خطر تروریسم بیخ گوش کاخ سفید (نگاه)
سید محمد امینآبادی
21 سال و 11 ماه و 29 روز پیش در چنین روزی یعنی 20 سپتامبر 2001 (29 شهریور 1380) «جورج دبلیو بوش» رئیسجمهور وقت آمریکا 9 روز بعد از حملات به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی و پنتاگون در 11 سپتامبر با حضور در کنگره آمریکا دکترین جنگ جهانی آمریکا علیه تروریسم را اعلام کرد. وی خطاب به نمایندگان کنگره گفت:«جنگ ما علیه ترور با القاعده شروع میشود اما همان جا تمام نمیشود. این جنگ تا زمانی که تمام گروههای تروریستی دنیا شناسایی، متوقف و مغلوب نشدهاند ادامه دارد». در راستای اجرای این راهبرد، بوش در 7 اکتبر 2001 (15 مهر 1380) یعنی در کمتر از یک ماه پس از حملات 11 سپتامبر، فرمان حمله نظامی به افغانستان را با این بهانه که طالبان با تحویل «اسامه بن لادن» به آمریکا مخالفت کرده است، صادر کرد. 10 اکتبر 2002 (18 مهر 1381) یعنی یک سال بعد هم بوش از کنگره آمریکا اجازه حمله به عراق را به بهانه ساخت و انبار سلاحهای کشتارجمعی در این کشور دریافت کرد. بوش به دنبال این مجوّز و البته بدون مجوّز رسمی شورای امنیت سازمان ملل در 19 مارس 2003 (28 اسفند 1381) به عراق حمله کرد. بعدها هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا که عراق در زمان حمله آمریکا به این کشور دارای سلاحهای کشتار جمعی بوده است یافت نشد.
5 میلیون کشته، 38 میلیون آواره
22 سال بعد از آغاز رسمی جنگ جهانی آمریکا علیه تروریسم به دو پرسش اساسی مرتبط با هم باید پاسخ دهیم. اول، تلفات و خسارات انسانی و مادی این جنگ تاکنون به چه میزان بوده است و دوم، آیا این جنگ در تحقق اهداف خود موفق بوده است یا به عبارت بهتر جهان نسبت به 2001 امنتر شده است یا نه؟ هرچند تعیین آمار دقیق افرادی که پس از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی قربانی جنگ آمریکا و ناتو «علیه تروریسم» شدهاند هنوز دشوار است، اما نتایج جدیدترین تحقیقات «پروژه هزینههای جنگ» دانشگاه «براون» نشان میدهد که این جنگ به صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب مرگ نزدیک به 5 میلیون نفر در کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، پاکستان، لیبی، سومالی و یمن شده است. از سوی دیگر، هرچند جنگ ۲۰ ساله آمریکا و ناتو در کشورهای یادشده موجب مرگ چند هزار نیروی نظامی شده است، اما اغلب قربانیان این جنگ غیرنظامیان، به ویژه زنان و کودکان بودهاند. بر اساس گزارش «دانشگاه براون» جنگ تحت رهبری آمریکا به دلیل پیامدهای فاجعهبار آن برای مردم غرب آسیا، شمال آفریقا و آسیای مرکزی، عواقبی چون ویرانی زیرساختها بیثباتی، فروپاشی اقتصادی، بحران کمبود غذا و قحطی، تشدید خشونت مسلحانه و غیرمسلحانه...را برای مردمان این مناطق به میراث گذاشته است. بر اساس این پژوهش بیش از ۷ هزار سرباز آمریکایی در عراق و افغانستان به همراه بیش از ۸ هزار پیمانکار کشته شدند و نیروهای آمریکایی متحمل تأثیرات بسیاری شدهاند، از جمله میزان خودکشی در میان کهنهسربازان که از جمعیت عمومی پیشی گرفته است. غیر از نزدیک به 5 میلیون تلفات انسانی جنگهای جهانی آمریکا باعنوان علیه تروریسم، این گزارش نشان میدهد که 38 میلیون انسان نیز به خاطر این جنگها از خانه و کاشانه خود آواره شدهاند. گزارشهای نهادهای بینالمللی، اظهارات کارشناسان و مقامات رسمی و غیر رسمی آمریکایی و غربی همچنین نشان میدهد که این جنگها غیر ویرانی و نابودی زیرساختهای کشورهای هدف بیش از 8 تریلیون دلار نیز هزینه داشته است. لذا در پاسخ به سؤال اول درباره هزینههای انسانی و مادی این جنگ میتوان اینگونه جمعبندی کرد که 5میلیون کشته، 38 میلیون آواره و دستکم 8 تریلیون دلار خسارت اقتصادی، حداقل میزان تلفات انسانی و اقتصادی این جنگها بوده است. بر اساس گزارش دانشگاه بروان این خسارتها در بسیاری از کشورهای هدف همچنان تداوم دارد.
