کد خبر: ۲۱۳۰۶۹
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۷

انســان شیطــان



  انسان موجودی مُتألُه است که همه صفات الهی را به‌عنوان مظهر اسماءالله دارد؛ اما همین موجود در هبوط و سقوط خویش با آنکه دارای صفات الهی است، آن صفات الهی را با گناه دفن می‌کند و اجازه ظهور و بروز نمی‌دهد تا جایی که «انسان شیطان» می‌شود؛ یعنی با حفظ انسانیت، همه صفات را در جهت منفی آن به کار می‌گیرد و حتی ابلیس که از جنیان شیطانی است را پشت‌سر می‌گذارد؛ یعنی می‌شود استاد ابلیس در شیطنت. اینان همان «شیاطین‌الانس» هستند.(انعام، آیه 112)
خدا در قرآن می‌فرماید کسانی که رباخواری می‌کنند و لقمه حرام را می‌خورند، وقتی می‌ایستند، مایه قوام و ایستادگی آنان، دیگر انسانی نیست؛ چرا که آنان دیگر خصوصیات و صفات نیک الهی را به نمایش نمی‌گذارند، بلکه نمایشی از کسی دارند که شیطان او را مس کرده و جن‌زده به شیطان شده و دیگر تعادل فکری و رفتاری ندارند.(بقره، آیه 275)
البته شیطان گام به گام وارد می‌شود؛ او مترصد فرصتی است تا بتواند در یک زمان و موقعیتی بر دل شخص در آید و قلب او را در اختیار گیرد که حقیقت انسان را تشکیل می‌دهد. از همین رو شیطان همواره چون طواف‌کنندگان دور انسان می‌گردد تا این فرصت به دست آید. از نظر قرآن، اگر انسان بر فطرت باشد، با ذکر الله و یادکرد خدا به بصیرتی می‌رسد که حقیقت بر او آشکار شده و از دست شیطان می‌رهد و اجازه نمی‌دهد تا او به درون دل راه یابد(اعراف، آیه 201)، اما کسی که متذکر نمی‌شود، به شیطان طوافگر اجازه می‌دهد که وارد کعبه دل شود و در آنجا ساکن گردد.
امام علی(ع) می‌فرماید: آنان شیطان را تکیه‌گاه و معیار کار خود گرفتند و شیطان نیز آنها را شرکای خود قرار داد و در سینه‌هاشان لانه کرد و تخم ‌گذاشت و جوجه‌های خود را در دامانشان پرورش داد و ردّ پایش همه‌جا پیدا می‌شود. شیطان با چشم‌های آنان نگریست و با زبان‌های آنان سخن گفت. پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد و خطاهای زشت را برایشان آراست؛ مانند رفتار کسی که شیطان او را در سلطه خود سهمی ‌داده است و زبان او را ابزار یاوه‌سرایی خود ساخته است. (نهج‌البلاغه، خطبه 7)
در جایی دیگر می‌فرماید: مَهْلًا لَا تَعُدْ لِمِثْلِهَا؛ فَإِنَّمَا نَفَثَ الشَّیْطَانُ عَلَى لِسَانِک‏؛ آرام باش! مثل این را دیگر تکرار نکن. همانا شیطان بود که این حرف را بر زبانت جاری کرد.(الکافی، الاسلامیه، ج‏2، ص230؛ الأمالی، ص574؛ نهج‌البلاغه، خطبه‌193، ص306)
چنین شخصی که انسان شیطان است، چون کافر است، مرده است؛ زیرا این نور ایمان است که انسان را زنده می‌کند(انفال، آیه 24؛ حج، آیه 31؛ نمل، آیات 80 و 81) خدا در قالب صنعت احتباک به این نکته‌ اشاره می‌کند و می‌فرماید: لِیُنْذِرَ مَنْ کَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ؛ این قرآن برای آن است تا هر که را زنده است بیم دهد؛ و گفتار خدا درباره کافران محقق شود. (یس، آیه70)
صنعت بدیع احتباک این است که گوینده در دو کلام پیاپی، از جمله اول، قسمتی حذف شود که مشابه آن در جمله دوم بیان شده است؛ و از جمله دوم نیز بخشی حذف گردد که در جمله اول بدان‌ اشاره شده است. پس از نظر قرآن مومن زنده‌دل است و کافر مرده‌دل. امام علی(ع) می‌فرماید: «فَالصُّورَهًُْ صُورَهًُْ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ لاَ یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَی فَیَتَّبِعَهُ وَ لاَ بَابَ الْعَمَی فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِکَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ؛ چهره او چهره انسان است، ولى قلبش قلب حیوان. راه هدایت را نمى‌شناسد تا از آن پیروى کند و طریق گمراهى را درک نمى‌کند تا از آن بپرهیزد. (در حقیقت) او مرده‌اى است در میان زندگان!»(نهج‌البلاغه، خطبه 87)
بهروز جعفری
captcha