kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۵۵۸۸
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۴۰۳ - ۲۰:۱۲

رمضان؛ ماه جمع‌آوری توشه تقوا

 
 
شروع ماه مبارك رمضان، در حقيقت عيد بزرگى براى مسلمانان است و جا دارد كه مؤمنين، ورود اين ماه را به هم تبريك بگويند و يكديگر را به استفاده‏ هرچه بيشتر از اين ماه توصيه كنند. چون ماه ضيافت الهى است، در اين ماه فقط مؤمنين و كسانى كه اهل ورود در اين ضيافتند، بر سر سفره‏ پروردگار منّان و كريم مى‏نشينند. اين، غير از سفره‏ عام كرم الهى است كه همه‏ انسان‌ها، بلكه همه‏ موجودات عالم از آن بهره‏مندند؛ اين، سفره‏ خواص و ضيافت خاصان پروردگار است.
 روزه؛ رکن تكامل معنوي انسان
ما مى‏دانيم كه نماز و زكات، مخصوص امّت اسلام نبوده است؛ بلكه پيامبران قبل از رسول اكرم اسلام (صلّى‌الله عليه و آله ) در صدر احكام خود، نماز و زكات را داشته‏اند. از قول حضرت عيسى‌(ع) است كه به مخاطبان خود مى‏فرمايد: خدا من را به نماز و زكات وصيّت كرده است (مريم، آيه‏ 31). از آيات ديگر قرآن هم اين معنا استفاده مى‏شود. قرآن مى‏فرمايد: روزه هم مثل نماز و زكات، در شمار احكامى است كه مخصوص امّت اسلام نيست؛ بلكه امم سابق و پيامبران گذشته هم مأمور به روزه بوده‏اند. (بقره، آيه‏ 183)
اين، نشان‏دهنده‏ اين حقيقت است كه در بناى زندگى معنوى انسان‌ها در هر زمان، همچنان كه نماز لازم است و اين نماز، رابطه‏ معنوى ميان انسان و خداست و همچنان كه زكات لازم است و اين نكات، تزكيه‏ مالى انسان مى‏باشد، روزه هم واجب و ضرورى است و اين يكى از پايه‏هاى اصلى تكامل انسان و تعالى معنوى اوست؛ و الّا در طول زمان و با تغيير اديان مختلف، اين خط، ثابت و مستمر نمى‏ماند.
البتّه روزه، در اديان مختلف و زمان‌هاى گوناگون و به شكل‌هاى ديگر وجود دارد؛ امّا گرسنگى كشيدن و اندرون را از طعام خالى داشتن و لب و زبان و دهان را در ساعات معيّنى بر روى تمتّعات جسمانى بستن، خصوصيّتى است كه در روزه‏ اديان مختلف وجود دارد. پس، روزه يك ركن اساسى در تعالى معنوى و تكامل روحى و هدايت و تربيت انسانى است.
 آثار تقوا و آفات بي‏تقوايي
...قرآن مى‏فرمايد: لعلّكم تتّقون (بقره، آيه‏ 183) يعنى اين روزه، پلكانى به سمت تقوا و وسيله‏اى براى تأمين آن در وجود و دل و جان شماست. تقوا اين است كه انسان در همه‏ اعمال و رفتار خود مراقب باشد كه آيا اين كار مطابق رضاى خدا و امر الهى است يا نه. اين حالت مراقبت و پرهيز و برحذر بودن دائمى، اسمش تقواست.
نقطه‏ مقابل تقوا، غفلت و بى‏توجّهى و حركت بدون بصيرت است. خدا، ناهوشيارى مؤمن را در امور زندگى نمى‏پسندد. مؤمن بايد در همه‏ امور زندگى، چشم باز و دل بيدار داشته باشد. اين چشم باز و دل بيدار و هوشيار در همه‏ امور زندگى، براى انسان مؤمن اين اثر و فايده را دارد كه متوجّه باشد، كارى كه مى‏كند برخلاف خواست‏ خدا و طريقه و ممشاى دين نباشد. وقتى اين مراقبت در انسان به وجود آمد كه گفتار و عمل و سكوت و قيام و قعود و هر اقدام و تصرّف او، برطبق خطّ مشى‏ است كه خداى متعال معيّن كرده، اسم اين حالت هوشيارى و توجّه و تنبّه در انسان تقواست، كه در فارسى به پرهيزکارى ترجمه شده و مقصود از پرهيزکارى اين است كه حالت پرهيز و برحذر بودن، هميشه در انسان زنده باشد. فايده‏ روزه اين است.
 آثار تقوا در جامعه 
اگر ملّتى يا فردى داراى تقوا بود، تمام خيرات دنيا و آخرت براى او جلب خواهد شد. فايده‏ تقوا، فقط براى كسب رضاى پروردگار و نيل به بهشت الهى در قيامت نيست؛ فايده تقوا را انسان باتقوا در دنيا هم مى‏بيند. جامعه‏اى كه با تقواست، جامعه‏اى كه راه خدا را با دقّت انتخاب مى‏كند و با دقّت نيز در آن راه حركت مى‏كند، از نعم الهى در دنيا هم برخوردار مى‏شود، عزّت دنيوى هم به دست مى‏آورد و خدا علم و معرفت در امور دنيا هم به او مى‏دهد. جامعه‏اى كه در راه تقوا حركت مى‏كند، فضاى زندگى آن جامعه، فضاى سالم و محبّت‏آميز و همراه با تعاون و همكارى بين آحاد جامعه است.
