kayhan.ir

کد خبر: ۲۳۴۵۴۷
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۳

 

 هر وقت از او می‌پرسیدم چه کاره‌ای، می‌گفت: من در سپاه جارو می‌کشم. واقعاً باور کرده بودم که او در سپاه مستخدم است. حتی وقتی که برایش می‌خواستم خواستگاری کنم، در پاسخ به سؤال همسرش که گفت شغل پسر شما چیست، گفتم، پسرم در سپاه مستخدم است. روزی در مسجد جامع دیدم شخصی بسیار شبیه به پسرم دارد سخنرانی می‌کند، جلو رفتم و در عین ناباوری دیدم خودش است. وقتی که از دیگران سؤال کردم، فهمیدم که ناصر یکی از فرماندهان سپاه است و من اصلاً از این موضوع اطلاعی نداشتم.
روایت خاطره از مادر شهید ناصر قاسمی
رئیس‌ستادلشکر انصارالحسین‌(ع)‌
عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، ج 2، ص 153و154

نام:
ایمیل:
* نظر: