کد خبر: ۲۶۲۷۵۵
تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۴۰۲ - ۲۲:۵۹
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

بهره‌مندی از توافق با عربستان منوط به حل مشکلاتمان با اسرائیل است!

 
 
 
سرویس سیاسی-
روزنامه سازندگی روز گذشته پیرامون توافق اخیر ایران و عربستان در مطلبی نوشت: «مسئله دیگر ثمره‌های بلندمدت اقتصادی ایران و عربستان است که تحقق آن مستلزم حل‌وفصل چالش‌های ایران با جهان غرب و آمریکا است. مسئله این است ایران چگونه می‌خواهد از ثمره‌های بلندمدت اقتصادی ارتباط با عربستان و دیگر کشورهای عربی بهره‌مند شود درحالی‌که همچنان تحریم‌های غرب با رهبری آمریکا برقرار است؟»
نگارنده این مطلب در ادامه با ادعای اینکه «چشم‌انداز تعامل ایران و عربستان تابعی از مواجهه و تعامل دو کشور با غرب است» اظهار داشته: «گمان نمی‌کنم چندان بتوان به چشم‌انداز روابط استراتژیک ایران و عربستان چشم داشت.»
اما نکته جالب‌تر این تحلیل، این است که نگارنده برقراری روابط با آمریکا و احیای برجام را نیز دارای چالش‌هایی می‌داند که یکی از آنها مسئله رژیم صهیونیستی است و می‌نویسد: «مسئله دیگر چالش ایران و اسرائیل است. اسرائیل سیاست‌های توسعه هسته‌ای ایران را تحمل نمی‌کند و ایران هم خود را در دانش هسته‌ای و توسعه این سیاست هسته‌ای محق می‌داند و این چالش اساسی، سایه مدام و همیشگی بر روابط ایران و آمریکا‌انداخته است.»
درواقع نویسنده این مطلب ابتدا کسب منفعت از توافق با عربستان را منوط به برقراری روابط با آمریکا دانسته و سپس مشکلات ایران با رژیم صهیونیستی را مانعی برای روابط حسنه ایران و آمریکا و احیای برجام قلمداد نموده است و این‌گونه تلویحاً مذاکره با رژیم جعلی و نامشروع صهیونیستی را تجویز کرده است!
گفتنی است جریان غرب‌گرا در داخل کشور در حالی توافق اخیر با عربستان را «گذر از آرمان‌گرایی» توصیف و از آن درس مذاکره با آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌گیرند که این توافق در نتیجه پایبندی جمهوری اسلامی به آرمان‌هایش و افزایش دامنه نفوذ و اقتدار خود در منطقه به دست آمده است. اما غربگدایان داخلی حاضرند با خیال خام بهبود شرایط اقتصادی از گذر سازش با غرب – که هشت سال دولت روحانی با همین خیال خام سپری شد – در برابر تمامی کشورهای مستکبر و سلطه‌جو سر تعظیم فرود آورند و حتی با رژیم کودک‌کش صهیونیستی نیز مصالحه نمایند!
مردم به روحانی اعتماد نداشتند نه رئیسی!
روزنامه شرق در سرمقاله‌ خود نوشت: «فارغ از بحث‌های کارشناسان سیاسی و اقتصادی که قادرند بر تفاوت‌های بین دولت‌ها تأکید کنند، در نگاه مردم تفاوتی جدی بین رؤسای جمهور همه ادوار وجود ندارد و این از بداقبالی دولت سیزدهم است که این شیوه دولت‌داری و سیاست‌ورزی به گرانیگاه خود رسیده است، گرانیگاهی که دولت در حال ازدست‌دادن معنای خود است.»
شرق افزود: «حتی انتقادهای رئیس‌دولت سیزدهم از دولت‌های قبلی و تبلیغ خدمات دولت کنونی کوچک‌ترین اثری در بازگرداندن اعتبار دولت ندارد و به‌جرئت می‌توان گفت ارتباط وثیقی بین دولت و ملت وجود ندارد. هرکدام ساز خود را کوک می‌کنند و بی‌اعتنا به هم ساز خود را می‌نوازند؛ دو ارکستر مجزا از هم که صرفاً به دلیل اقتصادی و آینده مبهم سیاسی از یکدیگر اطاعت می‌کنند، اطاعتی شکننده و وابسته به شرایط.»
در ادامه این مطلب آمده است: «آیا ما داریم به‌سوی دولت بدون ملت و ملت بدون دولت گام برمی‌داریم؟ وضعیت موجود بیش از آنکه به عملکرد ابراهیم رئیسی بازگردد، از شیوه انتخاب او نشئت می‌گیرد؛ انتخابی در غیاب کثیر مردم. اینک این نکته وضوح بیشتری یافته است که غیاب مردم تا چه میزان هولناک خواهد بود و هولناک‌تر از آن حضور خودخوانده مردم در خیابان است. البته نکته مهم این است که پیش از انتخاب دولت سیزدهم این شیوه بازتولید قدرت به پایان خود رسیده بود و شاید هر شخص دیگری نیز جای ابراهیم رئیسی می‌نشست، معلوم نبود وضعیت موجود متفاوت می‌شد یا نه! به‌هرتقدیر در وضعیت کنونی مردم نسبت خود را با دولت از دست داده‌اند و در فقدان این نسبت در جست‌وجوی دیگری هستند.»
تلاش اصلاح‌طلبان برای القای «دولت حداقلی»!
روزنامه ابتکار هم در مطلبی به قلم مدیرمسئول و عضو فراکسیون امید مجلس دهم نوشت: «اکنون معلوم شد با یکدست‌‌سازی نه‌تنها کارآمدی به کف نیامد بلکه دقیقاً حذف چندصدایی به بی‌تفاوتی اکثریت ملت و خروج بخش نخبه جامعه از چرخه مدیریت جامعه و در نتیجه افت کارآمدی انجامید.»
