کد خبر: ۲۷۷۰۱۶
تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۳
نگاهی به «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»

نتفلیکس و حمایت از صهیونیست‌ها

 
فاطمه قاسم‌آبادی
یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در ‌هالیوود برای برنامه‌سازی در جهت مظلوم‌نمایی یهودیان و قدرت‌نمایی آمریکا مورد استفاده قرار میگیرد، جنگ جهانی دوم است.
این جنگ که با پیروزی آمریکا و متحدانش تمام شد و باعث شد تا قدرت‌های قدیمی مانند انگلستان و فرانسه و... رفته‌رفته بعدش ضعیف شوند و آمریکا جایشان را بگیرد، به شدت برای آمریکا مهم بوده و در حال حاضر هم مهم است.
معمولا در ساخته‌های مربوط به جنگ جهانی دوم، روی مسائلی مانند هولوکاست و آزار یهودیان، نجات جهان به وسیله آمریکا و... تمرکز می‌شود.
مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم» به نویسندگی و کارگردانی «استیون نایت»، محصول سال 2023 آمریکاست. این مینی‌سریال با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده است و داستان زندگی دختری نابینا و یهودی را در جنگ جهانی دوم روایت می‌کند.
داستان جنگ و نجات
داستان مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»، در زمان جنگ جهانی دوم در سال 1944 اتفاق می‌افتد و زمانی را به تصویر می‌کشد که شهر «سن مالو» در فرانسه، تحت اشغال نازی‌ها بود و آمریکایی‌ها با بمباران شهر سعی در آزاد کردن شهر و عقب راندن نازی‌ها داشتند.
در همین بین، دختر نابینای یهودی به نام «ماری» که پدرش جواهرفروشی مشهور بوده که به دست نازی‌ها به‌خاطر جواهری مشهور کشته شده، سعی می‌کند تا با ارتباط رادیویی به آمریکایی‌ها در تصرف شهر کمک کند و از طرف دیگر ماجرا یک سرباز آلمانی به نام «ورنر» که قرار است ماری را پیدا کند و به افسر مافوقش تحویل بدهد، از دستورات سرپیچی می‌کند تا ماری را نجات بدهد. 
ماری در نهایت با کمک همه اطرافیانش موفق می‌شود از دست افسر نازی بی‌رحم نجات پیدا کند و شهر را از دست نازی‌ها نجات بدهد...
آمریکایی‌ها در راهند
در مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»، مخاطبین از همان ابتدای سریال، بمب‌افکن‌های آمریکایی را می‌بینند که در آسمان فرانسه در حال بمباران شهر هستند و خانواده یهودی ماجرا، مدام از این اتفاق به‌عنوان تنها راه نجات صحبت می‌کنند.
تقریبا در تمام چهار قسمت، مخاطبین می‌بینند که تمام امید دختر یهودی نابینا و بینوا و عمویش به آمدن آمریکایی‌ها است و این جمله را مدام تکرار می‌کند که: «بالاخره آمریکایی‌ها آمدند.» این مسئله که صهیونیست‌ها از همان ابتدای تاسیس اسرائیل و شروع غصب فلسطین، بزرگ‌ترین کمک‌ها را از آمریکایی‌ها گرفتند، در قبال حفاظت از منافع این کشور در غرب آسیا، مسئله پوشیده‌ای نیست، اما اینکه هنوز هم به محض اینکه در تنگنا گیر می‌کنند، مانند بچه‌ای خردسال، به‌دنبال دَدِه خود هستند تا از آنها در مقابل دشمنان‌شان محافظت کند، مسئله جالبی است.
با توجه به اینکه در زمان جنگ یوم کیپور سال 1973 میلادی هم از همان ابتدا، اسرائیل و صهیونیست‌ها دست به دامان آمریکا شدند و در جنگ طوفان الاقصی که امسال، درست بعد از 40 سال اتفاق افتاد، باز هم صهیونیست‌ها، حتی یک روز صبر نکردند برای کمک گرفتن از آمریکا، معلوم است که توهم اسرائیل قدرتمند، تا چه حد توخالی است و تنها راه حیات این توهم، این مسئله است که مانند انگلی از ارباب خود تغذیه کند.
در مینی‌سریال تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم، عملا هیچ تصویری از فرانسوی‌ها و فرهنگ مردم فرانسه در سریال نیست و این مردم عملا در نجات شهر و کشورشان وجود ندارند و در اقدامی خنده‌دار، فرانسوی‌ها و آلمانی‌های سریال، انگلیسی صحبت می‌کنند!
این قضیه به قدری در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد که گویی آمریکایی‌ها قبل از نازی‌ها در این شهر بوده‌اند و پیش از تصاحب نازی‌ها، آنها شهر را غصب کرده‌اند...
عدم توجه به زبان در این سریال و تفاوت‌های فرهنگی اروپایی‌ها، باعث شده تا حس همذات‌پنداری مخاطبین به‌شدت نسبت به سریال کم باشد.
تقلید از آثار موفق
در مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»، سازنده بدون هیچ خلاقیتی تمام سعی‌اش را کرده که با تقلید از قسمت‌های تاثیرگذار آثار قدیمی‌تر سینما در مورد یهودیان، کار خودش را قابل قبول کند.
برای مثال شخصیت افسر نازی بی‌رحم که به‌دنبال جواهر معروف خانوادگی ماری است، به‌شدت شبیه به کلنل اس‌اس، «هانس لاندا» در فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» است که توانست توجه مخاطبین را در زمان اکران فیلم، به خود جلب کند. 
