کد خبر: ۲۳۲۹۴۸
تاریخ انتشار : ۰۴ دی ۱۴۰۰ - ۱۹:۳۳
درس کرونا به تهران و کلانشهرها-بخش پایانی

کاهش معضلات  کلانشهرها با مهاجرت معکوس

 
 
 
قاسم رحمانی
 
کرونا، آن‌قدر هولناک بود که فراموش‌نشدنی است و با وجود انجام واکسیناسیون گسترده در کشور، همچنان امکان بروز و ظهور دارد، به خصوص در تهران و کلانشهرها. 
این ویروس اما درس‌های بزرگی به همه داد که یکی از آنها، لزوم کاهش ازدحام جمعیت در تهران و کلانشهرها برای حفظ جان خودمان است. مردم نباید منتظر مسئولان بمانند و زمینه مهاجرت از شهرهای بزرگ را فراهم کنند. به خصوص بازنشستگان خسته از این شهرها و کسانی که تازه آمده‌اند و هنوز، گرفتار نشده‌اند. 
اغلب کسانی که نمی‌توانند از شهرهای بزرگ بروند، نبود شغل و مخالفت زن و فرزند را عنوان می‌کنند اما وقتی پای جان وسط باشد، امکانات و شغل را باید ایجاد کرد و رضایت خانواده را به دست آورد. 
در این گزارش، به راهکارهای بارها گفته شده اما عمل نشده که بدیهی هم هستند، برای کاهش تراکم جمعیت و ازدحام در تهران و کلانشهرها می‌پردازیم، مشکلاتی که جلوی چشم مسئولان و مردم است.
راهکارهای کوتاه‌مدت
محدود کردن تردد خودروهای تک‌سرنشین و قانونمند کردن رفت و آمد موتورسیکلت‌ها، اولین راهکار برای کاهش ترافیک و نظم بخشی به کلانشهرهاست.
 یک شهروند می‌گوید:« شهرداری و پلیس راهور باید قانون را اجرا کنند. وقتی شهر گنجایش این همه ماشین و موتور را ندارد باید تردد تک سرنشین‌ها و موتورسیکلت‌ها محدود شود. در ساعات پیک ترافیک باید از چراغ و پلیس توامان استفاده کرد و طول چراغ‌ها باید کم شود. چراغ‌های طولانی، اعصاب مردم را به ‌هم می‌ریزد.» 
شهروند دیگری می‌گوید:« درست است که وضعیت معیشت خوب نیست اما بی‌نظمی، مشکلات را چند برابر 
می‌کند. باید دستفروشان ساماندهی شوند اما نه در اطراف چهارراه‌ها و میادین پر تردد که جای پارک خودرو هم نیست.»
کاهش آسیب‌های اجتماعی و ناهنجاری‌ها همچون معتادان متجاهر، سرقت‌های ظاهرا خرد مثل گوشی قاپی، کف‌زنی، سرقت از پارکینگ و انباری ساختمان‌ها و از این قبیل، خواسته اغلب ساکنان شهرهای بزرگ است. راهکارهای فوری همچون به کارگیری پلیس محله، جمع‌آوری معتادان و خیابان خواب‌ها و... از خواسته‌های مردم است که مسئولان برای اجرای آنها، طرح‌هایی را آماده کرده‌اند.
راهکار کاهش خودروها در اغلب شهرهای بزرگ جهان، تعیین عوارض سنگین عبور و مرور است اما آیا این راهکار در شهرهای بزرگ ایران شدنی است؟
یک کارشناس بهره‌وری می‌گوید: «در شهرهای بزرگ جهان به دلیل عوارض گران، آوردن خودرو به شهر فقط در توان ثروتمندان و اشراف است. این عوارض، گاهی چند برابر قیمت خودرو است. البته این ظلمی است که سیستم سرمایه‌داری روا داشته و اقشار دیگر، حق استفاده از خودروی شخصی در شهر را ندارند.»
