کد خبر: ۲۹۰۵۶
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۹

هذیانی به نام اسکیزوفرنی

بسیاری از بیما‌ری‌ها و اختلال‌های روانی به گونه‌ای است که جامعه، بیمار و حتی اطرافیانش قدرت پذیرش آن را ندارند.


خوردن برچسب «روانی» چنان سنگین است که می‌تواند پای بیمار و خانواده او را برای رفتن نزد پزشک و درمان قطع کند.
پیش از این، برخی باورها درباره بیماری و ناهنجاری‌های روانی چنان هولناک بود که حتی حضوردر جلسه‌های مشاوره و روانشناسی مقدمه‌ای بر جنون و افسارگسیختگی عقل تصور می‌شد.
هرچند این باورها در پرتو گسترش آگاهی‌های اجتماعی کمرنگ‌تر شده است، اما هنوز برداشت‌های نادرستی در مورد بیماری‌های روانی و حتی مشکلات روحی در جامعه وجود دارد.
در زمره این باورها، دوری گزیدن از مبتلایان به «روان‌گسیختگی» یا همان «اسکیزوفرنی» است؛ کسانی که درتصور برخی درگیر نوعی بیماری روانی درمان ناپذیر یا به عبارتی جنون هستند و نزدیک شدن به آن‌ها می‌تواند سبب پرخاشگری و بروز رفتارهای مهارناپذیر و آسیب‌زا شود.
در کنار چنین باورهایی، شماری گمان می‌کنند روان‌گسیختگی بیماری روانی طبقه‌های اجتماعی و اقتصادی فرودست است و در میان فرودستان نیز فقط عده اندکی به روان‌گسیختگی دچار می‌شوند.
این در حالی است که باورهای یادشده، برداشت‌هایی نادرست از روان‌گسیختگی است و فاصله زیادی با واقعیت دارد.
 آگاهی‌هایی درباره روان‌گسیختگی
بررسی منابع علمی نشان می‌دهد، در جوامع مختلف رقمی نزدیک به یک درصد مردم با بیماری روان‌گسیختگی درگیرند. بنابراین، با وجود باور بسیاری در مورد فراوانی اندک روان‌گسیختگی، این بیماری در جوامع مختلف شیوع زیادی دارد.
در این بیماری که مرتبط به سایکوز است، کارکرد مغز مختل می‌شود به گونه‌ای که بیمار درتشخیص واقعیت از خیال با دشواری‌های بسیاری روبرو می‌شود.
و اما اسکیزوفرنیا به عنوان مهمترین زیرشاخه سایکوز، بیماری است که بر اثر مزمن شدن سایکوز پدیدار می‌شود.
به عبارتی اسکیزوفرنیا به سایکوزی گفته می‌شود که دگرگونی‌های رفتاری و نشانه‌های آن دست کم 6 ماه طول بکشد.
اسکیزوفرنیا بیماری است که شایع‌ترین سن ابتلا به آن 15 تا 30 سالگی است. این بیماری در میان همه اقوام، فرهنگ‌ها و طبقه‌های اجتماعی دیده می‌شود. همچنین شیوع بیماری در هر 2 جنس زن و مرد به یک نسبت است.
در فرد گرفتار به اسکیزوفرنیا فعالیت ذهنی و روانی دستخوش تغییر می‌شود. در مرحله حاد بیماری، فعالیت‌های هیجانی، رفتاری و فکری کارکرد طبیعی خود را از دست می‌دهند.
البته میان شمار یک درصدی مبتلایان به اسکیزوفرنیا، شدت و ضعف نشانه‌ها متفاوت است.
در بیماران اسکیزوفرنیا، سیستمی که مختل می‌شود دستگاه عصبی مرکزی و به ویژه مغز است. اما متاسفانه تاکنون علت دقیق و چگونگی این اختلال روشن نشده است.
با این حال، در زمینه علت‌یابی بیماری، آنچه مورد توافق عمومی است این است که اسکیزوفرنیا در افراد مستعد و زیر تاثیر عوامل مختلف زیستی، روانی و اجتماعی رخ می‌دهد.
از عوامل زیستی می‌توان به ژنتیک، توارث، اختلالات ساختاری مغز، عفونت‌ها، سوء تغذیه، بیماری‌های دوره بارداری، صدمات زایمانی، حوادث، ضربه‌های مغزی، دگرگونی کارکردهای ناقل‌های عصبی-شیمیایی، هورمون‌ها و نظایر آنها را اشاره کرد.