تقوا، كليد خوشبختى دنيوى و اخروى است. بشريت گمراه كه از انواع سختي‌ها و رنج‌هاى شخصى و اجتماعى مى‏نالد، چوب بى‏تقوايى و غفلت و بى‏توجّهى و غرق شدن در منجلابى كه شهواتش براى او فراهم كرده است، مى‏خورد. جوامعى كه عقب افتاده‏اند، حالشان معلوم است. جوامع پيشرفته‏ عالم هم، اگرچه از بعضى جهات خوشبختى‏هايى دارند كه همان هم ناشى از هوشيارى و بيدارى در بعضى از امور زندگى است امّا دچار خلأها و كمبودهاى مرگبارى هستند كه نويسندگان و گويندگان و هنرمندان آنها، امروز با صد زبان آن را بيان مى‏كنند.
تقوا، وصيّت اول و آخر پيامبران است. در سوره‏هاى مختلف قرآن مى‏خوانيد، اولين سخنى كه انبياى الهى به مردم گفته‏اند، توصيه به تقوا بوده است. اگر تقوا باشد، هدايت الهى هم هست؛ و اگر تقوا نباشد، هدايت الهى هم به صورت كامل نصيب فرد و جامعه نمى‏شود. اين روزه، مقدّمه‏ تقواست.
خداوند در آيه‏ 28 سوره حديد مى‏فرمايد: تقوا موجب مى‏شود كه خداى متعال نورى را در قلب و زندگى و راه شما قرار بدهد تا بتوانيد در پرتو آن نور حركت كنيد و راه زندگى را پيدا نماييد. بشر نمى‏تواند با سردرگمى حركت كند. بدون شناختن مقصد و هدف، حركت انسانى ميسور نيست. اين نورى كه مى‏تواند هدف و سرمنزل و راه را به ما نشان بدهد، ناشى از تقوا و پرهيزکارى است. توصيه همه‏ انبيا و اوليا به تقواست.
من به شما توصيه مى‏كنم كه در همه‏ امور و آنات زندگي‌تان، تقواى الهى را بر خود فرض و لازم بشماريد؛ مخصوصاً كسانى كه در جامعه مسئوليت بيشترى دارند. اگرچه در جامعه‏ اسلامى همه مسئولند، امّا هرچه مسئوليت بيشتر و بار سنگين‌تر باشد، زاد و توشه‏ تقوا بيشتر مورد نياز است. آن كسانى كه در جامعه مسئولند، بايد بر مايه‏ تقواى خود بيفزايند؛ بدانند كه چه مى‏كنند و بفهمند كه آيا رضاى الهى در اين حرفى كه مى‏زنند، در اين اقدامى كه انجام مى‏دهند و در اين عملى كه مى‏كنند، هست يا نه؟ اين، معيار و ملاك است. اگر ما تقوا را پيشه‏ خودمان بكنيم، والله قوى‏ترين قدرت‌هاى مادّى هم نخواهند توانست سرسوزنى در اين راه مستقيمى كه ما طى مى‏كنيم، انحراف به‌وجود بياورند.
 اغتنام ماه رمضان و بهار قرآن 
ماه رمضان را مغتنم بشماريد. اين روزها را با روزه‏دارى و اين شب‌ها را با ذكر و دعا به سر ببريد. فصل دعا هم، همين ماه مبارك است. اگرچه هميشه انسان بايد با رشته‏ دعا به خدا متّصل باشد، امّا آيه‏: و اذا سألك عبادى عنّى فانّى قريب اجيب دعوة الدّاع اذا دعان؛ و هنگامی که بندگان من، از تو در‌باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا‌کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! (بقره، آيه‏ 186) در خلال همين آيات مباركه‏ مربوط به روزه و ماه رمضان است. در وسط آيات روزه و ماه رمضان، اين آيه‏ آمده كه همه‏ انسان‌ها و همه‏ بندگان را به دعا و توجّه سوق مى‏دهد و دعوت مى‏كند.
رابطه‏ دعا، رابطه‏ قلبى شما با خداست. دعا، يعنى خواستن و خدا را خواندن. خواستن، يعنى اميدوارى. تا اميد نداشته باشيد، از خدا چيزى را درخواست نمى‏كنيد. انسان نااميد كه چيزى طلب نمى‏كند. پس، دعا يعنى اميد، كه ملازمِ با اميد به اجابت است. اين اميد به اجابت، دل‌ها را مُشعل مى‏كند و منوّر نگه مى‏دارد. به بركت دعا، جامعه بانشاط و اهل حركت مى‏شود.
* بیانات در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ تهران‏ - 10/ 01/ 1369