یک کارشناس بهره وری می‌گوید:« فضای کلانشهرها باید سهمیه بندی شود. اولویت هم با سهم عمومی یعنی وسایل نقلیه امدادی و حمل‌ونقل عمومی است. هر چه ماند بین دولت، گروه‌های خاص همچون نخبگان و استادان دانشگاه و معلولین و مردم عادی، سهمیه بندی شود. البته در این صورت بسیاری از ساکنان کلانشهرها نمی‌توانند از خودروی شخصی استفاده کنند اما آیا با این ازدحام و تراکم بالای جمعیت کلانشهرها، چاره دیگری داریم؟ باید وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس را زیاد کنیم حتی با استفاده از ناوگان جاده ای.»
یک راننده اتوبوس واحد که قبلا راننده بین شهری بوده می‌گوید:« اتوبوس‌ها از یک سنی به بالا حق تردد در مسیرهای بیش از 150 کیلومتر را ندارند. این اتوبوس‌ها را می‌توانند برای استفاده در شهرها، متناسب ‌سازی کنند، به ویژه آنهایی که «کف بلند» نیستند.»
خروج کارخانه‌ها، شرکت‌ها و انبارها
یکی از راهکارهایی که همواره بر آن تاکید شده اما اجرا نشده، خروج کارخانه‌ها و دفاتر آنها و شرکت‌ها از تهران و کلانشهرها و حومه این شهرهاست. 
یک شهروند با نشان دادن تابلوهای شرکت‌های شهرستانی می‌گوید:« دفاتر کارخانه‌ها و شرکت‌های شهرستانی باید از تهران خارج شوند. اینها اغلب دولتی یا خصولتی هستند. کارخانه‌های داخل و اطراف تهران، اگر چه برند هستند اما اغلب، فناوری از رده خارج دارند و می‌توان آنها را در شهرستان‌ها با فناوری جدید احیا کرد. بیشترین صادرات خودروی ما به عراق است. چرا یک خودرو‌سازی بزرگ ما را به کرمانشاه نمی‌برند؟ چرا آن یکی را به شرق کشور منتقل نمی‌کنند؟»
شهروند دیگری می‌گوید:« تهران، شهر 60 سال پیش نیست که با یک بازار در مرکز شهر اداره شود. هر منطقه و محله باید بازار خودش را داشته باشد. اگر قیمت‌ها تفاوت نکند، هر کسی در محله خودش خرید می‌کند.»
یک کاسب خیابان لاله‌زار می‌گوید:« بخش زیادی از شهر شده انبار و ازدحام افزایش یافته است. این انبارها باید از شهر خارج شود. کاش اجازه می‌دادند که کسب و کار 
این خیابان به صرافی و طلافروشی‌، موسسات مالی و بانکی و مشاغل گردشگری مثل صنایع دستی صادراتی و خشکبار، تغییر کند بلکه این انبارها جمع می‌شد و شلوغی خیابان فردوسی هم کمتر می‌شد. خیابان‌های فردوسی و لاله‌زار باید سوئیس ایران باشد نه انبار.»
شهروند دیگری با اشاره به دیگر شهرهای بزرگ جهان می‌گوید:« در همه جای دنیا، مرکز شهرهای بزرگ و پایتخت‌ها؛ گردشگری – سیاسی – اداری است، اما مرکز تهران به انبار مشاغل مختلف تبدیل شده است. فلسفه به وجود آمدن تهران، پایتخت شدن است و دیگران بعدا آمده‌اند. اینجا باید کسب و کارهای مورد علاقه گردشگران باشد مثل صنایع دستی صادراتی، خشکبار، طلا و زیورآلات، صرافی‌های بزرگ و از این قبیل.»
یک طلافروش می‌گوید:« مردم کشورهای منطقه به طلاها و زیورآلات خوش ساخت و زیبای ایرانی خیلی علاقه دارند. مرکز کلانشهرها باید محل حضور گردشگران داخلی و خارجی باشد مثل اصفهان که این‌طوری است اما تهران، چنین نیست.»
وزارتخانه؛ دستگاهی سیاسی- اداری
گاهی از برخی مسئولان و رسانه‌ها شنیده می‌شود که وزارتخانه‌ها را در کشور پراکنده کنیم اما یک کارشناس مدیریت و برنامه‌ریزی می‌گوید:« هر وزارتخانه، قبل از بعد تخصصی، عضوی از دولت است. ستاد دولت و اجزایش در همه کشورها در پایتخت قرار دارد و ادارات کل در مراکز استان‌ها و ایالت‌ها اما می‌توان شرکت‌های تابعه را از شهر خارج کرد. به عنوان مثال، این همه شرکت نفتی در تهران چه می‌کنند؟ به جای بردن وزارت نفت، شرکت‌ها باید بروند.»
مطالعات انتقال پایتخت در سال ۹۶ در مجلس تصویب شد که به انتقال اداری و سیاسی تهران اشاره می‌کرد. یک کارشناس مدیریت و برنامه‌ریزی می‌گوید: «مشکلات تهران با انتقال پایتخت، رفع نمی‌شود بلکه چند سال بعد همین مشکلات،‌گریبانگیر پایتخت جدید می‌شود و مشکلات تهران را هم رفع نمی‌کند.»
تعیین کاربری شهرها
چرا تهران پایتخت همه چیز است؟! این سؤالی است که خیلی‌ها می‌پرسند. تعیین کاربری هر شهر و محدود کردن مشاغل آن، از تراکم جمعیت جلوگیری می‌کند و تجربیات موفق جهانی هم موجود است. یک استاد دانشگاه به گزارشگر کیهان می‌گوید:«چرا پایتخت فرهنگی، اقتصادی، علمی و... نداریم. منظورم بردن وزارتخانه مربوطه به شهر دیگری نیست اما دیگر مراکز می‌تواند برود.»
او می‌افزاید:« به عنوان مثال همدان می‌تواند پایتخت علمی، اصفهان پایتخت فرهنگی و هنری و اراک پایتخت اقتصادی باشد. یعنی مراکز علمی، فرهنگی هنری و اقتصادی غیر از وزارتخانه که دستگاهی اداری- سیاسی است به این مناطق منتقل شود. مثل قم که پایتخت علوم دینی است و نسبت به دیگر شهرها در این موضوع، مرکزیت دارد. هر کدام از مراکز استانی ما، یک یا چند مزیت دارند که باید در تمرکززدایی از تهران دیده شود.»
از شهرهای بزرگ برویم
مردم بهتر است منتظر مسئولان نباشند و برای رفتن از کلانشهرها به دنبال راه چاره باشند. کارشناس بهره‌وری می‌گوید:« مسئولان وظیفه اصلی را در تمرکززدایی و کاهش جمعیت کلانشهرها و حومه آنها دارند اما مردم معطل مسئولان نمانند و برای حفظ جان خود از کلانشهرها و حاشیه‌هایش بروند. نمی‌گوییم بروند روستا بلکه به شهرهای کمتر از یک میلیون جمعیت بروند.»
یک بازنشسته سابقا ساکن تهران، تصریح می‌کند: «من بازنشسته و اهل یکی از روستاهای میانه‌ام. در همان ایام شیوع کرونا به شهرمان نقل مکان کردم و مغازه‌ای اجاره کردم و آن را به سبک مغازه‌های تهران درآوردم. الان هم برای درمان آمده ام چون یک پزشک در تبریز مرا به یک بیمارستان خصوصی در تهران ارجاع داده!»
شبیه به حرف این هموطن آذری را از چند نفر دیگر شنیده ام که به نقاط مختلف کشور نقل مکان کرده‌اند اما برای برخی امور همچنان مجبورند رنج سفر به پایتخت را تحمل کنند.
