kayhan.ir

کد خبر: ۲۲۲۹۳۱
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۹:۴۲

 

خوف و رجا و حد تعادل آن
عَن اَبی حَمزَهًْ الثُّمالیِّ قالَ: قالَ الصّادِقُ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیهِمَا السَّلامُ):اُرجُ اللهَ رَجاءً لا یُجَرِّئُکَ عَلى مَعاصیهِ وَ خَفِ اللهَ خَوفا لا یُؤیِسُکَ مِن رَحمَتِهِ.
امام صادق(ع) می‌فرماید: آنچنان به خدا امید داشته باش که تو را بر معصیت او گستاخ نسازد و آنچنان از خدا بترس که تو را از رحمتش ناامید نسازد.(1)
***
- اُرجُ اللهَ رَجاءً لا یُجَرِّئُکَ عَلى مَعاصیه؛
اوّلاً «رجاء» لازم است؛ امید به رحمت الهى، به مغفرت الهى، به عون الهى لازم است -که یکى از گناهان کبیره را «یأس عن رَوح‌‌الله‌» دانسته‌‌اند- پس رجاء را همیشه باید داشت، یعنى همیشه این ارتباط بین دل شما و خداى شما باید برقرار باشد؛ بدانید که می‌توانید از او جلب رحمت کنید، جلب تفضّل کنید؛ این باید باشد، منتها این رجاء و امید، به‌ نحوى نباشد که ما را بر انجام معصیت گستاخ کند. گاهى اوقات جورى با مردم حرف می‌زنیم یا با خودمان جورى حدیثِ نفْس می‌کنیم که گویى به‌خاطر گلِ روى ائمّه (علیهم‌السّلام) خداى متعال ما را هیچ عذاب نخواهد کرد؛ این جرأت دادن و گستاخ کردن به معصیت الهى است؛ این «اغترار بالله‌» است. ما در دعاهایمان در موارد متعدّدى منع شده‌ایم از مغرور شدن به خدا و اغترار بالله‌. در صحیفه‌ سجّادیّه است که: وَ الشَّقاءُ الاَشقى لِمَنِ اغتَرَّ بِکَ ما اَکثَرَ تَصَرُّفَهُ فی عَذابِک، (بدترین تیره‌بختی‌ها برای کسی است که به تو مغرور شده، چه عذاب‌های دردناکی که خواهد چشید) تا آخر این فِقرات که فِقرات تکان‌دهنده‌اى است.(2) اغترار بالله‌ صُوَرى دارد که یکى از صورت‌هاى اغترار بالله‌ این است که انسان هرچه معصیت کند و ببیند خداى متعال مجازات نکرد، مغرور بشود، بگوید خدا با ما کارى ندارد. یکى از صُوَر اغترار بالله‌ این است که انسان بدون اینکه وسیله‌ تقرّبى پیدا کند و نسبت به خداى متعال [مسیری] در پیش بگیرد، امیدوار باشد بر اینکه بله، خداى متعال ما را [مجازات نمی‌کند]؛ [مثل] مرد رِندِ عرق‌خورى که این‌جورى شعر گفت:
ساقى کوثر نمی‌دارد دریغ از ما شراب
عیش‌ها خواهیم کرد، اینجا شراب، آنجا شراب
به همین خیال هم باید باشد! یعنى اینجا گناه می‌کنیم، آنجا هم که دیگر حضرت هست و دست ما را می‌گیرد! این اغترار بالله‌ است. [امام صادق(ع)] می‌فرماید که رجاء تو جورى نباشد که تو را بر معصیت گستاخ کند.
- وَ خَفِ اللهَ خَوفا لا یُؤیِسُکَ مِن رَحمَتِه؛
از آن‌طرف هم خوف لازم است؛ خوف از خداى متعال لازم است که لازمه‌ آن، معرفت است؛ کسى که معرفت داشته باشد، خوف پیدا می‌کند. هرچه معرفت انسان بیشتر باشد، خوف بیشتر است. یک بچّه‌ دوساله، هیچ خوفى از یک آدم قدرتمند ندارد؛ چون نمی‌داند، قدرت او را نمی‌فهمد، اصلاً درک نمی‌کند، لذا هیچ خوفى هم ندارد؛ یک آدم بزرگ‌تر چرا، می‌فهمد که این آدم قدرتمند است، باید از او ترسید؛ همچنانکه یک بچّه‌ کوچک براى یک استاد دانشگاه، براى یک عالِم، براى یک دانشمند، براى یک مرجع تقلید احترامى هم قائل نیست؛ چون نمی‌فهمد که مقامش چقدر است؛ وقتى بزرگ شد، آن‌وقت می‌فهمد که مقام او خیلى بالا است. ما در مقابل پروردگار عالم، خوفمان کم است ،چون معرفتمان کم است؛ تعظیممان کم است، چون معرفتمان کم است، چون عظمت پروردگار را، آن «معدن‌العظمه» را- فَتَصِلَ اِلى مَعدِنِ العَظَمَة-(3) درک نکرده‌ایم، نفهمیده‌ایم، لذا خوفمان کم است، تکریممان کم است، تعظیممان کم است. پس بنابراین خوف لازم است، منتها نباید این خوف بقدرى باشد که انسان را مأیوس کند؛ اگر جورى شد که انسان یأس پیدا کرد، این [حالت] از یک صفت خوب به یک صفت زشت و بد برمی‌گردد.
شرح حدیث در ابتدای جلسه درس خارج فقه، 1393/2/8
__________________________
1) امالی صدوق، ص ۱۴.
2) صحیفه‌‌ سجّادیّه، دعاى چهل‌ و ششم.
3) اقبال الاعمال، ص ۶۸۷ مناجات شعبانیّه.
* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ
و نشر آثار رهبر معظم انقلاب

نام:
ایمیل:
* نظر: