ماه رسوم زیبا را با اضطراب خاموش نکنیم - بخش دوم
اضطراب نوعی هشدار است که فرد را گوشبهزنگ میکند و به ما هشدار میدهد که خطری در راه است. استرس هم نوعی هشدار است که فرد را گوشبهزنگ میکند، اما یک تفاوت کلیدی بین این دو وجود دارد. استرس در پاسخ به خطری معلوم و معین ایجاد میشود. مثل زمانی که شما امتحان مهمی دارید، قرار است تحت یک عمل جراحی قرار بگیرید، یک کنفرانس مهم کاری دارید و ... در همه این مثالها، یک موقعیت مشخص باعث بروز استرس در شما شده است.
اما زمانی که یک موقعیت کاملاً مبهم باعث بروز دلشوره و نگرانی در شما شده است، در واقع شما در حال تجربه اضطراب هستید. مثل وقتی که بیدلیل نگران سلامتی خودتان یا اعضای خانواده هستید، درحالیکه هیچ دلیلی مبنی بر اینکه سلامتی شما یا آنها به خطر افتاده است، وجود ندارد.
رسوم پایان سال و اضطراب وسواسیها
جلوههای بهار، خرید و خانهتکانی که معمولاً باعث ایجاد نشاط و شادی میشود، برای افراد وسواسی توأم با سیاهی و تباهی و نگرانی است.
دکتر فائزه تاتاری، متخصص روانپزشکی از کرمانشاه با اعلام این مطلب میافزاید: «با شروع فصل بهار و سال جدید ما ایرانیها رسم بسیار زیبای خانهتکانی را انجام میدهیم که دلچسب و پسندیده است و گاهی کارهایی را که در طول یک سال فرصت پرداختن به آن نبوده است، انجام میدهیم، نظافت و پاکیزگی توأم با دور ریختن وسایل بهدردنخور و جایگزینی آن با وسایل بهتر البته در حد وسع و امکانات خانواده شیرین و زیباست اما متأسفانه شروع اینهمه شور و امید و تکاپو برای بیماران وسواسی تبدیل به یک استرس بسیار بزرگ میشود.»
این روانپزشک در ادامه میگوید: «در این فصل معمولاً خانوادهها با پایین آوردن پردهها، شیشهها را پاک میکنند، فرشها را میشویند و دست به تمیزی میزنند، حال تصور کنید فرد وسواسی که برای شستن معمولی دست حدود 10 تا 15 دقیقه وقت میگذارد با چه چالش بزرگی روبهرو میشود و تا چه میزان برای این نظافت پایان سال وقت و هزینه صرف میکند!
خانوادهها باید آگاه باشند که در درجه اول قبل از اقدام به کارهای نظافت برای فرد از نظر ذهنی روشنگری کنند و حل این چالش را با یک روند درمان صحیح و مداخله روانپزشک و روانشناس بالینی برای کمک به او پیش ببرند. این مسئله بسیار مهمی است به شکلی که پیگیری روانپزشکی پراهمیتترین کار برای این افراد است.»
وی با اشاره به اینکه گاهی در خانوادهها میبینیم که فرزند مراقب نظافت است و بادقت به این امور توجه نشان میدهد که در ابتدا دلپذیر و خوشایند است و اغلب مورد تعریف و تشویق خانوادهها قرار میگیرد، اما با گذشت زمان روشن میشود که این اعمال افراطی و وسواسگونه است و باید خیلی سریع برای درمان آن اقدام کرد.