یک دانشجوی اهل کهنوج در استان کرمان می‌گوید: «دولت، سواحل دریای عمان را رونق بدهد و کویری‌ها را تشویق به مهاجرت به آنجا کند تا مجبور نباشند به کرمان یا تهران و کرج بیایند. این‌جوری حداقل از بی‌آبی نجات پیدا می‌کنند. صنایع را از تهران و کلانشهرها خارج و به عدالت توزیع کنند.»
راهکارهای مضر
یکی از راهکارهای کاهش تراکم جمعیت در کلانشهرها که نتیجه هم نداده، گران کردن املاک و زندگی در این شهرهاست.
یک کارشناس برنامه‌ریزی شهری می‌گوید: « افزایش قیمت ملک در طول سالیان به خصوص در هشت سال دولت قبل، تهران را خلوت نکرد چون در شهرستان‌ها کار و امکانات کم است. هر چند که در تهران هم اغلب مشاغل، کاذب هستند. البته یک دلیلی که برخی بر آتش افزایش جمعیت در کلانشهرها، می‌دمند؛ افزایش قیمت زمین و ساختمان و در جهت منافع سیری‌ناپذیر سرمایه‌داران و طبقه اشراف است که اکنون جان انسان‌ها را می‌گیرد.»
او می‌افزاید: « گویی همه می‌خواهند ثابت کنند که می‌توانند یک شهر 14 میلیونی را اداره کنند. یکی جرات کند و ریسک اینکه جمعیت تهران زیاد است را بگوید و برای مهاجرت معکوس، چاره‌اندیشی و برنامه‌ریزی کند. این کار شاید سال‌ها زمان ببرد ولی آثار اولیه آن می‌تواند ظرف یک سال نمایان شود. دولت، از خودش شروع کند و شرکت‌ها و کارکنان خود را تا آنجا که می‌تواند از تهران بیرون ببرد.»
یک استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه حد جمعیت شهرها باید چند نفر باشد، می‌گوید:« طبق قانون هر شهرستانی که حداقل 150 هزار نفر جمعیت داشته باشد می‌تواند یک نماینده در مجلس داشته باشد. نماینده؛ صدای شهرستان خود در مرکز است. از طرفی تجربیات نشان داده که هر شهری با عبور از جمعیت 
یک میلیون نفری با جهش انواع مشکلات مواجه شده است. بنابراین، می‌توان جمعیت بین 150 هزار تا 
یک میلیون نفر را پیشنهاد داد.»
مشکلات تهران و کلانشهرها آن‌قدر زیاد است که مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود اما اصل مشکل شهرهای بزرگ، فرهنگی است. همه به این نتیجه رسیده‌اند که وضعیت تهران و کلانشهرها به راحتی قابل حل نیست، اما در اجبار شهری؛ رویکرد عصبانی و خصمانه سم است و دشمن روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند.
یک کارشناس برنامه‌ریزی شهری می‌گوید: «تجربیات 43 سال گذشته جلوی روی ماست. با درس گرفتن از اشتباهات گذشته می‌توان تهران و کلانشهرها را از نو ساخت. شاید راهکارهای بلندمدت 20 سال زمان ببرد اما مسائل جناحی باید کنار گذاشته شود و شهرهای بزرگ بر اساس نیاز ساکنان اداره شوند. »
اعمال نظم در خیابان‌ها، انسانی‌ترین کار است. چراغ راهنمایی و به طور کلی قوانین رانندگی نوعی اجبار نرم است اما در عین حال، انسانی‌ترین قوانین وضع شده بشر است که جان آنها را حفظ می‌کند. در این زمینه باید کار تبلیغی انجام شود. اکنون مردم به وضع رانندگی و خیابان‌ها، ناامنی‌های خرد اما نسبتا زیاد و سگ‌گردانی انتقادات جدی دارند. 
captcha