کد خبر: ۲۷۳۲۷۸
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۴۰۲ - ۱۹:۳۴

لزوم تجدیدنظر در روابط با تروئیکای اروپایی در موضوع هسته‌ای

 
 
سید سینا اصفهانی
 
اشاره
در بیش از دو دهه‌ای که از شروع منازعه بر سر برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران با غرب می‌گذرد، عملکرد طرفین مختلف درگیر در آن قابل توجه و بررسی است. ارزیابی عملکرد آمریکا به عنوان سردمدار جهان غرب، دیدگاه‌های چین و روسیه طی این منازعه و از همه جالب‌تر عملکرد تروئیکای اروپایی و اتحادیه اروپا در قبال این مسئله می‌تواند گره‌های کور حل آن را نمایان سازد. نکته حائز توجه و اهمیت این است که اروپای غربی که به اذعان بسیاری از تحلیلگران و دانشمندان روابط بین‌الملل طی دهه‌های متمادی اخیر دیگر نقش مهمی در نظام بین‌الملل و سیاست جهانی ندارد، از ابتدای این منازعه همیشه پای ثابت مذاکرات بدون هیچ نقش سازنده‌ای بوده و هست.
*** 
سابقه تروئیکای اروپایی در مذاکرات هسته‌ای 
سه کشور انگلستان، فرانسه و آلمان به عنوان تروئیکای اروپایی در هیچ کدام از مقاطع مذاکرات بین ایران و 5+1 نقش مهم، سازنده و در جهت همگرایی طرفین نداشته و ندارند. مذاکرات دولت هشتم و تیم مذاکره‌کننده آن به ریاست حسن روحانی با تروئیکای اروپایی و پذیرش پروتکل الحاقی و تعلیق داوطلبانه، نقش خنثی اروپایی‌ها در مذاکرات در دوران دولت نهم و دهم، نقش آنان در تصویب قطعنامه‌های ظالمانه شورای امنیت و تحریم‌های ظالمانه ذیل آن، ایفا کردن نقش پلیس بد طی مذاکرات منتهی به برجام، سازوکار مسخره و مضحک اینستکس و انفعال خودخواسته آنان در برابر نقض برجام توسط ایالات متحده و اکنون نیز بدعهدی در قبال تعهدات مصرح خودشان در ذیل برجام و قطعنامه 2231 مبنی بر پایان و عدم تمدید تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی در پایان سال هشتم پس از برجام همه نشان‌دهنده این است که این سه کشور و همچنین اتحادیه اروپا هیچ گاه کمکی در جهت حل منازعه بر سر برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران نداشته و ندارند.
از طرفی دیگر شاهد این هستیم که امید واهی و توجه به اروپایی‌ها به خصوص در دورانی که سکان مذاکرات در دست تیم روحانی- ظریف بوده بیش از هر دوره دیگری شدت داشته است. مرور جریانات و وقایع منجر به بیانیه سعدآباد و تهدید طرف‌های غربی به عدم دیدار با رئیس‌جمهور اسبق (دولت هشتم) و عقب‌نشینی تیم مذاکره‌کننده روحانی در برابر آنان و بازی مضحک و بی‌پایان تروئیکای اروپایی با ایران در توافقات پاریس و بروکسل در سال‌های 82 تا 84 که حتی در خاطرات روحانی نیز از این دوره به‌عنوان دوره‌ای تلخ و عبرت‌آموز یاد می‌شود، نمونه‌ای کوچک از توجه و امید واهی به اروپایی‌ها است. این بازی بی‌پایان اروپایی‌ها مجددا حین انعقاد برجام و پس از آن و پس از خروج آمریکا از برجام و نقض این توافق توسط آن کشور نیز ادامه داشت و کماکان نیز ادامه دارد. 
درست همین امید واهی به اروپایی‌ها در زمان دولت قبل منجر به پایین آمدن ریسک خروج از برجام برای طرف آمریکایی شد. در 22 اردیبهشت 97 نشریه پولیتیکو، به نقل از فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، عنوان داشت: «من از حسن روحانی ضمانت گرفتم که حتی در صورت خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای علیه این کشور، ایران به برجام پایبند بماند.»
