيچوجه معتقد نيستند که رژيم عوض شود. ولي اعتداليون مذهبي مرعوب قشريون مذهبي به رهبري خميني شدهاند.»2
خود دکتر سنجابي در خاطراتش به گفتوگو با تيمسار مقدم رئيس ساواک، چنين اشاره ميکند:
« به تيمسار مقدم گفتم که ما ممکن است براي شاه به منزله آخرين تير ترکش باشيم. اگر اين تير درست هدف گيري نشود، به هدف نميرسد و آن وقت چاره ديگري باقي نميماند.»3
مطلب فوق اولاً اعتراف دکتر سنجابي است به ارتباط با رئيس ساواک؛ ثانياً اعتراف به اين واقعيت است که جبهه ملي بهعنوان يکي از ابزارهاي تحکيم رژيم شاه عمل ميکرده است.
در يک گزارش «سرّي» ساواک به تاريخ هشتم آذر 1357 در مورد ملاقات تيمسار مقدم با ژنرال آمریکایی يوجين تاي، از قول تيمسار مقدم چنين نقل شده:
« گروههاي ملي با توجه به رويه خميني نميتوانند حکومتي تشکيل دهند. من با آقاي دکتر سنجابي ملاقات داشتم. ايشان ميگفت اگر ميتوانستيم در مقابل خميني مقاومت کنيم، زحمات 25 ساله ما براي استقرار يک حکومت ملي و دمکراتيک به نتيجه ميرسيد. آقاي دکتر سنجابي اضافه کرد اميدوارم حکومت نظامي بتواند امنيت را در مملکت مستقر کند تا بعداً ما بتوانيم روي کار بيائيم.»4
همان گونه که ملاحظه مي گردد، دکتر سنجابي خطاب به رئيس ساواک ميگويد: «اميدوارم حکومت نظامي بتواند امنيت را در مملکت مستقر کند تا بعداً ما بتوانيم روي کار بيائيم.» يعني جبهه ملي، به قدرت رسيدن خويش را در پرتو کشتار مردم توسط حکومت نظامي ميسر ميداند. همانگونه که دکتر مصدق نيز بخش عمدهاي از دوران نخستوزيري خويش را با اعلام حکومت نظامي سپري کرد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است