دکتر تاتاری با اشاره به اینکه وسواس گاهی فقط در حیطه افکار وسواسی است که درمان آن سادهتر است، میگوید: «درصورتیکه این وسواس در عمل و رفتار بروز کند، درمان آن با دشواریهایی همراه میشود. مردم باید بدانند وسواس یک بیماری مزمن است و گاهی مسئله بهصورت تکرار در نظافت، تکرار در کنترل کردن و تکرار در موضوعات مختلف جلوه میکند و در مجموع اساس آن تکرار است.» این روانپزشک در ادامه میافزاید: «یکی دیگر از موضوعاتی که در این روزها موردتوجه خانوادهها است و برای آنان یک موضوع جذاب است خرید کردن است که آن هم برای فرد وسواسی با دردسر همراه است و بهصورت شکهای وسواسی در خریدن خود رانشان میدهد و فرد چندین بار کنترل کرده و مراجعه میکند به شکلی که باعث دلخوری خانواده و فروشندهها میشود و در نهایت پس از خرید هم دچار شک شده و موضوع به شکل نگرانکنندهای جلوه میکند. برای شناخت این اختلال و بیماری میتوان در رفتار افراد برای نظافت افراطی و فراتر از عرف معمول جامعه آن را درک کرد و با مداخله روانپزشکی و مشاوره به آنان کمک کرد.» وی با اشاره به جلوههای بهار همچون تغییر فصل، هوای تازه، گلهای رنگارنگ، آواز پرندگان که معمولاً باید باعث ایجاد نشاط و شادی باشد برای افراد وسواسی توأم با سیاهی و تباهی و نگرانی است، توضیح میدهد: «اغلب آنان یک ماه قبل از شروع سال جدید دچار نگرانی و استرس میشوند که با وسواسشان چه بکنند. به این موضوع میتوان هدررفتن وقت زیاد، بروز مشکلات پوستی به دنبال مصرف بیش از حد شویندهها، عدم پیشرفت کارها و هزینههای فراوان مواد شوینده و پاککننده و بهخصوص آب را اضافه کرد که گاهی خانوادهها را با مشکل جدی روبهرو میکند.»
دکتر تاتاری از خانوادهها میخواهد در صورت داشتن فرد وسواسی در خانواده هرچه سریعتر برای درمان او اقدام کنند که این امر پاسخ به مداخلات روانپزشکی را تسریع میبخشد و اگر این امر جدی گرفته نشود، چهبسا فرد که با انجام این اعمال از خانواده طرد میشود و خانواده پذیرای او نیست، احساس افسردگی و تنهائی برایش بهوجود میآید و رفتهرفته از فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی که برای دیگران لذتبخش است کنارهگیری میکند و عملکرد و حضور و مشارکت او در کنشهای اجتماعی او مختل میگردد. این روانپزشک با تأکید بر اینکه حضور یک فرد وسواسی میتواند به آرامش و بهداشت روانی خانواده لطمه وارد کند در تکمیل صحبتهایش میگوید: «خانواده باید با آگاهی به کمک فرد بیاید و برخوردهای توأم با خشونت، تقبیح و تمسخر در مقابل آنان نشان ندهد، زیرا بازداشتن فرد از انجام آن عمل وسواسی که با خشونت همراه باشد نهتنها تأثیرگذار نیست، بلکه میتواند باعث شدیدتر شدن وسواس و نیز اضطراب بیشتر فرد شود. اگر بیمار دچار افکار وسواسی باشد با شناختدرمانی و رفتاردرمانی میتوان به آنها کمک کرد؛ اما در حالت رفتارهای وسواسی با درمان دارویی با داروهایی که عمدتاً کم عارضه بوده و برای سایر ارگانهای بدن مثل قلب، کلیه و کبد ضرری ندارد و باعث وابستگی نمیشود و قطع آن هم مشکلی برای فرد ایجاد نمیکند و حتی در نسل جدید این داروها ایجاد خوابآلودگی و کاهش تمرکز نمیکند در کنار شناخت درمانی، رفتاردرمانی، و یا خانوادهدرمانی و زوجدرمانی میتوان به کمک این بیماران شتافت.»