مرگبارترین خطر
اما در پاسخ به پرسش دوم که آیا در نتیجه جنگ جهانی آمریکا باعنوان علیه تروریسم، جهان امنتر شده است؟ کافی است حوادث دو دهه اخیر به ویژه در منطقه غرب آسیا را مرور کنید، زایش داعش، قدرت گیری دوباره طالبان در افغانستان، پراکندگی گروههای سلفی تکفیری در سرتاسر غرب آسیا و شمال آفریقا تنها بخشی از نتایج جنگ فرمایشی و گزینشی آمریکا با تروریسم در منطقه بوده است.«سث جونز» کارشناس آمریکایی ضدتروریسم و مدیر برنامه امنیت بینالمللی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی میگوید: «نسبت به سال2001 گروههای تروریستی در نقاط بیشتری در دنیا فعال هستند...من فکر میکنم ما در نقطهای هستیم که بهزودی شاهد اوجگیری سازمانهای تروریستی سلفی خواهیم بود.»
راهبرد ادعائی « مبارزه با تروریسم » در عرصه بینالمللی با شکست آمریکا در افغانستان و خروج سراسیمه از این کشور عملاً شکست خورد و بایدن نیز ضمن اذعان بهاشتباه آمریکا در این زمینه گفت« دیگر نمیتوانیم برای مقابله با القاعده به کشورها حمله کنیم». نگاه گزینشی به تروریسم و تلاش برای تحمیل دموکراسی موردنظر آمریکا با زور اسلحه از دلایل اصلی این شکست و ناکامی بود. خروج آمریکا از افغانستان و فروپاشی سریع دولت و ارتش این کشور مقابل طالبان آن هم بعد از صرف میلیاردها دلار از سوی آمریکا طی 20 سال گذشته نشان داد که دوران جهانی سازی لیبرال دموکراسی با زور اسلحه به پایان رسیده است. پروژه دولت- ملت سازی که آمریکا 20 سال پیش با اشغال افغانستان شروع کرد؛ یکشنبه(24 مرداد 1400) با سقوط کابل، فرار اشرف غنی و فروپاشی ارتش افغانستان بدون کوچکترین مقاومتی عملاً به پایان رسید و بار دیگر ثابت کرد نهادسازی از بیرون آن هم با زور اسلحه راه به جایی نمیبرد. ارتش، دولت، پارلمان، نهادهای مدنی و... باید از درون مناسبات و تحولات سیاسی و اجتماعی کشور رشد کرده و به ثمر بنشیند و شکلگیری دولت -ملت و نهادهای اجتماعی، سیاسی و نظامی تنها در سایه وفاق نیروهای داخلی شکل میگیرد.
اما طنز ماجرا در اینجاست: در حالی که آمریکا طی دو دهه گذشته در منطقه خاورمیانه با ادعای مقابله با تروریستها در جهت تامین امنیت خود میجنگید « تروریسم داخلی» در حال تبدیل به بزرگترین منبع تهدید امنیت این کشور بود. در آمریکا منظور از «تروریسم داخلی» گروههای نژادپرست و راست افراطی هستند که طی سالهای اخیر و به خصوص بعد از به قدرت رسیدن ترامپ رشد قارچگونهای در فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا داشتند. «بایدن» رئیسجمهور آمریکا نیز «تروریسم داخلی» را «مرگبارترین تهدید» برای آمریکا میداند. بایدن در این باره گفته است: « نه داعش و نه القاعده بلکه افراد قائل به برتری نژاد سفیدپوست مرگبارترین تهدید برای آمریکا هستند. این ارزیابی من نیست. ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا هم در دولت دونالد ترامپ و هم در دولت من است». «الخاندرو مایورکاس» وزیر امنیت داخلی آمریکا نیز طی اظهاراتی گفته است: «ما به میزان زیادی بر افراطگرایی خشن داخلی متمرکز شدهایم. این بزرگترین تهدید و تهدید مرتبط با تروریسم است که ما در آمریکا با آن روبه رو هستیم. ما تاکنون اقدامات زیادی انجام دادهایم و قصد داریم اقدامات بیشتری صورت دهیم». طی 22 سال گذشته آمریکا برای مقابله با تروریسم خارجی بیش از 8 تریلیون دلار هزینه کرد و نزدیک به 5 میلیون انسان را در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به کام مرگ فرستاد. دولت آمریکا که در مبارزه ادعائی خود با تروریسم در عرصه بینالمللی به شدت ناکام بود حالا باید با تروریستها در عرصه داخلی مبارزه کند. خطری که آمریکا زمانی نه چندان دور در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود به دنبال حذف آن بود حالا به طور واقعی به نزدیکی کاخ سفید و کنگره آمریکا رسیده است.