بررسی اهمیـت عضویت ایــران در گروه بریکس-بخش دوم
بریکس پنجره ورود به نظم جدید جهانی
تحرّک دولت در باب سیاست خارجی تحرّک بسیار خوبی است. این سیاستی که شما اتخاذ کردهاید که عبارت است از ارتباط با همسایگان، بسیار سیاست خوبی است، این را باید دنبال کرد. ما باید با هیچ یک از همسایگانمان مناقشه نداشته باشیم؛ باید سعی کنیم مناقشهای وجود نداشته باشد. هرچه مناقشه هست، تبدیل بشود به همکاری؛ این همکاری ممکن است که خب یک مقداری انجام گرفته، بعد از این هم باید انجام بگیرد. یا ارتباط با همه دولتهایی در دنیا که مایل به ارتباط با ما هستند، با یک استثنای محدودی که حالا مشخّص است. ارتباط با قارّههای مختلف؛ آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیا، شرق آسیا، همه جا. این سیاستِ ارتباطِ متعدّد و متنوّع با کشورهای مختلف، با خصوصیّاتی که دارند از لحاظ سیاسی، از لحاظ اقلیمی، از لحاظ امکانات اقتصادی، فرهنگی و غیره، کار درستی است.
رهبر انقلاب در بخشی از دیدار اخیر با اعضای هیئت دولت، علاوه بر مطالب فوق تاکید داشتند؛ عضویت در دو پیمان مهم بینالمللی در فاصله کوتاه، موفّقیّت خیلی خوبی بود که خود این نه فقط مفید برای کشور است، بلکه حکایت از یک حقایقی و واقعیّاتی هم میکند. کشورهای دنیا عاشق چشم و ابروی کسی نیستند که بگویند آقا شما بفرمایید اینجا عضو بشوید؛ یک محاسبهای دارند که این حرف را میزنند، یک محاسبهای دارند که میپذیرند یک دولت را؛ این محاسبه خیلی مهم است؛ این نشاندهنده این است که کشور در وضعی قرار دارد، در حدّی قرار دارد که مشترکان و مؤسّسان این پیمانهای بینالمللی راغبند، مایلند و بلکه گاهی مصرّند که کشور عزیزمان جزو آنها بشود. (8 شهریور 1402)
بریکس؛ رقیبی برای گروه هفت
خروج از سلطه دلار و ایجاد توازن در وضعیت مالی و اقتصادی دنیا از جمله اهداف تشکیل بریکس است.
عبدالرضا فرجی راد، سفیر پیشین ایران در نروژ و مجارستان با بیان این مطلب، حضور اقتصادهای نوظهور جهان مثل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در گروه بریکس را مهم دانسته و میگوید: «بریکس در ابتدای کار خود و در حال تدوین مقررات و پذیرش اعضای جدید است و نحوه تعامل اعضای بریکس با یکدیگر، جایگاه این گروه را در معادلات جهانی تعیین خواهد کرد.»
سفیر پیشین ایران در نروژ و مجارستان به روابط اقتصادی گسترده تعدادی از کشورهای عضو گروه بریکس با غرب اشاره کرده و میافزاید: «گروه بریکس با وجود روابط اقتصادی برخی از اعضا با غرب، دنبال ایجاد ساختاری برای خروج از سلطه دلار است و به این دلیل رقیب «گروه هفت» محسوب می شود. طبیعتا غرب و «گروه هفت» در مقابل شکلگیری گروه بریکس، بیکار نخواهند ماند و برای تضعیف آن تلاش خواهند کرد.»
او ادامه میدهد: «حرکت گروه بریکس به سمت «جهان چندقطبی» است و اعضای آن قصد دارند تا نظام تک قطبی حاکم بر جهان را از بین ببرند، اما باید دید آیا بریکس خواهد توانست در مقابل اقدامات تنبیهی آمریکا و غرب دوام بیاورد.»
این دیپلمات پیشین، تعارضات بین «گروه هفت» و «گروه بریکس» را محدود به اقتصاد نمیداند و معتقد است: «با قدرت گرفتن بریکس و جدیتر شدن برنامههای آن، این گروه یک رقابت ژئوپلیتیک با گروه هفت خواهد داشت، زیرا آنها نهتنها در حوزه اقتصادی بلکه در حوزه فرهنگی و سیاسی هم با هم تعارضاتی دارند. گروه بریکس، رقیب گروه هفت است و نمیتواند همکار آن باشد و با عملیاتی شدن برنامههای اقتصادی بریکس، این رقابتها هم تشدید خواهد شد. فعلاً رقابتها در حوزه سیاسی و تا حدی امنیتی است.»