اضطراب، اختلال مادر
افراد زیادی درگیر اضطراب هستند، اما اغلب آنها به دلایلی مثل گران بودن جلسات تراپی، ناآگاهی از خطرات و اثرات ثانویه اضطراب و بیاهمیت دانستن اضطراب، یا فرار از دارودرمانی به دلیل ترس از اعتیاد و وابستگی به دارو، به آن توجهی نشان نمیدهند و مشکل خود را پیگیری نمیکنند. بسیاری از افراد نیز نمیدانند برای درمان اختلال اضطراب خود به چه متخصصی مراجعه کنند؟
دکتر علیرضا تبریزی، روانشناس درباره این که افرادِ با اختلالات اضطرابی باید نزد چه متخصصی بروند، میگوید: «عمدتاً اضطرابها به کمک روانشناس قابل حل و فصل هستند و معمولاً هم عرف این است که فردی که در حوزه مسائل روانشناختی درگیر شده، اول به یک روانشناس مراجعه کند. اگر روانشناس به این نتیجه برسد که مشکل فرد آن قدر شدید است که ممکن است با جلسات تراپی، مدت خیلی زیادی طول بکشد تا درمان شود، او را به روانپزشک ارجاع میدهد. روانپزشک با کمک دارودرمانی سطح اضطراب فرد را کاهش میدهد.»
این روانشناس ادامه میدهد: «البته مصرف دارو اختلال اضطراب را درمان و ریشهکن نمیکند. فقط نشانههای آن را کاهش میدهد. برای درمان حتماً باید به روانشناس یا تراپیست مراجعه کنیم. چون روانشناس یا تراپیست ریشه اضطراب را پیدا میکند و بر اساس ریشهها راهکارها و توصیههای لازم را در اختیار فرد مبتلا یا بیمار قرار میدهد.» در علم روانشناسی، اختلال اضطراب با نام اختلال مادر خوانده میشود، چراکه میتواند موجب ایجاد مشکلات دیگر روانی و جسمی شود و هم میتواند اختلالات و مشکلات دیگر را تشدید کند. به همین دلیل روانشناسان و روانپزشکان تأکید دارند که اگر علائم اضطراب را در خود دیدید، به متخصص مراجعه کنید. چراکه تعلل در پیگیری و درمان اضطراب میتواند این اختلال را تشدید یا اختلالات روانیِ بیشتری به آن اضافه کند. بیقراری، تپش قلب، خشک شدن دهان، ضربان قلب تند، تعریق زیاد، ریتم تنفسی تند و خودارضایی ازجمله نشانههای اختلال اضطراب در افراد بزرگسال هستند. در کودکان هم این نشانهها عبارتاند از شبادراری، دندانقروچه، جویدن ناخن، تیک زدن، لکنتزبان، در خواب راهرفتن، در خواب غلت زدن، در خواب حرف زدن، ترس از تنهائی و تاریکی، ترس از آسانسور، ترس از آب، زودرنج شدن، پرخاشگری، وابستگی و علائم اینچنینی.
بسیاری از افراد نمیدانند برای درمان اضطراب باید چه زمانی به متخصص مراجعه کنند؟ در این میان کارشناسان میگویند: اگر اضطراب، روند زندگی روزمره و کارکردهای روزانه فرد را مختل کرد، لازم است که فرد حتماً برای درمان آن مراجعه کند و دست به خوددرمانی نزند. چون به نظر میرسد آن اختلال بسیار شدید است، اما اگر کارکردهای روزانه را دچار مشکل جدی نکرد، جای نگرانی دارد. فقط باید یاد بگیریم چطور با آن کنار بیاییم و مدیریتش کنیم؟
دیگران را از برنامههایتان حذف نکنید
روزهای پایانی سال برای اکثر افراد پر از استرس و اضطراب است، اما چگونه میتوان این استرس را کنترل کرد؟
باور داشته باشید یا نه، در آرامش بودن یکی از مسائلی است که بر سطح رفاه و موفقیت شما در زندگی اثر میگذارد و حتی کمک میکند برنامهریزیهای روزهای اسفند را بهتر و دقیقتر اجرا کنید. کمتر گوشی تلفن همراهتان را چک کنید. 52 درصد از مردم قبل و بعد از هر کاری ایمیل یا پیامکهایشان را چک میکنند. مطالعات نشان میدهند که چک کردن مداوم نهتنها به خلق و خوی ما لطمه میزند، بلکه باعث کاهش بهرهوری و افزایش استرس در ما میشود. برای کاهش استرس و افزایش شادی، کافی است تنظیمات پیامرسانی خود را غیرفعال کنید. وقتی خارج از محل کار هستید، ایمیل خود را بیش از یک یا دو بار در روز چک نکنید. البته امروزه با پیشرفت تکنولوژی ابزار و وسایل استرسزا بیشتر شدهاند، از پیامک گرفته تا سکوهای پیامرسان و... چک کردن مداوم این شبکههای اجتماعی میتواند باعث افزایش استرستان شود. حال خودتان هستید که باید تصمیم بگیرید میخواهید به این روند ادامه بدهید یا خیر.