این کشورها چه در زمان برجام و چه پس از خروج آمریکا از برجام، همواره چشم خود را در برابر نقض‌ها و بدعهدی‌های آنان بسته و به کرات اقدام به طرح ایراد و ‌اشکال در برابر اقدامات قانونی ایران در برابر نقض برجام داشته‌اند.
موضوع نقش خنثی و در موارد متعددی مخرب تروئیکای اروپایی در مذاکرات حتی یکی از نکاتی بود که مشاوران و تئوریسین‌های سیاست خارجی نزدیک به دولت قبل نیز به آن اعتراف داشته و آن را یکی از نقاط ضعف دولت روحانی در مذاکرات می‌دانستند.
اتحادیه اروپا و اروپای غربی طی چند دهه اخیر هیچ‌گاه سطح بالا و نقش مهمی در روابط اقتصادی و تجاری ایران نداشته است و حتی در فشار تحریم‌ها نیز این کشورها توانایی زیادی برای فشار بر ایران نداشته و ندارند و در سوی دیگر نیز توان زیادی در تقویت رابطه اقتصادی و تجاری و سیاسی با ایران ندارند. سازوکار شکست‌خورده اینستکس در دوران پس از خروج آمریکا از برجام، خود نشانگر ضعف این کشورها در سطح اقتصادی و سیاسی جهان است. 
نگاه خوشبینانه به اروپایی‌ها در دوره‌هایی همچون دولت اصلاحات و دولت روحانی و عدم توجه به فرصت‌های سیاسی، تجاری و اقتصادی دیگر مناطق جهان باعث از دست رفتن این فرصت‌ها توامان با سود صفر و ضررهای زیاد در این نوع نگاه به غرب و اروپای غربی شده است.
افول جایگاه این سه کشور در سطح جهانی و پیروی محض آنان از سیاست‌های خارجی ایالات متحده بالاخص در دوران جنگ روسیه و اوکراین نیز برای تحلیلگران مسائل بین‌المللی نمایان شده و حتی در محافل علمی و رسانه‌ای غربی به حضور پرقدرت‌تر اتحادهای نوظهور اقتصادی ـ سیاسی همچون بریکس در مقابل گروه سنتی جی 7 اذعان شده است. 
حال سؤال و نکته مهم این است که با توجه به آخرین اقدام این سه کشور در تمدید تحریم تسلیحاتی موشکی ایران و بیانیه برخی از اعضای اتحادیه اروپا، آیا وقت آن نرسیده که نه در اصل بلکه در نوع رابطه با اروپای غربی و بالاخص تروئیکای اروپایی تجدید نظر کنیم؟ 
با توجه به مثال‌ها و نمونه‌های فوق تروئیکای اروپایی و برخی از قدرت‌های سنتی اروپای غربی نه در سطح تجاری و اقتصادی و نه در سطح دیپلماتیک و سیاسی اراده خاصی در جهت حل مسائل و تقویت روابط با ایران نداشته و ندارند. طی مذاکرات نیز جز به عنوان وزنه‌ای در اختیار ایالات متحده آمریکا در تشدید فشارها و امتیاز گیری بیشتر از ایران هیچ نقش سازنده‌ای را ایفا نکردند. به نظر می‌رسد که بهتر است سه قدرت اروپایی چه به عنوان واسطه و چه به عنوان عضو از روند مذاکرات کنار گذاشته شوند و واسطه‌های دیگری جایگزین شوند. طی چند سال اخیر نیز مذاکرات غیر مستقیم بین ایران و آمریکا در مواردی به موفقیت رسیده است که واسطه‌گری بر عهده اروپایی‌ها نبوده است و نفس این امر نشانگر این است که امکان مذاکره و از آن مهم‌تر احتمال مذاکره موفق بدون واسطه‌گری اروپایی‌ها وجود دارد. این اقدام همچنین می‌تواند هشداری برای آنان به منظور اصلاح روند مخرب خود و تجدید رویکرد خود در قبال ایران و موضوع برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ‌ایران باشد.
captcha