هدایت عمومی یا هدایت متقین؟ (پرسش و پاسخ)
پرسش:
خدای متعال در قرآن کریم از یک سو به مخاطبین خود میفرماید: و این (آیات) جز تذکری برای بشر نیست.»(مدثر- 31) یا در سوره بقره آیه 185 میفرماید: ماه رمضان (همان ماهی) است که در آن، قرآن فرو فرستاده شده، (کتابی) که مردم را هدایتگر است. عموم و اطلاق اینگونه آیات، همگانی و همیشگی بودن هدایت قرآنی است. اما از طرف دیگر در آیاتی مانند: «(این قرآن) هدایت و رحمتی فقط برای گروندگان (به خدا) است.»(یونس- 57) و آیه دیگر: «هدایت و رحمت برای درستکاران است.» (لقمان- 3) و آیه دیگر: «این کتاب که بدون شک از طرف خدا است، آنانی را هدایت میکند که با تقوا باشند.»(بقره- 2) خدای متعال هدایت قرآن را برای مخاطبین خاصی مانند: مؤمنین، محسنین و متقین معرفی میکند. آیا این دو نوع موضع متفاوت قرآنی، موهم تعارض و تناقض در قرآن نیست؟
پاسخ شبهه
1- هدایت قرآن همگانی است و آیات آن مفید هدایت و ناظر به بهرهوری از آن میباشد. قرآن کریم در مقام هدایت تشریعی و بذرافشانی هدایت، هیچگونه اختصاصی به گروه معینی ندارد، ولی انسانها در برابر قرآن دو دستهاند: الف) برخی هدایت و دعوت قرآنی را نشنیده میگیرند: «و اگر آنها را به (راه) هدایت فرا خوانید نمیشنوند.»(اعراف- 198) و اگر هم بشنوند، ترتیب اثر نمیدهند: «و اگر بشنوند پاسخ شما را اجابت نمیکنند.»(فاطر- 14) و برخی نهتنها اجابت نمیکنند، بلکه وحی و نبوت و رسالت بشر را از ریشه انکار میکنند: «و (چیزی) مردم را از ایمان آوردن بازنداشت، آنگاه که هدایت برایشان آمد. جز اینکه گفتند: آیا خدا بشری را به سمت رسول مبعوث کرده است؟»(اسراء- 94) ب) برخی دیگر همانند: متقین، مؤمنین و محسنین از هدایت قرآن بهره میگیرند و آیات اختصاصی هدایت، ناظر به آنان است. همانگونه که انذار قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) نیز همگانی است. «تا برای جهانیان هشداردهندهای باشد.»(فرقان- 1) و آیه دیگری که میفرماید: «این قرآن بر من وحی شده است تا شما را و هر کس را که به او برسد بیم دهم.»(انعام- 19) ولی تنها گروه خاصی از این انذار همگانی بهره میبرند: «تا هر کس را که (دل) زنده است بیم دهد.»(یس- 70) و در آیه دیگر میفرماید: «جز این نیست که تو کسانی را که از قرآن بترسند، بیم میدهی.» (نازعات- 45) بنابراین گرچه دعوت و هدایت قرآن عمومی است، ولی تنها راهنمای کسانی است که آن را بپذیرند و در برابر ظهور حق، جدال باطل نکرده و از احسن اقوال پیروی کنند.
2- مراد از هدایت در مورد متقین، مؤمنین و محسنین، هدایت تشریعی پاداشی است، نه هدایت تکوینی ابتدائی، و سر این اختصاص مزبور آن است که متقین سرمایه پذیرش هدایت قرآنی را که همان سلامت فطرت است حفظ کردهاند. آنان پیش از عمل به هدایت تشریعی ابتدائی قرآن، از هدایت تکوینی ابتدائی فطرت بهره میگیرند و این «تقوای فطری» زمینهساز پذیرش هدایت تشریعی قرآن است. سپس آنها در پرتو عمل به رهآورد وحی، مشمول هدایت تشریعی و پاداشی قرآن میشوند. بنابراین آنان که از هدایت تشریعی قرآن بهره میبرند، مشمول دو هدایت هستند: یکی هدایت تکوینی فطری. که ابتدائی و مربوط به قبل از پذیرش هدایت قرآنی است و آیه «ایشان از سوی پروردگارشان قرین هدایتند.» (بقره- 5) ناظر به آن است و دیگری هدایت تشریعی پاداشی که مربوط به بعد از پذیرش هدایت تکوینی است، و آیه «هدی للمتقین» به آن نظر دارد. نتیجه اینکه: هدایت تشریعی و پاداش قرآنی که هدایت ثانوی است، بهره پارسایانی است که سرمایه هدایت فطری خود را نگهبانی و نگهداری کرده باشند، کسانی که بر اثر همین انتخاب درونی و حفظ و نگهداری بالفعل آن، موصوف به وصف تقوا هستند.
3- این دو نوع آیات و مواضع قرآنی، ناظر به دو نوع عدایت هستند: یکی ارائه طریق (ارسال رسل) و دیگری ایصال الی المطلوب (هدایت خاصه) و مراد از هدایت ویژه پرهیزکاران در این آیه کریمه، همان هدایت تشریعی (ایصال الی المطلوب) است که متاخر از هدایت تکوینی همگانی قرآن (ارائه طریق و هدایت عامه) است. مراد از متقین نیز کسانی هستند که این سرمایه فطرت را با شنیدن پیام فطرت انتخاب و حفظ کرده باشند و افزون بر تقوای فطری، تقوای عملی نیز داشته باشند، یعنی افزون بر بهرهگیری از هدایت فطری، از هدایت تشریعی قرآن نیز استفاده کرده باشند. به عبارت دیگر هم فطرت خویش را شکوفا ساخته و هم با راهنماییهای قرآن، بخشی از راه را پیموده باشند. آنگاه هدایت پاداش ایصال الی المطلوب، نصیب آنان خواهد شد. بنابراین مواضع متفاوت قرآنی درباره هدایت مردم و آیات مربوطه هیچگونه تنافی و تعارضی با یکدیگر ندارند.