وقتی بیحوصله هستید، احتمالاً اجتماعی بودن (در زندگی واقعی و نه بهصورت آنلاین) آخرین چیزی است که به آن فکر میکنید. باید بدانید که این امر دوای درد شما خواهد بود. مطالعه محققان نشان میدهد که داشتن ارتباط منظم با 10 نفر از دوستان نقش قابل توجهی در ایجاد شادی و افزایش طول عمر دارد.
خرید کردن راهکار خوبی برای ایجاد شادی است؛ اما هیچ چیز باارزشتر از این نیست که وقت، سرمایه و احساسات خود را صرف دیگران کنید. در یکی از مطالعات اخیر، شرکتکنندگان مقداری از پولشان را برای خود و مقداری دیگر را برای دیگران خرج کردند. نتیجه این بود که افرادی که پولشان را خرج دیگران کردند، در مقایسه با کسانی که پولشان را برای خود خرج کردند، احساس شادی و رضایت بیشتری داشتند. حتماً لازم نیست با دستان خود هدیهای به دیگران بدهید. همین که صندلی خود را در یک قطار شلوغ به یک غریبه میدهید، نامهای برای تشکر از معلم مدرسه فرزندتان ارسال میکنید یا کاری را از جانب دوستتان انجام میدهید، میتوانید از مزایای آن بهرهمند شوید. انتخابها بیپایان هستند؛ خلاق باشید.
کارهای خیرخواهانه انجام دهید. کارهای داوطلبانه یکی از بهترین فعالیتهایی هستند که میتوانید انجام دهید.
بر اساس یافتههای یک نظرسنجی مشخص شد 94درصد از کسانی که در فعالیتهای داوطلبانه شرکت داشتند، حال و روز بهتری پیدا کردند و 78درصد آنها پس از پایان کار استرس کمتری داشتند. بنابراین از فرصتهای موجود استفاده کنید. در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنید یا کمی از وقت خود را در پناهگاه بیخانمانها بگذرانید.
نگران بودن را کنار بگذارید. تقریباً 85 درصد از موارد استرسزایی که به طور دائم نگرانشان هستیم، هرگز اتفاق نمیافتند. حتی زمانی که نگرانیهای ما رنگ واقعیت میگیرند، در 80 درصد از موارد میتوانیم از پس آنها بر بیاییم، بنابراین اگر باز احساس نگرانی کردید، بنشینید یک لیوان چای بنوشید و به این فکر کنید که تا الان از پس تمام مشکلات خود برآمدهاید. پس میتوانید مشکلات احتمالی آتی را هم به راحتی حل و فصل کنید.
با طبیعت آشتی کنید. یک گلدان پر از گل بخرید. حجم کاری سنگین و همکاری با افراد آزاردهنده میتواند شما را از پا در آورد. جای تعجب نیست که استرس کاری بهعنوان یکی از دلایل عمده ناخشنودی فرد در میان جوامع شناخته میشود. برای آنکه در شرایط سخت زمانه روحیه خود را از دست ندهید، به نزدیکترین بوستان در محل زندگیتان بروید. قدم زدن در دل طبیعت باعث کاهش خستگی روانی، سرخوردگی و عصبانیت شده و احساسات مثبتتان را افزایش میدهد.