جالب است که بیشتر رفتار هیستریک این شخصیت نچسب هم از همان شخصیت معروف‌هانس لاندا، گرفته شده است. در فیلم حرامزاده‌های لعنتی هم این کلنل به‌دنبال تنها فرد باقی مانده از یک خانواده یهودی بود که آنها را قتل‌عام کرده بود و آن شخص کسی نبود جز دختر و بازمانده این خانواده. در این سریال هم از ابتدا تا انتها، افسر نازی موردنظر، به‌دنبال دختر یهودی است که قبلا پدرش را کشته و حالا می‌خواهد با پیدا کردن دختر، به جواهر موردنظر خود برسد.
از طرف دیگر در قسمت اول و زمان کودکی ماری، مخاطبین او را می‌بینند که به همراه پدرش به صندوق امانات می‌رود و در آن صحنه‌ها این دختر بچه نابینا، ژاکتی قرمز رنگ به تن دارد که مخاطبین را به یاد دختر بچه قرمزپوش فیلم «فهرست شیندلر» می‌اندازد.
در انتهای داستان هم ماری با رفتن به کنار ساحل و پرتاب کردن الماس بزرگ و آبی به دریا که فکر می‌کند، نفرین شده است، کلیشه شخصیت «رُز»، پیرزن فیلم تایتانیک را تکرار می‌کند و مثلا از دست الماس آبی نفرین شده، که طمع بقیه را برای آسیب به او برانگیخته بود، خلاص می‌شود.
سازنده سعی کرده در این سریال بدون هیچ ذوقی، تکه‌هایی از فیلم‌های مورد علاقه مردم را به هم بچسباند و این کار راه هم بدون هیچ خلاقیتی انجام می‌دهد و به‌خاطر همین هم نتیجه‌اش یک کار تکراری و آنتن‌پرکن می‌شود.
همه فدای ما بشوند
در مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»، مخاطبین از قسمت اول می‌بینند که همه در حال محافظت از دختر یهودی و نابینا هستند تا به دست افسر نازی نیفتد. این مسئله از صاحب کافه در قسمت اول شروع می‌شود که در نهایت جانش را برای پنهان نگه داشتن خانه دختر می‌دهد و بعد هم می‌بینیم که ورنر سرباز آلمانی، به‌خاطر مخفی کردن موج رادیویی مربوط به این دختر، بدون اینکه شخص او را اصلا بشناسد، جان همقطارش را می‌گیرد و در ادامه هم بارها جان خودش را به‌خاطر ماری به خطر می‌اندازد!
در ساخته‌های مشهور مربوط به جنگ جهانی دوم که زندگی یهودیان در آنها به تصویر کشیده شده، معمولا این مسئله حفاظت از جان یهودیان و مقدم شمردن این گوهر‌های والای انسانی، همیشه در اولویت است و شخصیت‌های مثبت در حقیقت با رد کردن آزمون فدا کردن جان و مال‌شان در راه حفاظت از یهودیان، شناخته می‌شوند!
این مسئله در فیلم‌هایی مانند پیانیست، فهرست شیندلر، حرامزاده‌های لعنتی و... همیشه تکرار شده است و به کلیشه‌ای محبوب در ‌هالیوود تبدیل شده است.
قابل توجه است که در بیشتر این ساخته‌ها، مخاطبین یهودیان معتقد و مذهبی را نمی‌بینند و به جایش همیشه آن دسته از یهودیان به تصویر کشیده می‌شوند که هیچ اعتقاد خاصی ندارند و حرام و حلالی برایشان مطرح نیست... در مینی‌سریال تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم هم یهودیان ماجرا یعنی ماری، پدر و عمویش به راحتی مشروب می‌خورند و غذاهای حرام برایشان منعی ندارد و نه ظاهرشان شبیه یهودیان معتقد است و نه اعمال‌شان و اتفاقا همیشه همین دسته از یهودیان که در واقع تفکرات صهیونیستی دارند، در‌ هالیوود مظلوم و نیازمند حمایت به تصویر کشیده می‌شوند.
نتفلیکس و سری‌‌سازی‌
شبکه نتفلیکس با توجه به سیاست انبوه‌سازی که در پی گرفته است، مدت‌هاست که در سطح‌های مختلف، مخاطبین متفاوتی را جذب ساخته‌های خود کرده است.
این شبکه اینترنتی که با بودجه‌ای باورنکردنی، فیلم‌ها و سریال‌های بی‌شماری را روی آنتن خود دارد و مدام در حال تولید است، به غیر از سیاست‌هایی که برای تغییر ذائقه جنسی مخاطبینش دارد، در سال‌های اخیر با ساخت فیلم‌ها و سریال‌هایی که در آن نقش سفیدپوستان را در گذشته، به سیاه‌پوستان داده است، به شدت سروصدا به پا کرده است... جالب است که این شبکه مانند دیگر شبکه‌های پرمخاطب آمریکایی که سرمایه‌داران بزرگ یهودی آن را هدایت می‌کنند، همیشه سهم خاصی از تولیداتش را به دفاع از یهودیان و مظلوم جلوه دادن آنها در دوران مختلف، به‌ویژه در جنگ جهانی دوم اختصاص داده است. مینی‌سریال «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»، هم از همین سری تولیدات است که بدون هیچ حرف تازه‌ای، تنها قرار است به مخاطبینش لزوم حفاظت از یهودیان را در برابر دشمنان‌شان یادآوری کند و بر مظلومیت تمام‌نشدنی این قوم پافشاری کند.