زنجیرهایها و سرنوشت جبهه به اصطلاح ملی! (نگاه)
در آخرین روزهای خرداد ماه سال 1360 درست زمانی که کشور در التهاب ندانمکاریها و خیانتهای برخی مسئولین روزهای ملتهبی را پشتسر می گذاشت جبهه به اصطلاح ملی در اطلاعیهای از مردم خواست تا در اعتراض به لایحه قصاص که این جبهه آن را غیر انسانی خوانده بود به خیابانها بیایند و تظاهرات کنند! غیر انسانی خواندن حکم الهی و قرآنی قصاص آن هم در جامعهای که با الهام از آیات قرآن بر علیه طواغیت زمان قیام کرده و در این راه هزاران شهید تقدیم اسلام کرده بود چنان سنگین بود که امامخمینی طی سخنانی صریح جبهه ملی را مرتد خوانده و از همپیمانان این تشکل خواستند تا وضعیت خود را روشن کنند.
سید روحالله امینآبادی
در روزهای گذشته و به دنبال اجرای حکم قصاص در مورد یک محکوم به نام خانم ریحانه جباری نشریات و رسانههای زنجیرهای به تبعیت از دشمنان این مرز و بوم از جمله بنگاه خبرپراکنی روباه پیر بیبیسی و در حاشیه انتشار اخبار مربوط به اجرای این حکم، قصاص را زیر سوال برده و به تصریح و تلویح آیات قرآن را غیرانسانی میخوانند!
کافی است به نظرات منتشره ذیل خبر اعدام نامبرده در خبرگزاری ایسنا نگاهی بیندازیم تا عمق کینه این رسانه و رسانههای همسو را از اجرای احکام الهی و قرآنی دریابیم.
این رسانه در ماجرای اسید پاشی نیز با ربط دادن این جنایت به احکام الهی و نورانی امر به معروف و نهی از منکر و حجاب عقدههای خود را از این احکام آسمانی بروز داده و دست به جوسازی شدید علیه نظام اسلامی زد.
غیرعادلانه خواندن قصاص، هجمه به خانواده مقتول که از حق قانونی و الهی خویش در قصاص قاتل بهره گرفته است، متهم کردن دستگاه قضا به صدور احکام غیرانسانی و غیرعادلانه و... محورهای اصلی مطالبی است که در رسانههای زنجیرهای شاهد آن هستیم.
عجیب آن که همین رسانهها که امروز از ضرورت بخشیدن قاتل سخن میگویند همزمان بر شدیدترین مجازاتها برای اسیدپاشان تاکید میکنند و خواستار قصاص متهمین اسیدپاش پیش از محاکمه هستند چند سال پیش در ماجرای اسیدپاشی به صورت خانم آمنه بهرامی در شدیدترین جوسازی رسانهای وی را مجبور به گذشت از حق الهی قصاص کردند حقی که اگر اجرایی و برآورده میشد شاید امروز شاهد اسیدپاشیهای اصفهان نبودیم.
همه این موارد نشان از معیارهای چندگانه رسانههای زنجیرهای دارد، رسانه هایی که از قربانیان خود چون نردبان استفاده میکنند، آنها دنبال وقوع زلزلهای هستند تا بلافاصله اشک تمساح بریزند و قومیتها را به جان هم بیندازند، چنان که در زلزله آذربایجان دیدیم. منتظرند تا قتلی روی دهد تا کمپینها راه بیندازند و خواستار بخشش قاتل شوند و زمانی که قاتل بخشیده نشد و قصاص گردید بر نظام اسلامی به خاطر اجرای حکم قرآنی و الهی قصاص حملهور شوند... زنجیرهایها همواره از قربانیان خود به مثابه نردبان استفاده میکنند کافی است به سخنان آمنه بهرامی قربانی اسیدپاشی نگاهی بیندازیم که میگوید «ضد انقلاب از من خواست تا پناهنده شوم یا سخنانی که میگویند را بگویم تا هزینههای درمانم را بپردازند!»
