کد خبر: ۲۸۱۳۱
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۹

تشرف به مقام فرزندی خاندان عصمت(ع) (خوان حکمت)

نهضت سالار شهيدان، حسين بن علي بن أبي‌طالب (ع) مسئوليت مستقيمي را متوجه جامعه اسلامي كرده است. آنكه عضو امت اسلامي است، در درجه اوّل مسئول است و در درجه دوّم سفير كربلاست. يعني وجود مبارك أبي عبد‌الله نماينده هائي را در سراسر جهان از امت اسلامي انتخاب كرد و با اين خون پيام داد؛ اين امت بايد اين پيام را بشنود، اوّلاً؛ بپذيرد، ثانياً؛ عمل كند، ثالثاً؛ منتشر كند، رابعاً.


گستره وسيع اداره نمودن امت توسط اولياي الهي
راز اين رسالت آن است كه انسان كامل عائله فراواني دارد. آنكه مظهر خداي سبحان است، افراد زيادي در كنار سفره او نشسته‌اند. اگر خداوند رسول گرامي را به عنوان كافَّهً لِلنّاس(1) مبعوث كرد، به عنوان رَحمَهً لِلعالَمين(2) مبعوث كرد؛ پس وجود مبارك رسول گرامي قلمرو مسئوليتش فراوان است. به اندازه قلمرو مسئوليتْ او سفره پهن مي‌كند، به اندازه منطقه سفره او عائله دارد؛ لذا رسول گرامي همه را جزء فرزندان خود مي‌داند. اگر يك پدر فرزندي دارد، مسئول تغذيه اوست؛ امت اسلامي فرزندان علي بن أبيطالب و رسول گرامي (عليهما السَّلام) هستند و آنها مسئولان تغذيه امتند. حضرتش فرمود: من و علي بن أبيطالب پدر اين مردميم: اَنَا وَ عَلِيٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّه (3).
يعني اين مردم يك شناسنامه اي دارند طبيعي، نه فخر آور است و نه وهن آور؛ چون در اختيار آنها نبود. آنها از يك پدر و مادري به دنيا آمدند؛ ناخواسته. ولي وقتي به دنيا آمدند، بزرگ شدند، عاقل شدند؛ انتخاب پدر به دست خود آنهاست. آنها بايد شناسنامه جديد بگيرند، آن شناسنامه جديد را با منطق عقل تدوين كنند، هويت خاصشان را با آن شناسنامه تطبيق كنند و مانند آن. از آن به بعد در انتخاب و تدوين شناسنامه بايد بدانند كه پيغمبر و علي بن أبيطالب (عليهما السَّلام) هر دو آمادگي را اعلام كرده‌اند. فرمودند: من و علي حاضريم شما را به عنوان فرزندي قبول بكنيم، اَنَا وَ عَلِيٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّه. اگر شما خواستيد شناسنامه بگيريد، هويتتان را تطبيق كنيد و در آن شناسنامه نوشته بشود كه فلان كس فرزند پيغمبر است، فلان كس فرزند علي بن أبيطالب است و فرشتگان در كمال آزادي بعد از مرگ شما به شما مي‌گويند: اَلسَّلامُ عَلِيكَ يَا بنَ رَسُولِ الله، و لو سيّد نباشيد؛ اين در اختيار شماست. ما اين آمادگي را اعلام كرديم؛ بيائيد فرزند ما بشويد، ما شما را تغذيه مي‌كنيم. عائله ما بشويد، مي‌شويد واجبُ النَّفَقه ما. ما از شما حمايت مي‌كنيم، حفاظت مي‌كنيم، شفاعت مي‌كنيم، مشكلاتتان را بر طرف مي‌كنيم. ما اين همه موجودات جهان مُلك و ملكوت را اداره مي‌كنيم. اگر شما عائله ما شديد، فرزند ما شديد؛ شفاعتتان، حمايتتان، سلامتتان، حفظتان از لغزش‌هاي سياسي و اجتماعي به عهده ماست؛ اَنَا وَ عَلِيٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّه، اين يك بخش كه قلمرو سفره ولايت و رسالت وسيع است.
شمولیت وصاياي امير مؤمنان (ع) نسبت به همه جوامع بشري
وصيتنامه نوراني امير بيان، علي بن أبي‌طالب (ع) هم در نهج البلاغه هست، هم در سایر جوامع روایي ما. هر كسي كه مي‌ميرد، فرزندان و اعضاي خانواده خود را توصيه مي‌كند؛ ولي علي بن أبيطالب وقتي مي‌خواهد توصيه كند، مي‌فرمايد: اُوصيكُمَا وَ جَميعِ وُلدِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابِي(4). فرمود: مردم! هر كس نهج البلاغة من به او رسيده است، او وصيّ من است. اين ديد جهاني مي‌خواهد، اين ديد خليفه اللّهي مي‌خواهد. فرمود: تنها حسن و حسين نيست، تنها عباس و برادران عباس نيستند، تنها بني هاشم و بني علي و بني فاطمه نيستند؛ اُوصيكُمَا وَ جَميعِ وُلدِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابِي. هر كس تا روز قيامت اين وصيتنامه من به او رسيده است، او وصيّ من است. اگر علي بن أبيطالب در آن جريان مبارزات صفّين و امثال صفّين مي‌گويد: آن يهودي و يهوديه عائله منند، اگر خلخال را از پاي آن زن يهوديه گرفته‌اند، يك انسان غيور اگر جان بدهد بجاست (5)؛ زيرا او عائله من است. اين علي نمي گذارد آن گوهر دين را از ما بگيرند و ساكت بماند! ما يك گوهري داريم كه شرف ماست و شرع ماست، حيات ماست، دنياي ماست، آخرت ماست و آن عقيده ماست. مسائل مادي و طلا و نقره و مانند آن در عين حال كه ارزش اقتصادي دارد، در دستگاه علوي مي‌دانيد آنقدر محترم نيست!
بي ارزش بودن متاع دنيا نزد حضرت امير (ع)
بارها شنيده ايد؛ كسي خدمت وجود مبارك حضرت امير رسيد، عرض كرد: من گداي عادي رایج كذایي نيستم، من يك كاسبم، محترمم، آبرومندم؛ ولي بالأخره كم آوردم. وجود مبارك حضرت امير به مأمور امور مالي اش فرمود: اَعطِهِ اَلفاً، به او هزار واحد بده.آن روز نه تنها اوراق بهادار نبود، اسكناس نبود، سكه هم نبود. سكه به بركت راهنمائي امام باقر (ع) در اسلام، در زمان عمر بن عبد العزيز رواج پيدا كرد. و گرنه در زمان پيغمبر، در زمان علي بن أبيطالب (سلام الله عليهما) همين شمش طلا و نقره بود. آنهائي كه وضع مالي شان خوب بود، همانطوري كه قبلاً عدّه اي در انبارشان هيزم هاي فراواني داشتند، اينها هم شمش هاي طلاي فراواني داشتند. اگر كسي مي‌خواست ناني تهيه كند، گوشتي تهيه كند؛ يك شمش طلا یا نقره مي‌برد، يك مثقال طلا يا يك مثقال نقره مي‌داد و يك مقدار كالا و جنس مي‌خريد.
وجود مبارك حضرت امير آن روز به مأمور اموالش فرمود: اَعطِهِ اَلفاً، هزار مثقال به او بده. اين شخص عرض كرد: هزار مثقال طلا يا هزار مثقال نقره ؟ فرمود: اَعطِهِ اَنفَعَهُمَا بِحالِه كَلاهُمَا عِندِي حَجَر(6). فرمود: هر چه مشكل او را حل مي‌كند، همان را بده. چون هر دو پيش علي سنگ است؛ طلا يك سنگ زرد است، نقره يك سنگ سفيد! اينطور نيست كه اينها جزء گياهان باشند، چه رسد به حيوان، چه رسد به انسان! اينها را به اصطلاح مي‌گويند اَحجار كريمه؛اينها در فضاي جمادند، در محدوده حجر و مَدرند! فرمود: هر دو پيش من سنگ است؛ منتها رنگ‌هايش فرق مي‌كند. اينطور نيست كه طلا و نقره يك ارزش ذاتي داشته باشد! چون يك مالي بايد بين مردم ردّ و بدل بشود، آن كمترين و كمياب‌ترين كالا را به عنوان مال قرار دادند.
همين علي (ع) كه با آن ديد ملكوتي مي‌گويد: طلا يك سنگ زردي است،نقره يك سنگ سفيدي است، خود را به سنگ نفروش؛ همين علي كه مي‌گويد: اگر براي خلخال يك زن يهودي يك كسي دِق كند، بجاست؛ معلوم مي‌شود همه در تحت عيلوله علوي‌اند، اينها عائله آن حضرتند. اگر كسي نگذارد يك سنگي را از پاي يك زني در بياورند، اينقدر نگران است؛ يك عقيده اي را، يك فضيلتي را، يك ديني را از جان جامعه بخواهند بگيرند، حضرت يقيناً نگران است. هم وصيتنامه علوي نشان مي‌دهد كه قلمرو توصيه اش فراوان است، هم آن اخذ شناسنامه‌اش نشان مي‌دهد كه قلمرو ديد حضرت وسيع است. فرمود:پيغمبر و من شما را به عنوان فرزندي قبول كرديم. اگر خواستيد شناسنامه بگيريد، مي‌توانيد در شناسنامه‌اي كه با رغبت خودتان مي‌نويسيد، نه به وسيله مأموران ثبت؛ با عقيده مي‌نويسيد، با اخلاق مي‌نويسيد، با اعمال مي‌نويسيد؛ در آن شناسنامه فرشتگان بنويسند كه فلان‌كس پسر علي بن أبيطالب است، فلان كس پسر پيغمبر است. اين راه باز است!
بيانات حضرت آيت‌الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با اقشار مختلف مردم آمل، حسينيه ارشاد آمل  ـ  27 / 11 / 1383
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ر. ك:  سباء / 28                    (2) ر. ك:  انبياء / 107
(3) بحار الأنوار / 23 / 259             (4) ر. ك:  نهج البلاغه / خ 47  
(5) ر. ك:  نهج البلاغه / خ 27          (6) مستدرك الوسائل / 7 / 268  ـ  با اختلاف
   خوان حکمت در دهه اول محرم روزهای زوج منتشر می‌شود