هویت مشترک انسانی(۲)
پرسش:
انسانها با قطع نظر از اختلافات دینی، عقیدتی و اندیشهای که با یکدیگر دارند، در بُعد انسانی چه مشترکاتی با هم دارند که در پرتو آنها میتوانند یک زندگی اجتماعی انسانی سالم و به دور از تنش داشته باشند؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: اساس تعامل با همنوعان و شاخصهای هویت مشترک انسانی شامل: ۱- انسان موجودی عقلانی است؛ ۲- انسان موجودی عاطفی است؛ ۳- انسان موجودی دارای اراده و اختیار است، پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
۴- انسان موجودی پویا و سختکوش است
یکیدیگر از خصائص مشترک انسانها، ویژگی تحرک، پویایی و سختکوشی آنها است که بر این اساس هیچگاه انسانها را در حالت سکون و بیتحرکی و ثبات نمیتوان یافت، اگرچه ممکن است شدت و ضعفی را در نوع و چگونگی حرکت آنها مشاهده کرد، اما ایستایی و بیتحرکی مطلقاً در قاموس انسانها جایگاهی ندارد.
پویایی انسان در قرآن و روایات
۱- «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ» بهراستی ما انسان را چنان آفریدیم که با رنج و سختی دستبهگریبان است. (بلد- ۴)
۲- قالَ الإمامُ علی(ع): «الحَیُّ لا یَکتَفی» موجود زنده، دست (از تلاش) برنمیدارد. (غررالحکم، ج ۱، ص ۴۳۹)
۵- انسان موجودی دارای بینش و گرایش است
انسانها در اصل برخورداری از خصائص بینش و گرایش با یکدیگر مشترک بوده، اما در نوع و چگونگی این بینشها و گرایشها با یکدیگر متفاوت و متمایز میباشند. بنابراین همه انسانها به نوعی دارای بینش و گرایش در شاکله خلقتی خود هستند.
بینشها و گرایشها در قرآن و روایات
۱- «لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا، وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً، وَلَکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ» برای هر یک از شما (امتها در زمان خود)، شریعت و راه روشنی قرار دادیم، و اگر خدا میخواست شما را یک امت قرار میداد، اما خواست شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. (مائده- ۴۸)
۲- قالَ الإمامُ علی(ع): «الخَلقُ أشکالٌ، فَکُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ» مردمان دارای نوعها (و ساختارها)یی هستند، و همهکس طبق ساختار (روانی و بدنی) خود عمل میکنند. (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۲)
۶- انسان برخوردار از نعمت بیان است
ارتباطات انسانها در جوامع، براساس نعمت بیان میان آنها حاصل میگردد. این وجه مشترک همه انسانها است که خواستهها و نیازهای خود را با یکدیگر بر مبنای همین نعمت بیان اظهار میدارند و میتوانند در کنار یکدیگر در صلح و صفا و همکاری و هماهنگی کامل زندگی کنند.
نعمت بیان در قرآن و روایات
۱- «خَلَقَ الْإِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ» خداوند رحمان انسان را آفرید، و به او بیان (سخن گفتن روشن) را آموخت. (الرحمن- ۳ و ۴)
۲- امام صادق(ع) به «مفضل» میفرماید: «ای مفضل! بیندیش در این نعمت که خداوند سبحان به انسان داده است. یعنی این قوه بیان (و نطق) که آنچه در دل دارد، و آنچه در درونش خطور میکند، و آنچه به فکرش میرسد، همه را بازگو میکند. و به کمک همین نطق است که آنچه را دیگران در درون دارند میفهمد... پس بیتردید اگر انسان زبانی آماده برای پردازش کلام نداشت، و او را ذهنی نبود که در امور (زندگی) راهنمای او باشد، هرگز نمیتوانست سخن بگوید. (بحارالانوار، ج ۳، ص ۸۲)
۷- انسان برخوردار از فطرت الهی است
انسانها به لحاظ تکوینی، موجودی هستند که براساس فطرت الهی آفریده شدهاند. فطرت در لغت به معنی نوعی خاص از خلقت است که خدای متعال همه انسانها را با همان نوع خاص آفریده است. با این مبنای فطرت الهی، انسانها خداآگاه و خداجو و کمال مطلقطلب و خیرخواه و حقیقتطلب و جمالطلب هستند که این گرایشها در درون آنها با فطرت الهی نهادینه شده است.
فطرت الهی در قرآن و روایات
۱- «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا، لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» پس با میانهروی و نیز با همه وجودت به دین اسلام رو بیاور: با همان سرشتی که خدا مردم را براساس آن آفریده است. (الروم- ۳۰)
۲- قالَ الإمامُ الصادق(ع): «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ النَّاسَ کُلَّهُمْ عَلَی الْفِطْرَةِ الَّتِی فَطَرَهُمْ عَلَیْهَا» همانا خدای عزوجل همه مردم را با همان فطرتی الهی که آفریده، خلق کرد. (کافی، ج ۲، ص ۴۹)