نگاهی به فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» (هالیوود زیر ذرهبین)
مخدری موقت برای دردهای زنان
فاطمه قاسمآبادی
مسئله سقط جنین زمانی جزو تابوهای غیرقابل تغییر جوامع مختلف دنیا بود. این مسئله که هم بهخاطر مسائل اعتقادی و هم بهخاطر نگاه خانوادگی، طرد شده بود، کمکم و با سست شدن مسائل اعتقادی بین مردم دنیا و بهخصوص در کشورهای غربی، بهعنوان یک حق برای زنان مطرح شد و در نهایت هم با بیانیه «مانیفیست 343» در فرانسه، توسط زنان فمنیست و امضای این بیانیه، آزادی سقط جنین، با وجود مخالفان بیشماری که داشت، قدم مهمی به سوی تحقق برداشت.
در سالهای اخیر و با اعتراض مردم در نقاط مختلف دنیا و بهخصوص بهخاطر فشارهای انجمنهای مسیحی آمریکا که بسیاری از زنان آسیبدیده این ماجرا که بیشترشان بعد از سقط، دچار فروپاشی روحی شدند و یا بعدها برای فرزندآوری به مشکلات اساسی دچار شدند، قوانین سختی در برخی ایالتهای مختلف این کشور، علیه آزادی سقط جنین گذاشته شده که این قوانین، مخالف با قوانین قبلی پیرامون این موضوع بود و همین بهانهای شد که مخالفین و هنرمندان، از اقشار مختلف جامعه آمریکا، در اعتراض به قوانین جدید اقدام کنند.
فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» به نویسندگی و کارگردانی «الیزا هیتمن» محصول سال 2020 ایالات متحده است که سازنده در آن تلاش کرده این قوانین جدید پیرامون مسئله سقط جنین را به چالش بکشد.
سفر به نیویورک
داستان فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه»، درباره دو دختر نوجوان به نامهای «آتِم» و «اسکایلر» است که در منطقه روستایی پنسیلوانیا زندگی میکنند...
پس از یک بارداری ناخواسته که برای آتِم پیش میآید، او چون نمیخواهد خانوادهاش که رابطه خوبی با آنها ندارد، از این قضیه بو ببرند، به کمک اسکایلر، به نیویورک سفر میکند تا عمل سقط جنین را بدون اجازه پدر و مادرش انجام دهد چرا که در شهرستانهای کوچک آمریکا این عمل در سنین پایین، تنها با اجازه والدین صورت میگیرد. آتم و اسکایلر در این سفر باید با پول کمی که دارند دو روز در نیویورک بمانند تا پروسه پزشکی تمام شود و...
جلب ترحم به نیت اعتراض
داستان فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» از اجرای نوجوانان دبیرستانی شروع میشود که در آن بعد از اجرای پسران، آتِم شخصیت اول داستان، روی صحنه میرود و از همان اول مورد تحقیر و توهین پسران همکلاسیاش قرار میگیرد.
در طول داستان هم مخاطب میبیند که دو دختر ماجرا در این جامعه هیچ شانی ندارند و تنها بهعنوان یک جنس به آنها نگاه میشود و وقتی مشکلی پیش میآید، هیچ کمکی از طرف خانواده، اجتماع و... نیست و آنها باید خودشان برای مشکلاتشان راهحلی پیدا کنند.
در داستان این دختران رهاشده، هیچ راهحل یا کمکی نیست و در نهایت هم تمام مشکلات سر جای خودشان باقی هستند ولی فیلم طوری پیش میرود که انگار میخواهد بگوید، میان این همه مشکل غیرقابل حل، این دختران بینوا بهخاطر مسئله پیش پا افتادهای مانند سقط جنین از حاملگی ناخواسته هم باید زجر بکشند و بهای گزاف پرداخت کنند!
این رویکرد با توجه به قوانین قدیمی ایالات متحده در مورد سقط جنین و قوانین فعلی قابل توجه است.
