ثبتنام دانشآموزان و مشکلات والدین ریشهها و راهحلها
تعلیم و تربیت اولویت سیاستگذاریهای دولت - بخش پایانی
حسن رضایی
آموزش و پرورش یکی از اصلیترین ارکان مهم تربیتی و آموزشی است که باید در اولویت برنامههای دولتها قرار بگیرد و خصوصا در بحث بودجه و نظارت بر کار معلمان و مربیان و نحوههای تدریس دقت کافی بهعمل آید.
در بخشهای پیشین گزارش به بررسی مشکلات والدین در فصل ثبتنام مدارس برای یافتن مدرسهای دولتی و مناسب پرداختیم و سعی کردیم که ریشههای وضعیت موجود را تا حدی واکاوی کنیم.
مسئله کالایی شدن آموزش و پیامدهای گسترده آن در حوزههای مختلف، سالهاست که موضوع بحث و بررسی کارشناسان حوزه آموزش و پرورش در کشور ماست. موضوعی که حالا میتوان تبعات آن را در کاهش مداوم بودجه دستگاه مهم آموزش و پرورش، کمبود سرانه فضای آموزشی نسبت به سرانه استاندارد و همین مشکلات تکراری هر ساله برای والدین در فصل ثبتنام مدارس دید.
حجتالاسلام محمدامین رضایی، طلبه سطح خارج حوزه علمیه قم، در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید: «خروجی مسئله کالایی شدن آموزش که به واسطه خصوصیسازی آموزش رقم میخورد تبعات بسیار وحشتناکی برای جامعه دارد. با این وضعیت در دهه آینده بسیاری از مدیران میانی و بهتدریج، رده بالای حکمرانی و حتی نهاد علم برای طبقه سرمایهدار خواهد شد و سهم طبقات محروم در مناصب تاثیرگذار بسیار اندک خواهد بود.»
واقعیت این است که مشکلات والدین در فصل ثبتنام مدارس و کمبود مدرسه دولتی خوب برای ثبتنام، زنگ خطری است که باید ما را نسبت به دیگر تبعات گسترده پولی شدن آموزش در کشور حساس کند. پولی شدن آموزش از سویی باعث جا ماندن فرزندان طبقه مستضعف - به عنوان صاحبان اصلی انقلاب - از راهیابی به رشتههای تحصیلی مهم و پرطرفدار شده و از سویی دیگر، یک کلونی از فرزندان طبقه مرفه در دانشگاههای اصلی و مهم کشور ایجاد کرده است.
بررسیها نشان میدهد هم اکنون 23 مدل مدرسه مختلف در سطح کشور وجود دارد؛ مدارسی که غالبا رایگان نیست و در نتیجه، طبقات فرودست نمیتوانند در آنها تحصیل کنند. مدارسی متفاوت که طبعا نباید هم از آنها انتظار نتیجه و فرآوردهای یکسان را داشت.
نهضت عظیم مدرسهسازی؛ خوب اما همچنان ناکافی
دکتر پرویز امینی، جامعهشناس سیاسی و استاد دانشگاه، در آسیبشناسی وضعیت کنونی عدالت آموزشی در کشور میگوید: «مهمترین پرسش در فلسفه سیاسی، پرسش از غایت هر امر حکمرانی است. در نظم سیاسی دینی، هم بر اساس آیات و روایات و هم بر اساس دیدگاههای رهبران، دو غایت اصلی ما، شامل «هدایت» و «عدالت» است.»
وی با بیان اینکه محور هر دوی این دو غایت و فراگیرترین و پایهایترین نهاد تحقق بخش این دو غایت، آموزش و پرورش است، میافزاید: «الان آموزش و پرورش ما چه اهمیتی از نظر سیاستگذاری دارد؟ سال 68 اولین جایی که تحت سیاستهای تعدیل خصوصی شد و میخواستند بار هزینهاش را از دولت کم کنند، کجا بود؟ آموزش و پرورش! و این در دو- سه دهه اخیر، نابرابری ساختاری ایجاد کرده است. آموزش و پرورش از اولویت و تمرکز حکمرانی ما خارج شده است.»
علیرغم این انتقادات بجا اما باید اذعان کرد که روند مدرسهسازی در گذشته فعالانه تداوم داشته است. طبق گفته رضا مراد صحرایی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت شهید رئیسی گامهای مهمی در این زمینه برداشته شده است که بایستی در دولت جدید با قدرت بیشتر تداوم یابد.
صحرایی در همین زمینه به خبرنگار صدا و سیما گفته است: «در دولت شهید رئیسی، ایران به کارگاه مدرسهسازی تبدیل شد در نزدیک به ۱۱۰۰ روز که از این دولت گذشت بیش از ۷ هزار مدرسه ساخته شد؛ یعنی به طور متوسط روزانه هشت مدرسه در کشور ساخته شده است.»