حوادث دردناک، استرس زندگی، نابسامانی‌های خانوادگی، شرایط ناگوار محیطی، فقر و بیکاری نیز از عوامل روانی و اجتماعی موثر در بروز بیماری اسکیزوفرنیا هستند.
نشانه‌های روان‌گسیختگی
شایع‌ترین گونه‌های روان‌گسیختگی انواع «پارانویید»، «کاتاتونیک»، «نامشخص» و «آشفته» است اما اسکیزوفرنیای نوع پارانویید شایعترین نوع این بیماری است.
بدگمانی و سوءظن شدید، عمده‌ترین نشانه اسکیزوفرنیای پارانویید است که بیمار به شدت بدبین شده و از رفتار دیگران تعبیرها و تفسیرهایی غیرواقعی دارد.
در نوع کاتاتونیک نشانه مهم بیماری اختلال در رفتار است. به عنوان مثال، بیمار ناگهان به جایی خیره می‌شود و ساعت‌ها در همان وضعیت باقی می‌ماند. بیماران اسکیزوفرنیای نوع کاتاتونیک در برقراری ارتباط کلامی با دیگران نیز با دشواری‌های زیادی روبرو هستند.
در اسکیزوفرنیای نوع آشفته بیشترین تغییرها درعواطف و احساسات بیمار بروز می‌کند. در این نوع، بیمار بدون دلیل می‌خندد، رفتار‌های بسیار کودکانه از خود نشان می‌دهد و کارکرد بیمار به شدت افت می‌کند.
درنوع نامشخص نیز مجموعه‌ای از نشانه‌های سه نوع پیشین با شدت و ضعفی متفاوت دیده شود. بیمار هم هذیان دارد و هم اختلال رفتاری و هم اختلال عاطفی.
مهم‌ترین نشانه‌های اسکیزوفرنیا توهم، هذیان، تکلم با فردی غیرواقعی و نیز رفتار آشفته است.
در بیماران اسکیزوفرنیا، هذیان‌ها به شکل افکاری غیرمنطقی بروز می‌کند که از پدیده‌های اجتماعی-فرهنگی و واقعیت به دور است. این افکار به شکلی هستند که با منطق و استدلال تصحیح نمی‌شوند و حتی شدت می‌یابند.
در برخی هذیان‌ گویی‌ها بیمار تصور می‌کند شخصی بزرگ است یا در تیررس آسیبی جدی قرار دارد.
به این ترتیب، هذیان‌گویی در بیمار اسکیزوفرنیا با توهم در هم می‌آمیزد و فرد بدون محرک واقعی خارجی، چیزهایی را احساس می‌کند، مثلا راه رفتن موجودی روی دست و پا.بیماران اسکیزوفرنیا ممکن است از سخن گفتن پرهیز کنند یا اینکه پرحرف شوند و نیز سخنان بی‌ربط بگویند.
شماری از بیماران، رفتارهای غیرمنطقی از خود نشان می‌دهند مانند شکلک درآوردن و برخی نیز در سکوت محض فرو می‌روند.
خلاف برخی باورهای عمومی در مورد بیماران اسکیزوفرنیا که آنان را افرادی پرخاشگر و غیرقابل کنترل و غیرقابل درمان تصور می کنند، این بیماران با مداوای دارویی تا حد زیادی بهبود می‌یابند.
به عبارتی نشانه‌های بیماری با مصرف داروهای بیماری‌های روانی به شکل قابل توجهی کاهش می‌یابد، اما نکته مهم اینجا است که مهارت‌های شغلی، اجتماعی و ارتباطی فرد فقط بامصرف دارو باز نمی‌گردد. از این رو روان درمانی و توانبخشی به بیمار نیز در مداوای او نقشی مهم دارد.
در فرآیند درمان، در کنار مصرف داروها، درمان‌های روانشناختی، رفتار درمانی، روان درمانی خانواده و... شیوه‌هایی است که اثربخشی یکدیگر را کامل‌تر می‌کند.با توجه به این واقعیت، بیماران اسکیزوفرنیا نیازمند حمایت‌های اجتماعی گسترده‌ای هستند.
این بیماران از یک سو باید فرآیندهای درمانی یادشده را بپیمایند و از سوی دیگر برای بازیافت مهارت‌های از دست داده خود تلاش کنند.
افزون بر آنچه گفته شد، باید نوع نگاه جامعه به این بیماران دگرگون شود تا جایی که مبتلایان به بیماری‌های روانی از این دست بتوانند با تکمیل درمان خود، همچون یک فرد عادی در جامعه زندگی کنند.