در سال ۱۹۷۳ دیوان عالی آمریکا، سقط جنین را در این کشور قانونی کرده بود. البه در همان زمان هم گروههای مذهبی آمریکا گفته بودند و روی اعتقادشان پافشاری کرده بودند که مسیحیت سقط جنین را مثل قتل میداند و نباید اجازه چنین کاری به افراد داده شود. از طرف دیگر ماجرا گروههای فمنیستی مختلفی هم بودند که سقط جنین را مسئلهای مربوط به زنان و بدن آنها میدانستند و در نهایت تصمیم درباره این موضوع را تنها حق زنان میدانستند...
بعد از همه این درگیریها بهخاطر سیاستهای جدید آمریکا حدود دو سالی میشود که قوانین سفت و سختی علیه آزادی سقط جنین در بعضی از ایالتهای آمریکا تصویب شده که تقریبا هیچ جایی برای قانونی بودن سقط جنین مگر در مواردی چون تجاوز، حاملگی از محارم و زمانهایی که سلامت مادر در خطر است، نگذاشته است.
در حال حاضر و در اعتراض به سختگیریهای جدید، در مورد سقط جنین، ساخت فیلمی مانند «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» که در آن، مخاطبین پای روایت دو دختر نوجوان مینشینند و از زاویه دید و مشکلات آنها، به قضیه نگاه میکنند، قابل تأمل است.
این فیلم بیشتر از اینکه بهصورت کلان، به سقط جنین و مشکلات قبل و بعدش برای دختران و زنان نگاه کند، ماجرا را به مشکلات یک دختر بینوا در جامعهای بیرحم، محدود کرده و مخاطب را به وسیله تحریک احساساتش در مقابل این دو دختر نوجوان، پای روایت خود مینشاند.
مبارزه بین مخالفین و موافقین
در مورد قضیه سقط جنین رویکردهای متفاوتی وجود دارد و در بسیاری از کشورهای اروپایی این مسئله کاملاً آزاد شده ولی اتفاقات سال گذشته و آزاد شدن سقط جنین قانونی در آرژانتین، بهعنوان یک کشور کاتولیک و کشور مادری پاپ فعلی، جنجالهای زیادی بهوجود آورد.
البته با توجه به اظهارنظرهای پاپ در مورد تابویی مثل همجنس بازی، که در آن گفته بود:
«آنها(همجنسبازان) هم فرزندان خدا هستند و حق دارند که در یک خانواده باشند...اعمال همجنسگرایانه گناه هستند اما گرایش به همجنس گناه نیست!» خیلی عجیب نیست که عکسالعمل خاصی از سوی این مقام عالیرتبه واتیکان، در مورد آزادی سقط جنین در کشور مادریاش اتفاق نیفتاد.
در حال حاضر موافقین و مخالفین هر دو طرف ماجرا، با قدرت در حال جنگ هستند و در این بین، سینمای هالیوود هم وظیفهاش را برای فیلم سازانی که فیلمهایی با ساختارهای تابوشکن دینی میسازند، بهطور کامل انجام میدهد و از آنها حمایت میکند.
فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» در واقع در بستری هنری سعی دارد اعتراضش را نسبت به این قوانین، در قالب داستانی قابل لمس، به تصویر بکشد.
استقبال جشنوارههای غربی
فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» با وجود ریتم کندی که دارد، بهخاطر موضوع خاصش در این زمان خاص و نیز بهخاطر بازیهای باورپذیر بازیگران جوانش، توانست نظر منتقدین را به خود جلب کند. این فیلم علاوه بر موفقیت در جشنواره برلین و کسب خرس نقرهای، توانست نامزدیها و جوایز جشنوارههای بینالمللی زیادی را از آن خود کند. البته «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» با توجه به بودجه ساخت 5 میلیون دلاریاش تنها حدود 410 هزار دلار فروخت ولی با توجه به اینکه این فیلم به هیچ وجه برای گیشه ساخته نشده بود و هدف تولیدش فروش نبود، باز هم ساختش برای الیزا هیتمن، یک موفقیت بزرگ محسوب میشود و باید دید که این فیلم، در آینده چه شانسی برای نامزدی و دریافت جوایز اسکار امسال پیدا میکند.