از همه این موارد میگذریم و زنجیرهایها را به سرنوشت ذلتبار جبهه ملی انذار میدهیم، به یاد داشته باشید که انکار حکم آسمانی قصاص و غیرانسانی خواندن آن چه تبعاتی برای سران جبهه به اصطلاح ملی داشت... ای کاش عبرت بگیرید هر چند شواهد نشان میدهد که چشمها و گوشهایتان مهر شده و قادر به تشخیص نیستید.
در روزهای گذشته و به دنبال اجرای حکم قصاص در مورد یک محکوم به نام خانم ریحانه جباری نشریات و رسانههای زنجیرهای به تبعیت از دشمنان این مرز و بوم از جمله بنگاه خبرپراکنی روباه پیر بیبیسی و در حاشیه انتشار اخبار مربوط به اجرای این حکم، قصاص را زیر سوال برده و به تصریح و تلویح آیات قرآن را غیرانسانی میخوانند!
کافی است به نظرات منتشره ذیل خبر اعدام نامبرده در خبرگزاری ایسنا نگاهی بیندازیم تا عمق کینه این رسانه و رسانههای همسو را از اجرای احکام الهی و قرآنی دریابیم.
این رسانه در ماجرای اسید پاشی نیز با ربط دادن این جنایت به احکام الهی و نورانی امر به معروف و نهی از منکر و حجاب عقدههای خود را از این احکام آسمانی بروز داده و دست به جوسازی شدید علیه نظام اسلامی زد.
غیرعادلانه خواندن قصاص، هجمه به خانواده مقتول که از حق قانونی و الهی خویش در قصاص قاتل بهره گرفته است، متهم کردن دستگاه قضا به صدور احکام غیرانسانی و غیرعادلانه و... محورهای اصلی مطالبی است که در رسانههای زنجیرهای شاهد آن هستیم.
عجیب آن که همین رسانهها که امروز از ضرورت بخشیدن قاتل سخن میگویند همزمان بر شدیدترین مجازاتها برای اسیدپاشان تاکید میکنند و خواستار قصاص متهمین اسیدپاش پیش از محاکمه هستند چند سال پیش در ماجرای اسیدپاشی به صورت خانم آمنه بهرامی در شدیدترین جوسازی رسانهای وی را مجبور به گذشت از حق الهی قصاص کردند حقی که اگر اجرایی و برآورده میشد شاید امروز شاهد اسیدپاشیهای اصفهان نبودیم.
همه این موارد نشان از معیارهای چندگانه رسانههای زنجیرهای دارد، رسانه هایی که از قربانیان خود چون نردبان استفاده میکنند، آنها دنبال وقوع زلزلهای هستند تا بلافاصله اشک تمساح بریزند و قومیتها را به جان هم بیندازند، چنان که در زلزله آذربایجان دیدیم. منتظرند تا قتلی روی دهد تا کمپینها راه بیندازند و خواستار بخشش قاتل شوند و زمانی که قاتل بخشیده نشد و قصاص گردید بر نظام اسلامی به خاطر اجرای حکم قرآنی و الهی قصاص حملهور شوند... زنجیرهایها همواره از قربانیان خود به مثابه نردبان استفاده میکنند کافی است به سخنان آمنه بهرامی قربانی اسیدپاشی نگاهی بیندازیم که میگوید «ضد انقلاب از من خواست تا پناهنده شوم یا سخنانی که میگویند را بگویم تا هزینههای درمانم را بپردازند!»
از همه این موارد میگذریم و زنجیرهایها را به سرنوشت ذلتبار جبهه ملی انذار میدهیم، به یاد داشته باشید که انکار حکم آسمانی قصاص و غیرانسانی خواندن آن چه تبعاتی برای سران جبهه به اصطلاح ملی داشت... ای کاش عبرت بگیرید هر چند شواهد نشان میدهد که چشمها و گوشهایتان مهر شده و قادر به تشخیص نیستید.