وی با بیان اینکه مدارس ساخته شده بیش از 33هزار کلاس درس با بیش از 3.5 میلیون مترمربع فضای آموزشی را شامل میشوند میافزاید: «نهضت مدرسهسازی دو ویژگی بزرگ دارد که نشاندهنده تجلی حضور مردم و مردمی بودن دولت شهید جمهور است. مدرسهسازی از این جهت تجلی مردمیسازی است که خیران بیش از نیمی از هزینههای این پروژهها را تأمین کردهاند. ویژگی دوم این نهضت این بود که این مدارس با هدف خیلی ویژه ساخته شدند و در واقع 64 درصد برای مناطق محروم، روستاها و افراد با نیازهای ویژه ساخته شدند.»
لزوم تداوم نهضت مدرسهسازی در دولت جدید
وزیر سابق آموزش و پرورش در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه پیش از انقلاب سرانه فضای آموزشی در کشور زیر 2 متر بوده است، میافزاید: «امیدوار هستم در آینده که مسئله مدرسهسازی کماکان پررونق بماند، امروز ما ۸ هزار پروژه مدرسهسازی در کشور داریم. اگر در دولت بعدی هم سیاست دولت شهید رئیسی پیش گرفته شود، سیاست او این بود که پروژههای نیمهتمام را تمام کند، ایشان پرهیز میکردند از کلنگ زدن الا در نتیجه این ۷ هزار مدرسه، بخش قابل توجهی زحمت همکاران ما در دولت پیشین است ولی خیلی از پروژههایی که ما افتتاح کردیم، مربوط به سال ۹۰، ۸۸، ۸۹، ۸۵ و همین اخیراً در اصفهان هتل فرهنگیان، پروژهاش برای سال ۱۳۹۰ است، یعنی ۱۳ سال بعد، دارد افتتاح میشود. این روند و این ۸ هزار پروژه ادامه پیدا کند، ما به سرانه مورد نظر میرسیم. در نقشه راه سند تحول ما آوردهایم که تا سال ۱۴۱۲ سرانه فضای آموزشی کشور به ۶ متر و تقریباً نیم برسد و این عدد درخشانی است.»
فروردینماه سال 1400 اما مهرالله رخشانی مهر، رئیس وقت سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس با ارائه آماری به رسانهها گفته است: «از سال ۹۲ تاکنون ۱۶ هزار باب فضای آموزشی مشتمل بر ۸۱ هزار و ۵۰۰ کلاس درس ساخته و به طور میانگین روزانه ۲۸ کلاس درس در کشور به بهرهبرداری رسیده است.»
وی میافزاید: «از سال ۱۳۹۲ تاکنون حدود ۲۸۰ هزار کلاس درس در کشور از لحاظ سامانههای گرمایشی و سرمایشی استانداردسازی شده که با این حساب روزانه ۹۵ کلاس درس استانداردسازی شده است، کلیه بخاریهای نفتی از کلاسهای درس جمعآوری شده است و فقط ۴۸هزار بخاری گازی وجود دارد.»
علاوه بر این در دولت شهید رئیسی، تمام مدارس کانکسی دارای 10 دانشآموز و بالاتر به مدارس استاندارد تبدیل شده است. وزیر سابق آموزش و پرورش در همین زمینه گفته است: «امروز میتوانیم با افتخار بگوییم در موضوع فضای آموزشی دانشآموزان ما وضعیت مطلوبی دارند، مدارس کانکسی که بالای ۱۰ نفر بودند، هزار و ۸۳ مدرسه بود یا هزار و ۷۳ مدرسه، تا مهر تماماً تبدیل به مدرسههای خوب میشوند، از بنیاد برکت و بنیاد علوی در این موضوع باید تشکر کنم و از خیرین که این کار بزرگ را انجام دادند.»