فرجی راد درباره چشم انداز آینده بریکس اظهار میدارد: «باید منتظر بود و دید کشورهای عضو بریکس چقدر برای مقاومت در مقابل اقدامات تخریبی آمریکا آمادگی دارند. اقدام جمهوری اسلامی ایران برای عضویت در گروه بریکس اقدام خوبی است، اما سامان دادن به اقتصاد داخلی و روابط بینالمللی یکی از پیششرطهای بهرهبرداری حداکثری از فرصت حضور در بریکس است.»
این کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی، تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران به بهانههای مختلف از جمله عضویت نداشتن ایران در
«اف. ای. تی. اف» را یادآور شده و میگوید: «امیدواریم که عضویت ایران در گروه بریکس زمینهساز رفع تحریمها باشد.
بیتفاوتی کشورهای مستقل
به یکجانبهگرایی آمریکا
کارشناسان معتقدند؛ پیمانهایی مثل بریکس که به دنبال کاهش قدرت آمریکا در حوزه اقتصاد و دلارزدایی و تشکیل جبهه کشورهای مستقل در برابر یکجانبهگرایی آمریکاست را میتوان به گسترش جبهه مقاومت تعمیم داد.
وحید جلالزاده، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در این باره به ایرنا میگوید: «عضویت ایران در بریکس میخی بر تابوت تحریمهای یکجانبه آمریکاست. بریکس و شانگهای قطعاً جبههای در برابر زیادهخواهیهای نظام سلطه و در رأس آن آمریکا است.»
جلالزاده با تاکید بر اینکه بریکس، شانگهای و اوراسیا، اسم رمز شکست تحریمهای غرب است، تصریح میکند: «خنثیسازی تحریمها در عصر شکلگیری هندسه نوین جهانی، یعنی دوران ورود به پیمانها، ائتلافها و اتحادیههای منطقهای و بینالمللی و این به معنای پایان یکجانبهگرایی است.»
سید کمال سجادی، سفیر سابق ایران در کامبوج، فیلیپین و ویتنام هم درباره اهمیت پیوستن ایران به بریکس اظهار میدارد: «بریکس از کشورهایی تشکیل شده است که هم جمعیت بالایی دارند و هم اقتصادهای مهم و بزرگی هستند مانند چین، هند، برزیل، روسیه. تصمیماتی که اعضای بریکس اتخاذ میکنند حایز اهمیت است، به عنوان نمونه آنها قصد دارند دلار را از معاملات اقتصادی میان خودشان با کشورهای دیگر حذف کنند که این قدم بسیار بزرگی برای آنها به شمار میرود.»
سفیر سابق کشورمان در کامبوج، فیلیپین و ویتنام میافزاید: «هژمونی دلار تاکنون ملتها را زمینگیر کرده است. از آنجایی که آنها به لحاظ پولی در جهان حاکمیت دارند کشورهای دنیا از جمله ایران را به لحاظ ارزش دلار و مبادلات بانکی که در دنیا انجام میشود تحت فشار قرار میدهند. بنابراین اقدام اعضای بریکس در این رابطه مهم و بزرگ است. اعضای بریکس به لحاظ جمعیت، تکنولوژی و اقتصاد جهانی دارای نقاط قوت زیادی هستند که پیوستن جمهوری اسلامی ایران، این مجموعه را قویتر خواهد کرد و به لحاظ سیاسی و اقتصادی میتواند منافع فراوانی را از پیوستن به این پیمان برای کشورمان به همراه داشته باشد.»
سجادی با اشاره به وضعیت جایگاه ایران با پیوستن به پیمان بریکس میگوید: «در مجموع با توجه به ظرفیتهای فراوانی که اعضای بریکس دارند پیوستن به این پیمان میتواند همافزایی زیادی برای کشورهای عضو از جمله ایران داشته باشد. هژمونی دلار استعمار جدیدی در مورد کشورهاست که آنها را با قدرت پوشالی خود تحت فشار قرار میدهد. زمانی که سلطه و قدرت آمریکا به واسطه قیمتی که برای دلار تعیین میکند و سلطهای که دلار بر بانکهای جهانی دارد کاهش یابد سرعت افول هژمونی آمریکا روز به روز افزایش خواهد یافت و این موضوع به نفع ایران است. درواقع باید گفت که به نفع اعضای بریکس است که کشور قدرتمندی مانند ایران به این پیمان بپیوندد.