در این مطلب آمده است: «در آستانه انتخابات گذشته جمله‌ای گفتم که حاشیه زیادی به پا کرد. پیش‌بینی کردم که در آن انتخابات اگر کسی رد صلاحیت هم نمی‌شد نتیجه انتخابات تغییر چندانی نمی‌کرد و توصیه می‌کردم که این‌گونه شود و زمینه انتخابات مشارکتی فراهم شود. همچنان معتقدم اگر انتخابات ۱۴۰۰ رقابتی‌تر برگزار می‌شد و آقای رئیسی نیز پیروز می‌شد دولتی کارآمدتر از اکنون می‌داشت. دولت برآمده از انتخابات حداقلی اساساً اعتمادبه‌نفس حل بحران‌های بزرگ را ندارد. به‌هرروی تجربه انتخابات حداقلی هیچ‌گاه به کارآمدی کمک نکرده. مردم همیشه از مشارکت بالا خاطره خوبی داشتند. به گمانم جمهوری‌ستیزان به همین علت سعی کردند ساختارها را طوری به هم بریزند و کشور را به جایی بکشانند که این انگاره درهم بشکند. یعنی مردم را از صندوق رأی ناامید کنند. با کم اختیار کردنِ مناصبِ انتخابی و کند کردن تیغ نمایندگان مردم، ملت را از جمهوریت این نظام ناامید کنند. حتی پاره‌ای از نخبگان و روشنفکران نیز با چنین تحلیلی به این نتیجه رسیده بودند که با حاکمیت یکدست، موانعِ برساخته برطرف می‌شود و حاکمیت می‌تواند تصمیمات بزرگ بگیرد. اما انگار در عمل چنین نمی‌شود.»
مدعیان اصلاحات در تلاش‌اند با طرح «دولت بدون ملت و ملت بدون دولت» و ادعاهایی مبنی بر اینکه «دولت در حال ازدست‌دادن معنای خود است!» و انتخاب رئیسی «در غیاب کثیر مردم» اتفاق افتاد، زمینه‌های سیاسی و تبلیغی برای انتخابات فرارو را تمهید کنند. این ادعا که رئیسی در غیاب مردم انتخاب شد در حالی است که اتفاقاً انتخابات 28 خرداد، نشان داد که موضوعات و مسائلی مانند اپیدمی کرونا، نارضایتی و ناامیدی عمومی و عمیق برآمده از 8 سال ناکارآمدی و بی‌تدبیری دولت‌های روحانی، شکل نگرفتن دوگانه‌ها و دوقطبی‌های انتخاباتی (طبق روال دوره‌های قبل)، تلاش تمام‌عیار شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های اپوزیسیون و معاند، گرانی‌های دستوری 6 ماه مانده به انتخابات، تلاش محکوم به شکست کمپین تحریمی‌ها از اصلاح‌طلبان رادیکال تا برخی جریانات انحرافی، ضعف و یا شیطنت‌های مجریان برگزاری انتخابات و... باعث نشد تا مردم ایران اعتماد خود به دولت رئیسی را با حضور در پای صندوق‌های رأی نشان ندهند. اتفاقاً دولت‌های موردحمایت اصلاح‌طلبان که به دولت وعده‌ها مشهور شده بود، اعتماد عمومی را از دست داد نه دولت رئیسی که حضورش در استان‌های کشور با استقبال عمومی گسترده‌ای مواجه می‌شود.
سعودی‌ها ظریف و روحانی را تحویل نمی‌گرفتند
روزنامه دنیای اقتصاد در مطلبی به تعاملات اخیر ایران و عربستان پرداخت و نوشت: «تحولات موسوم به بهار عربی ۲۰۱۱ و توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ دو تحول عمده دیگری بود که به تغییر مؤلفه‌های موازنه در روابط ایران و عربستان انجامید. حسن روحانی در کتاب خود با عنوان امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای به نکته‌ای اشاره می‌کند که ناشی از همین دیدگاه و فهم عربستان است. او می‌نویسد: در ملاقات با سعودالفیصل وقتی به بحث توافق امنیتی دسته‌جمعی در منطقه رسیدیم، به‌سختی مقاومت کرد. گفتم با شما می‌خواهیم دوجانبه و سپس به‌صورت جمعی اقدام کنیم. او گفت من با این طرح موافق نیستم، این مسئله از ابتدا باید به‌صورت جمعی آغاز شود و افزود شما باید از ابتدا با ۶ کشور وارد مذاکره شوید... در پایان هم مجدداً تأکید کرد که این موضوع ابتدا باید در شورا مورد بحث واقع شود و در صورت تصویب، این کار شروع شود. این رویکرد مجدداً در شهریور ۱۳۹۳ و در جریان دیدار ظریف و سعود الفیصل در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مورد بحث قرار گرفت و به گفته وزیر خارجه سابق ایران، سعود الفیصل در این دیدار گفت که مسائل جهان عرب به شما ربطی ندارد. بنابراین از زاویه چنین دیدگاهی است که می‌توان انتظار داشت با بروز مجدد یک تحول عمده در صحنه ژئوپلیتیک منطقه، مجدداً توافقات ایران و عربستان دستخوش تنش شود. مگر آنکه دو کشور با تجربه تحولات پرتنش یک دهه گذشته و با عبور از اختلال ادراکی حذف دیگری و تضمین بستر اعتماد‌سازی نسبت به توافقات دوجانبه پایبند بوده و به مرور با کنترل متغیرهای مداخله‌گر، زمینه را برای نوعی تفاهم منطقه‌ای فراهم کنند.»