چه کسی مقصر است؟
بر این اساس، باید گفت سیستم آموزش و پرورش در دولتهای مختلف با توجه به بودجه ناکافی در اختیار، باز هم در جهت افزایش سرانه فضای آموزشی کشور گامهای بسیار بزرگی برداشته است. با این وجود، همچنان معضل کمبود مدرسه دولتی مناسب در فصل ثبتنام، خصوصا در شهرهای بزرگ، خانوادهها را آزار میدهد و وزرای مختلف آموزش و پرورش عادتا در برخورد با رسانهها از تلاش برای مدیریت این مسئله و کاهش مشکلات مردم در این حوزه همزمان با فصل ثبتنام مدارس میگویند. تداوم این وضعیت طی دهه اخیر اما نشان میدهد حل معضل یاد شده در توان وزارت آموزش و پرورش به تنهائی نیست و در این زمینه چندان تفاوتی نمیکند وزیر چه کسی باشد. واقعیت این است که طی دهههای اخیر چنان که باید و شاید، در بودجهنویسی به نهاد آموزش و پرورش توجه نشده است. بر این اساس، میتوان گفت مقصر اصلی وضعیت کنونی در حوزه عدالت آموزشی، کمبود سرانه فضای آموزشی، مشکل خانوادهها برای ثبتنام در مدارس دولتی مناسب، گلایههای مکرر معلمان از وضعیت معیشتی و... بیش از وزرای آموزش و پرورش، رؤسای سازمان برنامه و بودجه دو دهه اخیر ایران هستند.
کسانی که نه از سوی مجلس استیضاح میشوند، نه به کسی جز رئیسجمهور پاسخگو خواهند بود. مصداق بارز چنین واقعیتی را میتوان در جریان استعفای یوسف نوری وزیر اسبق آموزش و پرورش به دلیل پرداخت نشدن حقوق فرهنگیان در روزهای پایانی اسفندماه سال 1401 دید. در جریان آن اتفاق پر سروصدا که نهایتا به استعفای نوری منجر شد، ولی اسماعیلی، نایبرئیس وقت کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی خطاب به رسانهها میگوید: «ما استیضاح وزیر آموزش و پرورش را از ۱۰ روز قبل کلید زدیم و با جدیت استیضاح را پیگیری خواهیم کرد. گرچه اینجا مقصر اصلی سازمان برنامه و بودجه است اما از آنجا که ما نمیتوانیم برای سازمان برنامه و بودجه سؤال مطرح کنیم، وزیر باید پاسخگو باشد و آقای وزیر باید قبل از اینکه سال به روز ۲۹ اسفند برسد این کارها را انجام میداد یا مجلس را در جریان قرار میداد که آقای میرکاظمی نمیخواهد این کار را انجام دهد؛ نه اینکه به آخرین روز سال برسیم و حقوق قشر عظیمی از معلمان عزیز پرداخت نشده باشد و الان به فکر این بحث بیفتیم.»
معضل چندوجهی مشکل والدین
در فصل ثبتنام مدارس
وی میافزاید: «همچنین تذکر شدیدی به رئیسجمهور خواهیم داد، مجدداً عرض میکنم که ما چون دسترسی به آقای میرکاظمی نداریم راه نظارتی ما تذکر به رئیسجمهور و استیضاح وزیر است!» امری که لزوم توجه ویژه دولتها و مجالس به بودجه نهاد مهم آموزش و پرورش را نشان میدهد.
دانشآموزان اتباع
وجود دانشآموزان اتباع، واقعیت دیگری است که خصوصا در حاشیه شهرهای بزرگ، بخشی از فضاهای آموزشی را به خود اختصاص میدهد. رضا مراد صحرایی در جریان گفتوگوی خبری با صداوسیما در همین زمینه میگوید: «در پاکدشت در تابستان ۱۴۰۲، ۱۰ هزار دانشآموز اضافه شده بود، من چطور میتوانم برای ۱۰ هزار دانشآموز مدرسه بسازم، در نتیجه مدارس دو شیفته میشوند؛ لذا رئیسجمهور شهید در مورد ساماندهی اتباع دستور اکید به وزارت کشور دادند. در مورد مسائل مهاجرت هم دستور اکید داده بودند، عموماً در این نقاط است که تراکم ما بالا است و ما هم مدرسه میسازیم.»
بر این اساس، مشکلات والدین و دانشآموزان در فصل ثبتنام مدارس برای یافتن مدرسه دولتی مناسب، تنها محل بروز و ظهور معضلاتی است که ما در بخشهای دیگری از نظام بودجهریزی کشور، ساماندهی اتباع بیگانه و تمکین دولتها به سیاستهای کلی رهبری و اسناد چشمانداز در زمینه افزایش بودجه دستگاه مهم آموزش و پرورش داریم. چنین است که ما علیرغم تصریح رهبر معظم انقلاب بر «رعایت اولویت در بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش در لوایح بودجه سنواتی» در متن سیاستهای کلی ایجاد تحول در آموزش و پرورش، تاکید نقشه جامع علمی کشور بر «افزایش سهم آموزش دوره عمومی از بودجه عمومی» و تصریح سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر «شفافسازی و برنامهریزی برای افزایش سهم اعتبارات آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی به میزان مناسب»، طی دهههای اخیر با راهبری رؤسای سازمان برنامه و بودجه، مکرر به سمت کاهش سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور حرکت کردهایم.