واکنش غرب به عضویت ایران در بریکس
پس از پیوستن کشورمان به گروه بریکس و اعلام رسمی آن در دنیا، واکنشهای زیادی از سوی غربیها به این اتفاق مهم صورت گرفت. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا در واکنش به این خبر مهم میگوید: «این روزها دیدیم که بریکس در حال پذیرش کشورهای بسیار متنوعی است که نماینده تقریباً نیمی از جمعیت جهان هستند.»
پیتر استانو، سخنگوی سیاست خارجه اتحادیه اروپا نیز اظهار داشته؛ «این بلوک در حال رصد اطلاعات درباره گسترش گروه بریکس است.»
روزنامه نیویورک تایمز نزدیک به حزب دموکرات در آمریکا هم در یادداشتی دعوت ایران برای الحاق به بریکس را پیروزی سیاسی و غافلگیرکننده خواند. در این یادداشت آمده است: «اخیراً بیانیهای غافلگیرکننده منتشر شد مبنی بر اینکه ایران برای پیوستن به بریکس دعوت شده است؛ گروهی از اقتصادهای نوظهور که قصد دارند به عنوان وزنه (موازنهبخش) در برابر سلطه غرب بر نظم جهانی عمل کنند. مقامات ایرانی بلافاصله اعلام پیروزی و به «دستاورد تاریخی» کشورشان مباهات کردند و از پتانسیل (بریکس) به عنوان یک شریک تجاری و به برهمزننده ایدئولوژیک هژمونی غرب سخن گفتند.»
تشدید سرعت افول آمریکا
با گسترش روابط کشورهای مستقل با یکدیگر بدون حضور و مداخله آمریکا و تعریف سازوکارهای جدید سیاسی، اقتصادی و امنیتی، کارشناسان بر این باورند که افول آمریکا که سالهاست شروع شده، سرعت بیشتری به خود گرفته است.
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر مردم «سیستان و بلوچستان» و «خراسان جنوبی» با تأکید بر تضعیف قدرت استکباری آمریکا میفرمایند: «آمریکا در حال ضعیف شدن است، یا قدرتهای غربی، قدرتهای استکباری در حال ضعیف شدناند. این یک شعار نیست، این یک واقعیّت است و حرفی است که خود آنها میزنند؛ خود آنها میگویند شاخصهای اقتدار آمریکا در دنیا رو به تنزّل است. مثل چه شاخصهایی؟ مثل اقتصاد؛ یکی از مهمترین شاخصهای اقتدار آمریکا اقتصاد قوی آمریکا بود که میگویند رو به تنزّل است. یکی مسئله امکان دخالت در دولتها بود؛ آمریکا در دولتهای گوناگون دخالت میکرد، امروز این حالت رو به افول است.»
دکتر فؤاد ایزدی، دانشیار گروه مطالعات آمریکا در دانشگاه تهران در گفتگو با پایگاه اطلاعرسانی رهبر انقلاب با اشاره به شاخصهای افول آمریکا اظهار میدارد: «وضعیتی که آمریکا پیدا کرده یک روند است. روند افولی شروع شده و به سرعت دارد جلو میرود.»
او ادامه میدهد: «در حوزه نظامی آمریکا هزینههای میلیارد دلاریاش را نمیتواند به دستاورد سیاسی روی زمین تبدیل کند و در افغانستان، عراق و سوریه به اهدافش نرسید. در حوزه سیاسی سؤال این است که چرا عصاره نخبگان سیاسی آمریکا کسی مثل ترامپ و بایدن میشود؟ در حوزه قدرت نرم، جایگاه آمریکا به چالش کشیده شده است و نظرسنجیهای خود آمریکاییها نشان میدهد که جایگاه آمریکا در همه جای دنیا دارد پایین میآید.»
همه این شاخصها نشان میدهد دوران یکجانبهگرایی از سوی یک یا چند کشور گذشته و جهان در آستانه یک تحول بزرگ با نقشآفرینی قدرتهای نوظهور قرار دارد. تحولی که شکلگیری نظم نوینی را نوید میدهد که در آن با قطبهای جدیدی از قدرت روبهرو خواهیم بود.