kayhan.ir

کد خبر: ۲۱۹۱۵۷
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۸

 

پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی چگونه می‌توان افکار و عقاید صحیح را از افکار و عقاید ناصحیح مورد شناسایی قرار داد و پیرایه‌های فکری و اعتقادی را پالایش نمود؟
پاسخ:
در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به بحث لزوم شناخت انواع آفات فکری و اهم موانع پالایش عقیده در آموزه‌های وحیانی شامل: 1- ظن و گمان 2- تمایلات نفسانی 3- تعصب پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم:
4- تقلید کورکورانه
تقلید کورکورانه در عقاید و باورها، به معنای پذیرش رأی یک یا چند نفر بدون درخواست برهان است، و این از نتایج تعصب و از موانعی است که انسان را از دستیابی به آراء و عقاید علمی صحیح و مطابق با واقع باز می‌دارد. تقلید کورکورانه و متعصبانه همچون زنجیری است که اندیشه، افکار و عقاید انسان را به بند می‌کشد و تا آن زمان که این بند وجود دارد، پالایش عقیده امری محال است. آری تقلید کورکورانه به انسان اجازه نمی‌دهد که درباره آراء و عقاید خود بیندیشد، چنان که اجاره نمی‌دهد در درستی یا نادرستی، مطابقت یا عدم مطابقت با واقع، و واقعی یا خیالی بودن دانش و نیز معرفت یا توهم معرفت بودن تفکر کند. تقلید متعصبانه انسان را از اندیشیدن در افکار و رفتار و باورهای دیگران و بررسی و نقد آزادانه آنها باز می‌دارد. و او را به زور در افکار و باورهای مرجع تقلید زندانی می‌کند و اندیشه را به جای معطوف کردن به محتوای سخن به شخص گوینده معطوف می‌کند.
راهکار اسلام برای پالایش عقیده مقلدانه
سفارش و راهکار اسلام برای پالایش عقیده مبتنی بر تقلید کورکورانه، پاره کردن زنجیرهای تقلید با تعقل و تفکر است. شگفت‌انگیز اینکه کمتر کسی است که در بند این زنجیر نباشد و شگفت‌انگیزتر اینکه پژوهشگرانی هستند که خود در بند زنجیر تقلیدند و تصور می‌کنند اندیشه آزاد دارند! قرآن کریم می‌فرماید: و هنگامی که به آنان (که مشرک و کافرند) گویند: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می‌گویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم پیروی می‌کنیم. آیا هرچند پدرانشان تعقل نمی‌کردند و چیزی نمی‌فهمیدند و راه (حق را به سبب عدم تفکر و تعقل) نمی‌یافتند. (باز هم کورکورانه از آنها پیروی خواهند کرد؟) (بقره - 170) بنابراین انسان اگر با تفکر و تعقل نقشه راه خود را در این دنیا انتخاب کند هیچ‌گاه گرفتار پیرایه‌ها و موانع بازدارنده راه تکامل نمی‌شود.
5- استبداد رای
استبداد رای یکی دیگر از موانع پالایش افکار و عقیده است و این آفت در واقع تجمیع سه بیماری همراهی کردن با تمایلات نفسانی و توهم دانایی و خود دانابینی و خود برتربینی است. این بیماری، اندیشه صاحبش را چنان تنگ می‌کند که به جمود و تحجر می‌رسد و مانع رسیدن به حقیقت می‌گردد. در نتیجه این بیماری فرد مستبد به حقانیت گفته‌ها، باورها، دین و آرای خود اعتقاد پیدا می‌کند و تمامی گفته‌های مخالفان خویش را باطل می‌انگارد!
وقتی انسان به دگم(بسته)اندیشی مبتلا شد، آنجا که خود را حق می‌داند، از اندیشه و تفکر در آرای دیگران سرباز می‌زند و از تفکر در گفته‌های آنان خودداری می‌ورزد. بدین‌جهت نمی‌تواند به حقیقت برسد!
راهکار اسلام برای پالایش استبداد رای
1- لزوم شناخت آثار و نتایج این بیماری
در احادیث استبداد رای به عنوان یکی از بزرگترین بیماری‌ها و لغزشگاه‌های افکار و عقاید ناب و صحیح توصیف شده که اگر اندیشمند و عالمی بدان مبتلا گردد، هستی او تباه می‌شود.
امام علی(ع) می‌فرماید: «المستبد متهور فی‌الخطا و الغلط» فرد مستبد در خطا و اشتباه غوطه‌ور می‌گردد (غررالحکم، ح 1208)
امام علی(ع) می‌فرماید: «الاستبداد برأیک یزلک و یهورک فی‌المهاوی» استبداد در رای تو را می‌‌لغزاند و در هلاکت فرو می‌برد. (همان، ح 1510)
2- مقابله عملی با این بیماری
الف) گوش دادن به اقوال و سخنان دیگر و انتخاب بهترین فکر و عقیده(زمر- 17 و 18)
ب) مشورت کردن با افراد صاحب‌نظر و متخصص
امام علی(ع): «من استبد برأیه هلک و من شاورالرجال شارکها فی‌ عقولها» کسی که با افراد متخصص و صاحب‌نظر مشورت کند در عقل و خرد آنها شریک می‌شود(و از فکر و اندیشه آنها بهره می‌برد) (نهج‌البلاغه- حکمت 161)
ج) خود را برتر از دیگران نبیند
قرآن کریم می‌فرماید: «تلک الدارالاخرهًْ نجعلها للذین لایریدون علوا فی‌الارض و لافساد اوالعاقبه للمتقین.» سرای آخرت را نصیب کسانی می‌کنیم که در جامعه نه برتری‌طلبی و نه فساد می‌کنند و عاقبت به خیری هم در انتظار خودمراقبان و افراد باتقوا است. (قصص- 83)
ادامه دارد

نام:
ایمیل:
* نظر: