کد خبر: ۲۵۷۸۷۴
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰

حقیقت وجدان انسان و رابطه آن با فطرت(1)(پرسش و پاسخ)

 

پرسش:
وجدان به چه معنا است و تفاوت آن با فطرت چیست؟ و آيا در آیات و روایات به این واژه وجدان اشاره شده است؟
پاسخ:
مفهوم وجدان
واژه وجدان مانند غفران یک واژه عربی و مصدری از ماده وجد به معنای یافتن است. بنابراین اصل این کلمه عربی است. البته معنایی که در زبان فارسی از این واژه فهمیده می‌شود با معنایی که در زبان عربی به کار گرفته می‌شود، متفاوت است. این واژه در زبان عربی به معنای یافتن آمده، اما در زبان فارسی به معنای نیرویی اندرونی است که انسان را از کارهای زشت بازداشته و در صورت انجام چنین کارهایی، به سرزنش او می‌پردازد، بنابراین در نهاد هر انسان نیرویی وجود دارد که دانشمندان جدید آن را «وجدان اخلاقی» نام نهاده‌اند. این وجدان اخلاقی سه جنبه دارد: 1- جنبه ادراکی 2- جنبه ارادی 3- جنبه انفعالی. اما جنبه ادراکی وجدان اخلاقی این است که اعمال و حتی افکار انسان‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد و مانند یک قاضی بی‌طرف آن را تجزیه و تحلیل می‌کند و حکم به خوبی و بدی در مورد آن صادر می‌کند.
اما جنبه ارادی آن، این است که همانند یک فرمانده قوی به ما فرمان می‌دهد که به مقتضای آن عمل کنیم، یعنی اگر عمل خوب است: آن را انجام دهیم و اگر بد است آن را ترک کنیم. اما جنبه انفعالی وجدان اخلاقی این است که اگر بر وفق درک و میل آن رفتار کردیم.
احساس مسرت و شادی می‌نماید و موجب انبساط و آرامش خاطر می‌گردد، و اگر بر خلاف میل و درک آن عمل نمودیم، احساس شرمساری و خجلت کرده و با ضربات جانکاهی که بر روان و اعصاب ما دارد می‌شود، ما را شکنجه می‌دهد، بالاتر از اینکه وجدان اخلاقی در مورد کارهای دیگران نیز دخالت می‌کند.
بنابراین وجدان را می‌توان یک نوع از فعالیت‌های عقل عملی دانست. زیرا وجدان است که به کمک عقل، حس و درک اخلاقی انسان را تحریک می‌کند. پس وجدان نیرویی است که با کمک عقل، ممیز خوبی‌ها و بدی‌ها و نوعی قاضی و داور انسان می‌باشد، به طوری که در مقابل اعمال نیکو مثل عدالت، احساس شادی و خرسندی می‌کند،‌ و در مقابل ظلم و ستم شکنجه و عذاب خواهد دید و به پشیمانی و ندامت می‌رسد. ارتباط وجدان با عقل به قدری نزدیک است که عده‌ای گفته‌اند: وجدان به مانند دادگاهی می‌ماند که در تمام قضاوت‌های عقلی نظارت می‌کند و او است که خوب را از بد و بد را از خوب تشخیص می‌دهد.
رابطه وجدان با فطرت
ابتدا باید دید آیا وجدان امری فطری است یا نه؟ زیرا اگر وجدان را امری فطری ندانیم، روشن می‌شود که این دو هیچ ارتباطی باهم ندارند، در هر صورت در این مسئله دو دیدگاه مختلف وجود دارد:
1- دیدگاه اول: گروهی از دانشمندان، وجدان را غیرفطری می‌دانند. به نظر این عده وجدان هیچ ارتباطی با فطرت ندارد، بلکه انسان خیال می‌کند که وجدانیات از امور فطری هستند. در حالی که امور وجدانی، جز ساخته تربیت و مولود محیط زندگی چیز دیگری نیست.
به بیان دیگر، طرفداران این تفکر که اغلب روانشناسان با اندیشه مادی هستند می‌گویند، کودک در حین تولد وجدان ندارد و برای او معیار و مقیاسی جهت درک ارزش‌ها نیست.
او در برابر امانت و خیانت، راست و دروغ، بی‌تفاوت است، اما بعدها در اثر یادگیری و آموزش و اکتساب از محیط تربیتی خود، درمی‌یابد که فلان امر خوب است و آن دیگری بد و ناپسند. تبلیغات و آموزش‌ها است که این زمینه را در افراد به وجود آورده و به آنها این آگاهی را می‌دهد.
ادامه دارد